ضرب و شتم و اعتصاب غذای گسترده در زندان ارومیه
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آبان ،۱۳۸٦  

امروز مورخه 14/12/86 زندانیان سیاسی معترض به سیستم مدیریتی و مدیریت بند دوازده زندان مرکزی ارومیه که بند متعلق به زندانیان سیاسی میباشد، با یورش گارد زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و تعداد ده نفر از زندانیان معترض که متشکل از فعالان ترک، کرد و مذهب اهل حق بودند به نقطه نامعلومی منتقل گردیدند.

اسامی افراد منتقل شده به عبارت ذیل میباشد :

1- غلامحسین خان عبدالی
2- علی احمد سل?مان
3- مهدی قاسم زاده‌
4- بخشعلی محمدی
5- عبیدلله‌ قاسم زاده‌
6- سهه‌ند علی محمدی
7- هادی حمیدی
8- ... جاوید
9و10- نامعلوم

شایان ذکر است زندانیان سیاسی منتقل شده در اعتراض به این وضعیت در زمان انتقال اعتصاب غذای خود را اعلام نموده اند . البته چهارتن زندانی اهل حق به نامهای مهدی قاسم زاده‌ ، عبیدلله‌ قاسم زاده‌، بخشعلی محمدی ، سهه‌ند علی محمدی قبل از انتقال مدت بیش از پنج روز بود که‌ در اعتصاب غذا بوده‌اند.


کلمات کلیدی:
امام جمعه مشهد
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٦  

 امام جمعه مشهد مقدس به نقد عملکرد سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و همچنین سازمان تربیت بدنی پرداخت.
به گزارش «فردا»، علم الهدی امام جمعه مشهد مقدس ضمن انتقاد از برخی سازمان های دولتی گفت: آن استراتژی که در سیاست خارجی و اقتصاد{دولت}داشته در عرصه فرهنگی نداشته است. انتظار ما هم از دولت احمدی نژاد که می گوید دولت من دولت انتظار است، بیشتر از این است. بنده هم اکثر نقد هایی که به دولت داشته ام در حوزه مسائل فرهنگی بوده است.
وی که با ویژه نامه خراسان مصاحبه می کرد در ادامه افزود: به عنوان مثال باید به مدیریت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری اشاره کرد که عملکردش ضد فرهنگی بوده و هم اکنون نیز این گونه است.
به گزارش فردا علم الهدی در ادامه این مصاحبه به بیان نظراش درباره موسیقی پرداخت و گفت: نظر کلی من در مورد موسیقی این است که این هنر نمی تواند ارزش های دینی ما را زیبا کند زیرا اگر این ابزار در زیباسازی ارزش های دینی موثر بود ائمه  قبل از همه از این ابزار استقاده می کردند.
وی افزود: با این حال می بینیم ائمه   با وجود اینکه پول های گزافی به شاعرانی نظیر فرزدق و کییت داده اند، چنین حمایتی را از موسیقی نکرده اند. اهل بیت ضد هنر نبوده اند. پیامبر اکرم (  به حسان بن ثابت می گویند: روح القدس در تو دمیده شده است. معصومین در مقام استخدام شعر در حوزه معارف دینی این گونه عمل کرده اند. پس معلوم می شود موسیقی نمی تواند در راستای ترویح معارف دینی مورد استفاده قرار گیرد. البته آنچه در نظام اجرا می شود باید مبتنی بر قتوای امام راحل اجرا می شد و مقام معظم رهبری باشد.
حجت الاسلام علم الهدی در ادامه به بررسی فعالیت گروههای موسیقی در شهر مشهد پرداخت و گفت: در مورد اجرای کنسرت موسیقی در مشهد، این کار مثل نواختن موسیقی در کنار حرم امام رضا   است. با آن مطالبی که گفتم و حدیث پیامبر اکرم  "بین الجبلین روضه من ریاض الجنه" شهر مشهد همه اش جزو حرم امام رضا   است و همانطوری که هیچ موسیقی دانی به خود اجازه نمی دهد در حرم امام رضا  به نوازندگی بپردازد لذا در مشهد نیز نباید کنسرت موسیقی اجرا شود.
وی تاکید کرد: تفاوت مشهد و سایر مراکز استان های دیگر باید به این باشد که کنسرت موسیقی در آن اجرا نشود، هر چند همانطور که گفتم کلاس موسیقی پا برجاست.


کلمات کلیدی:
سالارکیا معاون سعید مرتضوی از درمان دکتر علوی ممانعت می کند
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ آبان ،۱۳۸٦  

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از زندان گوهرداشت کرج دکتر مصطفی علوی پژوهشگر زندانی، در روزهای اخیر بیماری ایشان شدت یافته است، و علیرغم توصیه کتبی بهداری زندان مبنی بر انتقال او به بیمارستانی در خارج از زندان برای تحت  درمان فوری قرار گرفتند. ولی سالارکیا و حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد از دادن اجازه درمان به او و یا انتقال او به بیمارستان خوداری می کنند.
خانواده دکتر علوی در طی چند هفتۀ اخیر  پیگیریهای مستمر برای انتقال دکتر علوی به بیمارستان جهت درمان ایشان انجام داده اند اما تا به حال به نتیجه ای نرسیده است . آنها با سالارکیا معاون سعید مرتضوی در امور زندانها موضوع درمان او در بیمارستان و توصیه کتبی بهداری زندان  را با سالارکیا در میان گذاشته اند. سالارکیا در جواب خانواده دکتر علوی گفته است: به هیچ وجه نمی گذارم بیاد، اگر اعلام کنند الان رو به قبله است و داره می میره من موافقت نمی کنم بیاد، هر دستوری هم بدهند من انجام نمی دهم این باید اینجا بماند.
از طرفی دیگر علی محمدی معاون رئیس زندان گوهرداشت فشارها و تهدیدات و اذیت آزار ها را علیه دکتر علوی افزایش داده است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،محروم کردن زندانیان سیاسی بیمار از درمان و نگهداری آنها در شرایط غیر انسانی را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به نقض اولیه قوانین حقوق بشر در ایران است.


کلمات کلیدی:
درخواست کمک برای نجات جان یک زن محکوم به اعدام
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸٦  

وی در نامه ای که اخیراً منتشر کرده جهت پرداخت دیه و رهایی از اعدام درخواست کمک نموده است.

متن نامه به شرح زیر است:

باسلام و احترام

احتراماً بدین وسیله به استحضار می رسانم اینجانبه، زندانی، "الف.م"، 32 ساله به اتهام قتل شوهر 74 ساله ام مدت چهار سال و نیم در زندان اوین بسر می برم. آنچنانکه شنیده ام اوایل سال 87، اجرای حکم اعدام را در پیش رو دارم.

شاکیان پرونده ام شرط گذاشته اند که با دریافت مبلغ 60 میلیون تومان، رضایت خود را اعلام کنند. اما من و خانواده ام فاقد استطاعت مالی برای پرداخت این مبلغ به شاکیان هستیم و نمی توانیم این مبلغ را تهیه نماییم. دارای یک دختر 17 ساله هستم و همچنین دچار بیماری صرع می باشم . دخترم اکنون مشغول به تحصیل بوده و نیاز زیادی به حضور مادر دارد. اما متاسفانه در این مدت فقط یک بار توانسته ایم همدیگر را ببینیم. دخترم به کسی جز من نمی تواند اتکا کند و با مرگ من، تکیه گاهش را از دست خواهد داد.

لذا خواهشمندم چنانچه در توان و امکان مالی شما مردم عزیز باشد، برای زنده ماندن این حقیر کمک مالی نمایید.

با احترام

میم. الف

جهت جمع آوری کمک برای پرداخت دیه این زندانی و از آنجا که به شناسنامه وی دسترسی وجود ندارد، شماره حسابی توسط وکیل وی افتتاح شده است.

شماره 0302917750001 حساب سیبا نزد شعبه مبارزان بانک ملی، به نام وکیل پرونده، مینا جعفری آماده دریافت کمک های انسان دوستانه به منظور نجات جان این زن است.


کلمات کلیدی:
عبادی: در مشروعیت انتخابات مجلس هشتم باید شک کرد
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ آبان ،۱۳۸٦  

 «کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه» روز شنبه اطلاعیه ‌ای صادر کرد و در آن اعلام کرد که انتخابات مجلس هشتم با استانداردها و ضوابط انتخابات آزاد، سالم و عادلانه برگزار نشده است.
شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل و سخنگوی این کمیته، در‌گفت‌وگویی با رادیو فردا می گوید که این کمیته، «انتخابات مجلس
هشتم را آزاد، سالم و عادلانه نمی‌داند».
تعریف شما از انتخابات آزاد و عادلانه چیست؟
شیرین عبادی: منظور ما انتخاباتی ا‌ست که خود دولت ایران هم قبول کرده است. وقتی دولت ایران عضو اتحادیه بین‌المجالس شد، به بیانیه چگونگی برگزاری انتخابات پارلمانی هم پیوست و قبول کرد  که انتخابات پارلمانی باید طبق ضوابطی که اتحادیه بین‌المجالس اعلام کرده در ایران برگزار شود.
بنابر این، منظور ما تعهدات بین‌المللی دولت ایران است. بر همین اساس، ما با دید کارشناسانه به انتخابات نگاه کردیم و متوجه شدیم که متأسفانه انتخابات مجلس هشتم با تعهدات بین‌المللی دولت ایران در زمینه برگزاری انتخابات سالم، آزاد و عادلانه انطباق ندارد؛ و چون انطباق ندارد باید در مشروعیت و مقبولیت چنین انتخاباتی شک کرد.
خانم عبادی! چرا باید شک کرد؟ چه مدارک و شواهدی به دست شما رسیده که انتخابات مجلس هشتم را غیرآزاد، غیررقابتی و غیر عادلانه می‌دانید؟
موارد متعددی هست که گزارش شده و بعد از بررسی کارشناسانه اعضای کمیته، ما متوجه شدیم که با تعهدات بین‌المللی دولت ایران همخوانی ندارد.
اهم آنها این است که امکان نظارت کامل برای شمارش آرا و چگونگی اخذ رأی در مورد داوطلبان ورود به پارلمان فراهم نبوده و در مورد شیوه شمارش آرا و جابه‌جایی صندوق‌ها هم شکایاتی رسیده که از سوی مجریان به آنها پاسخ درستی داده نشده است.
امکان تبلیغ برابر برای کلیه داوطلبان هم فراهم نبوده است، زیرا رسانه ملی در ایران، یعنی صدا و سیما، در اختیار دولت است و همه مردم به اینها نگاه و گوش می‌کنند و باید به صورت مساوی در اختیار کلیه داوطلبان گذاشته شود. اینها اضافه بر مسایلی‌ است که در بیانیه‌های پیشین به آنها اشاره کرده بودیم و شامل چگونگی رد صلاحیت برخی از داوطلب‌ها بود
خانم
عبادی! از این مسایل که شما به آنها اشاره می‌کنید هم که بگذریم، پس از اعتراض آقایان خاتمی و کروبی به نتایج انتخابات تهران، شورای نگهبان اعلام کرد که باز شماری برخی از صندوق‌های تهران شدنی ا‌ست اما بازشماری تمامی آنها امکان‌پذیر نیست. نظر شما در این باره چیست؟
بدیهی ا‌ست که امکان بازشماری کلیه صندوق‌ها نیست اما بازشماری برخی از آنها با حضور معترضان که امکان‌پذیر است.
افرادی که معترض هستند، مانند آقای خاتمی و آقای کروبی، به صورت رندوم‌ چک بعضی از صندوق‌ها را بیرون بیاورند و آنها را بازشماری کنند. همین میزان هم کفایت می‌کند برای این ‌که سلامت شیوه اخذ آرا را ثابت کند.


کلمات کلیدی:
به مناسبت دوازدهم فروردین
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ آبان ،۱۳۸٦  

خبرگزاری حکومتی ایرنا: در پایان سال ‪ ۱۳۵۷‬مردم ایران در حالی دور سفره هفت سین نوروزی نشسته بودند که عملکرد خود را به ترازوی حساب و کتاب می‌کشیدند.

آنان توانسته بودند با رهبری حضرت امام (ره) شاه را از ایران بیرون برانند تا مردم سالاری به گونه‌ای دل پسند و شایسته برقرار شود.

اما هنوز همه چیز تمام نشده بود. این تازه اول راه بود. انقلاب اسلامی تنها نهالی بود که در خاک وطن کاشته شد و نیاز به بسا مراقبه‌ها و آبیاری ها داشت.

خون‌های بسیاری باید ریخته می‌شد تا این نهال بتواند یارای ایستادگی در برابر طوفان حوادث را داشته باشد و رای‌های مردم را می‌طلبید تا ریشه‌های این نهال در خاک تثبیت شود.

هنوز نوای " استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی " به گونه‌ای زنده ، در گوش این ملت طنین می‌افکند، هنوز دل‌ها در سوگ دلبرهایی که در جریان تظاهرات سینه‌هایشان به سوزن گلوله دوخته شده بود شعله می‌کشید که ناگهان صدای ساعت از گذر زمان و تحویل سال نو خبر داد.

یک سال گذشت. آن سال هم باید کاری در خور این مملکت می‌شد. مردم، لحظه شمار ثانیه‌های حضوری سرتاسر سبز و انقلابی بودند.

آری این مردم ایران بودند که خسته از ارباب مآبی‌های زورگویانی چون آمریکا قلب هایشان در قفس سین هایشان به تپش افتاده بود.

کاری باید می‌شد تا دست این نامردها، از ثروت و سرنوشت کوتاه شود.

یازدهم فروردین را روز موعود نامیدند. موعودی که ملت ایران رشد و صلاح خود را درآن یافتند و دوازدهم فروردین روزی بود که ملت ایران استقلال، این یار شیرین را در آغوش عشق گرفت و به آزادی سلام گفت و ناگهان در آسمان این ندا، وه چه دلبرانه و دلفریب به گوش رسید: آهای ، آزادی سلام .

آری مردم ایران به آزادی سلام کردند.

روز آزادی و تثبیت استقلال ملت آزاده ایران بر همه دوستداران انقلاب اسلامی ایران تهنیت باد


کلمات کلیدی:
دانشگاه یزد نیز به گورستان تبدیل می شود
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸٦  

رئیس دانشگاه یزد گفت: پیکرهای مطهر شهدای گمنام بهار 87 بر روی دستان دانشگاهیان یزد تشییع شده و در این دانشگاه تدفین می شوند.

میرمحمدی میبدی با بیان این خبر گفت: در بهار 87 برنامه دفن شهدا در دانشگاه یزد برگزار خواهد شد که در این مراسم 4 شهید گمنام در این دانشگاه آرام می گیرند.

در سال گذشته نیز تعدادی از شهدای جنگ تحمیلی در دانشگاههای شهید بهشتی، علم و صنعت ایران، شیراز و شهرکرد دفن شدند.

همچنین مدیرکل امور شاهد و ایثارگر وزارت علوم در سال 86 اعلام کرد: مکانی برای تدفین و ساخت تندیسهایی از شهدا در تمامی دانشگاهها در نظر گرفته می شود.


کلمات کلیدی:
دستگیری مقاله نویس مجله سرزمین آریائی
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸٦  

بنابه گزارشات رسیده آقای سید ظهور نبوی چاشمی 48 ساله متاهل و دارای یک فرزند از مقاله نویسان مجله سرزمین آریائی روز شنبه 10 فروردین1386 دستگیر و به زندان اوین منتقل گردید. مجله سرزمین آریائی مجله ای سراسری بود که از وزارت ارشاد مجوزداشت و دفتر مرکزی آن در تهران قرار داشت پس از آنکه 3 شماره آن منتشر گردید، شماره چهارم آن در سال 1384 توقیف شد. آقای نبوی در تاریخ 5 اسفند 1384 در سمنان محل سکونت خود دستگیر شد و همزمان تعدادی از دست اندرکاران این مجله در تهران دستگیر شدند و به بند 209 اوین انتقال یافتند. آنها به مدت 14 روز در سلول های انفرادی بند 209 اوین تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشتند. سپس به قید وثیقه آزاد شدند. آقای نبوی در اولین دادگاه که از حق دفاع، از خود محروم بود و همچنین از امکانات حقوقی محروم بود. این دادگاه، ایشان را بدلیل نوشتن مقاله در این مجله ( به اتهام تبلیغ علیه نظام) او را به 5 سال زندان محکوم کرد. در دادگاه تجید نظر که در شعبۀ 31 دادگاه انقلاب شهر ری توسط فردی بنام موعظی قاضی پرونده به 4 سال زندان محکوم کرد .
دادگاه انقلاب شهر ری در 19 اسفند بستگان ایشان که سند منزل را بعنوان وثیقه قرار داده بود تحت فشار قرار میدهد، که آقای نبوی را 10 فروردین به شعبه 31 معرفی کنند در غیر اینصورت سند آنها ضبط خواهد شد این در صورتی بود که به آقای نبوی هیچگونه ابلاغیه اعلام نشده بود.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، دستگیری آقای نبوی و سایر خبرنگاران در ایران را محکوم می کند و از سازمانهای خبرنگاری جهان و سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای آزادی فوری این مقاله نویس و سایر خبرنگاران در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
11 فروردین 1387 برابر با 30 مارس 2008

شرایط ذکر شده فوق به سازمانهای زیر گزارش شد
1- عفو بین الملل
2- شورای حقوق بشر سازمان ملل
3- کمیسر عالی حقوق بشر
4- دیدبان حقوق بشر


کلمات کلیدی:
افزایش آمار خشونت در جامعه در سال ۸۶
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٦  

سایت مدرسه فمینیستی: پرونده سال گذشته ۸۶ در حالی بسته می شود که حوادث خشونت بار هم چنان روند رو به رشد خود را طی می کند. هر چند آمار ارائه شده از سوی مقامات ناجا از کاهش آمار قتل و سرقت مسلحانه به عنوان دو جرم تهدیدکننده امنیت اجتماعی خبر داده و بر کشف درصد بالایی از این جرائم تاکید کرده اند اما اخبار موجود نشان دهنده آن است که به رغم برتری عددی و آماری پلیس، خشونت هم چنان بازآفرینی می شود. چرا که دلایل و انگیزه های ارتکاب جرم هم چنان باقی است. به گفته سردار جعفری - رئیس پلیس آگاهی ناجا - یک چهارم قتل های انجام شده در کشور خانوادگی است. از سویی درصد بالایی از جرائم مهم در کشور به پایین آمدن آستانه تحمل مرتکبان جرم (که ناشی از عوامل گوناگون اقتصادی، خانوادگی، فرهنگی و تبعیض های قانونی و… است) باز می گردد، و چنین مجرمانی بدون تجربه جرم های خشن و بدون سابقه و برنامه ریزی از قبل مرتکب جرم می شوند. بازنگری در حوادث منتشر شده در روزنامه ایران (طی اسفندماه ۱۳۸۶) تائیدی بر این ادعاست.

سه قتل با بهانه های ناموسِی

۳ اسفندماه - روزنامه ایران خبر از پیدا شدن قاتل مرد جوانی به نام مهدی را داد که جسدش در دی ماه سال ۱۳۸۵ در طویله ای پیدا شده بود. در رابطه با این قتل مردی به نام حیدر پس از دستگیری به قتل مهدی اعتراف کرد و مدعی شد چون مهدی به صورت تلفنی مزاحم دخترم می شد و همچنین بارها مرا تهدید کرده بود که ماجرای اعتیاد و نگهداری مواد به پلیس خواهد گفت به همین دلیل او را کشتم.

حیدر در دفاع از خود گفت: اتهام قتل را قبول ندارم، من فقط از خودم و ناموسم دفاع کردم. چند سال قبل در لواسان ساکن شدم، مقتول از غریبی من سوء استفاده می کرد و می خواست از من اخاذی کند اما این تنها دلیلم نبود، یک روز وقتی از محل کارم به خانه آمدم، دیدم مهدی و دخترم در زیرزمین هستند، کنترل خودم را از دست دادم و داد و فریاد کردم، مهدی به طرفم حمله کرد، من هم با چوب دو ضربه به سرش زدم بعد با طنابی که آنجا بود او را خفه کردم . دختر حیدر گفت من رابطه ای با مهدی نداشتم اما او چندین بار تلفنی مزاحم من شده بود، اکنون من هم از اولیای دم می خواهم تا پدرم را ببخشند. خانواده مهدی برای حیدر تقاضای صدور حکم قصاص کردند.

۷ اسفندماه - مأموران پلیس شهریار در جریان نزاعى خونین در یکى از محله هاى این شهر قرار گرفتند. آنها پس از حضور در محل حادثه با پیکر نیمه جان پسر ۲۳ ساله اى به نام على روبه رو شدند. مرد مجروح بلافاصله به بیمارستان منتقل شد، اما با وجود تلاش پزشکان بر اثر جراحات و خونریزى جان باخت. بدین ترتیب در جریان تحقیق هاى پلیسى، «شاهین» - ۲۹ ساله - به اتهام ارتکاب قتل شناسایى و دستگیر شد. وى در بازجویى ها اظهار داشت: «على» براى خواهرم مزاحمت ایجاد کرده بود که او را از پا درآوردم.

۱۵ اسفند - مأموران پلیس شهر رى در جریان قتل دختر ۲۱ ساله اى به نام «سیما» ـ در خیابان فدائیان اسلام ـ قرار گرفتند. مادر ۵۵ ساله در نخستین بازجویى ها با اعتراف به قتل دخترش گفت: یک سال پیش شوهرم مرد. مدتى بعد من و دخترم آپارتمان مستقلى اجاره کردیم. تا این که کم کم متوجه تماس هاى تلفنى مشکوک او شدم. بنابراین رفتارهایش را زیر نظر گرفته و متوجه مشکلاتش شدم. به خاطر این که از صبح تا شب کار مى کردم کنترل لحظه به لحظه دخترم برایم غیرممکن بود. تا این که او همراه مردى از خانه فرار کرد. یک هفته بعد پسرانم آنها را در ترمینال دیده و دخترم را به خانه برگرداندند. من شب اول او را در حمام حبس کردم. رفتارهایش باعث آبروریزى شده بود. بنابراین مى ترسیدم دست برادرانش به خون او آلوده شود. به همین خاطر براى حفظ آبروى خانوادگى تصمیم به قتل او گرفتم. بنابراین مقدار زیادى قرص خواب آور تهیه کرده و قرص ها را به او خوراندم. وقتى بیهوش شد او را خفه کرده و به کلانترى رفتم. گزارش این حادثه به شعبه ۷ دادسراى شهررى و اعلام رضایت همه اعضاى این خانواده و صرفنظر آنها از طرح شکایت علیه مادرشان، مجازات این زن با حکم قطعی دادگاه تجدید نظر به مدت دو سال به حالت حبس تعلیقی درآمد.

همسرکشی

۴ اسفند - اختلاف هاى شدید خانوادگى زوج تهرانى، با قتل مرد میانسال و مجروح شدن همسرش پایان یافت. به گزارش خبرنگار، صبح چهارشنبه ساکنان یک ساختمان مسکونى در خیابان ستارخان متوجه درگیرى شدید زن و شوهر همسایه شدند. دقایقى بعد یکى از همسایه ها به آپارتمان زوج میانسال مراجعه کرده بود، صداى ناله هاى «کبرى» ۴۵ ساله را از خانه شنید با عجله موضوع را به پلیس اطلاع داد. دقایقى بعد مأموران کلانترى ۱۱۸ستارخان پس از حضور در محل حادثه با پیکر بى جان «اسماعیل»۵۰ ساله و زن مجروح روبه رو شدند. اسماعیل بر اثر اصابت ضربه هاى کارد «کبرى» جان باخته و «کبرى» نیز نیمه جان روى زمین افتاده بود. وى روى تخت بیمارستان قتل همسرش را پذیرفت و گفت: صبح چهارشنبه قبل از رفتن به محل کارم طبق معمول همسرم با من به جر و بحث پرداخت.به دلیل این که توهین هایش قابل تحمل نبود با هم درگیر شدیم. ناگهان «اسماعیل» با چاقو به طرفم حمله کرد و ضربه اى به بدنم زد. من هم براى دفاع از خود چاقو را گرفته و چند ضربه به او زدم. اسماعیل راننده مسافربر جاده اى است که ۲۵ سال قبل ازدواج کرده و ثمره زندگى آنها نیز سه فرزند است که هیچ کدام آنها هنگام درگیرى در خانه نبودند.

۵ اسفند - مأموران پلیس و آتش نشانى مشهد از وقوع آتش سوزى در خانه اى باخبر شدند. آنها پس از خاموش کردن شعله هاى آتش، با پیکرهاى سوخته مرد ۵۳ ساله، دختر ۱۰ ساله و پسر ۱۹ ساله مواجه شدند. کارشناسان سازمان آتش نشانى آتش سوزى راعمدى اعلام کردند. دختر بزرگ این خانواده جزئیات حادثه را فاش کرد. زن جوان گفت: شوهر اولم چند سال قبل، بر اثر سقوط از بلندى جان سپرد. مدتى بعد پدرم مرا با زور و تهدید به عقد مردى که ۱۶ سال از خودم بزرگتر بود درآورد. به دلیل مشکلات فراوان خانوادگى چند بار از پدرم خواستم صیغه محرمیت من و شوهرم را باطل کند اما او همراه شوهرم مرا کتک مى زد. به خاطر نجات از این زندگى جهنمى نقشه قتل شوهر و پدرم را طراحى کردم. شب حادثه در غذاى پدر و همسرم مقدارى قرص خواب آور ریختم. نیمه شب رختخواب پدرم را آتش زدم. پدرم همراه برادر، خواهر و شوهرم در خواب بودند. دقایقى بعد هم شوهرم از خواب پرید و از اتاق خارج شد. اما پدر، خواهر و برادرم در آتش سوختند. حال آن که متأسفانه سه عضو خانواده ام که علاقه زیادى هم به آنها داشتم در آتش سوختند. اما شوهرم زنده ماند.

والدین کشی

۵ اسفند - زن ۶۰ ساله ای با ضربه هاى کارد پسر معتادش به قتل رسید. مأموران پلیس از وقوع جنایتى در خیابان طالقانى کرج باخبر شدند. آنها پس از حضور در محل جنایت با جسد زن ۶۰ ساله اى به نام فاطمه رو به رو شدند. پلیس در جستجوی پسر فراری است.

۱۶اسفند - دو تن از بستگان زنى به نام رقیه ـ ۴۶ ساله ـ پس از مراجعه به خانه آنها، با پیکرهاى بى جان رقیه ، مجید ایران زاد ـ تاجر ۷۰ ساله ـ و اسماء ـ دختر ۵ ساله ـ روبه رو شدند که به طرز فجیعى به قتل رسیده بودند. تحقیقات نشان مى دهد پس از قتل سه عضو خانواده، طلا و جواهرات موجود در خانه را نیز دزدیده شده است. رسول ـ پسر ۳۸ ساله مرد تاجر پس ازبازداشت گفت: پدرم، همسر دوم او و فرزند خردسال شان را به خاطر ارثیه کشتم. پدرم اموال و دارایى هایش را به همسر دوم و دختر خردسالش بخشیده بود. من هم به دلیل بیکارى با مشکلات مختلف مواجه بودم، اما او به نیازهاى من توجهى نداشت. به همین خاطر تصمیم گرفتم آنها را بکشم.

آزار و خشونت به بهانه های عشقی

۲ اسفند - مرد ۴۵ ساله ای که با شنیدن پاسخ منفی از سوی زن مورد علاقه خود قصد داشت با تهدید اسلحه او را وادار به ازدواج کند! ماموران انتظامی کلانتری ۱۰۹ «بهارستان» از طریق مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ اطلاع یافتند، فرد ناشناسی با تهدید سلاح وارد منزلی شده است. با اعلام این گزارش ماموران بلافاصله به محل اعزام شدند و مردی به نام مصطفی با یک قبضه سلاح کمری «لاما» دستگیر و در بازرسی از وی هفت فشنگ جنگی نیز کشف کردند. مصطفی در بازجویی های پلیسی گفت: چندی قبل زنی به نام اشرف برای نظافت وارد منزل من شد و تلفن همراه مرا سرقت کرد و من برای پس گرفتن گوشی به خانه او مراجعه کردم. اشرف در جریان تحقیقات به ماموران اظهار داشت: این مرد ۴۵ ساله مدت یک هفته است که به من پیشنهاد ازدواج موقت داده اما من موافقت نکرده ام به همین خاطر قصد داشت مرا با تهدید اسلحه وادار به قبول ازدواج کند.

۴ اسفند - اواخر سال ۸۳ به مأموران ستاد مبارزه بامواد مخدر اطلاع دادند خودروى پژو ِی از مشهد عازم تهران است، مقدار قابل توجهى مواد مخدر- هروئین و تریاک- با خود حمل مى کند. سرنشینان خودرو که یک مرد ۶۲ ساله و دو زن بودند براى بازجویى به داخل پاسگاه منتقل شدند.مأموران پس از بازرسى خودرو، یک کیسه حاوى موادمخدر از جمله ۲۷ گرم هروئین، مقدارى تریاک و چند بسته قرص روان گردان کشف کردند.عباس- راننده- با اظهار بى اطلاعى از وجود مواد مخدر در خودرویش به مأموران گفت: نمى دانم چه کسى آن را داخل خودرویم گذاشته است. چند روز پیش دخترم با من تماس گرفت و با گریه گفت: همسرش مردى بیمار است که رفتارهاى طبیعى ندارد. به همین خاطر او را به بهانه هاى مختلف به باد کتک مى گیرد. چند روز بعد هم خبر بیکار شدن و خانه نشینى اش را داد. به اتفاق همسرم با خودروى پژو به مشهد رفتیم تا پس از گفت وگو با دامادمان مسائل و مشکلات خانوادگى آنها را حل کنیم. مهناز، دختر جوان این مرد به قاضى دادگاه گفت: رضا ـ همسرم ـ به دلیل بیمارى روحى، روانى به همه چیز مشکوک است. در چند ماه اخیر هم با افراد شرور و قاچاقچى رفت و آمد پیدا کرده است. گاهى اوقات آنها را به خانه مى آورد و با زور و تهدید مى خواست از میهمانانش پذیرایى کنم. اما من توجهى نمى کردم و او نیز مرا به باد کتک مى گرفت. مأموران رضا را براى بازجویى احضار کردند که او پس از ساعت ها تحقیق و بازجویى سرانجام لب به اعتراف گشود: وقتى فهمیدم پدر زنم قصد دارد همسرم را از من جدا کند و با خود به تهران ببرد عصبانى شدم و با همکارى دوستانم مواد مخدر را در داخل ماشین پدرزنم جاسازى کردیم. وقتى آنها به راه افتادند تلفنى موضوع را به مأموران اطلاع دادم. چرا که مى خواستم با این کارم از آنها انتقام بگیرم.

۷ اسفند- یکى از ساکنان بزرگراه آهنگ با پلیس ۱۱۰ تماس گرفت و گفت: پسر جوانى با حالتى آشفته و هراسان از خانه همسایه ما بیرون دوید و به سرعت فرار کرد. فکر مى کنم در این خانه اتفاقى افتاده باشد. مأموران کلانترى ۱۳۲ نبرد به ساختمان مورد نظر رفتند پس از گشودن در وارد خانه شدند در آشپزخانه با جسد مریم - ۳۴ ساله - روبه رو شدند که دستمالى دور گردنش پیچیده بود. همسر و دختر ۱۴ ساله مقتول از روی نشانی جوانی را بنام نوید شناسایی کردند . نوید ۱۸ ساله پس از دستگیری گفت: مریم از بستگان ما بود. قرار بود من و دخترش با هم ازدواج کنیم. روز حادثه به من تلفن کرد و گفت مى خواهد راجع به موضوع مهمى با من صحبت کند. وقتى به آنجا رفتم دخترش را به بهانه اى بیرون فرستاد. بعد هم سر موضوعى با او به جر و بحث پرداخته و سرانجام با دستمال گردنم او را خفه کردم.

۱۳ اسفند - دخترى به نام «سمیه» معروف به «سوگند» در پى سقوط از طبقه پنجم ساختمان مسکونى در شرق تهران جان باخت . مأموران کلانترى ۱۱۰ شهدا نیز پس از تماس تلفنى ساکنان مجتمع، خود را به محل حادثه رساندند. پسر ۲۶ ساله اى به نام «حمید» ساکن طبقه پنجم ساختمان را به عنوان مظنون به قتل دستگیر کردند. حمید در دادگاه به تشریح جزئیات حادثه پرداخت: روز حادثه باران تندى مى آمد. «سوگند» از من یک لیوان آب خواست به آشپزخانه رفتم تا برایش آب بیاورم اما ناگهان به محض بازگشت متوجه شدم خودش را از پنجره اتاق خواب پائین انداخته است در حالى که بشدت شوکه بودم چند دقیقه بعد متوجه شدم مأموران پشت در هستند، من هم سراسیمه به سوى پشت بام دویدم. روى پله ها نشسته بودم که دستگیر شدم. قاضى به متهم گفت: در جلسه محاکمه اعلام کردى سوگند خود را از پنجره آشپزخانه به بیرون پرت کرد. قاضى همچنین سؤال کرد اگر متهم به قتل نبودى چرا به سوى پشت بام فرار کردى، متهم جواب داد: ترس تمام وجودم را گرفته بود. دستپاچه و به هم ریخته بودم، نمى توانستم تصمیم بگیرم.

۱۶ اسفند - مردی با اطلاع از تصمیم ازدواج همسر سابقش، مادر و برادر وى را گروگان گرفت. مهران ـ ۴۰ ساله ـ عصر سه شنبه ۱۴ اسفند مسلح به خانه پدر همسر سابقش رفت و خود را مأمور پست معرفى کرد. و با تهدید اسلحه مادر و برادر همسر سابق خود را گروگان گرفت. وى بلافاصله در تماس تلفنى از مژگان خواست به خانه برگردد. در این میان زن جوان که متوجه غیرعادى بودن حالت مهران شده بود از پلیس کمک خواست سرانجام پس از ۵ ساعت تلاش، مهران خود را تسلیم کرد. درباره انگیزه خود گفت: من همسرم را خیلى دوست دارم اما او چند ماه قبل بى دلیل از من جدا شد. بعد از مدتی با تلاش هاى فراوان راضى شد دوباره با من زندگى کند. تا این که چندى قبل متوجه رفتارهاى مشکوک او و ارتباط مخفیانه اش با یکى از دوستان خانوادگى شدم. وقتى موضوع را با او در میان گذاشتم وى با صراحت گفت که قصد ازدواج با آن مرد را دارد.در حالى که با شنیدن حرف هاى همسرم خیلى عصبى و ناراحت شده بودم، تصمیم به انتقام گرفتم.

ربودن زنان و تجاوز

۴ اسفند - مأموران پلیس مشهد از سال ۷۸ در پى دریافت گزارش هاى تکان دهنده در جریان فعالیت های چند شبکه ، ربودن دختران و زنان فرارى قرار گرفتند و در ادامه تحقیقات دریافتند اعضاى شبکه ها طعمه هایشان را از بین دختران سرگردان و زنان خیابانى انتخاب کرده و آنها را پس از آزار و اذیت دسته جمعى در اختیار خانه هاى فساد قرار مى دادند. مأموران معاونت اطلاعات پلیس مشهد از ۲۸ دى سال ۸۰ عملیات دستگیرى تبهکاران را آغاز کرد. نخستین گروه چند برادر بودند که شبکه موسوم به «باغ آلو» را هدایت مى کردند. با اعتراف هاى تکان دهنده برادران «شیبک» اعضاى چهار شبکه دیگر که با آنها همکارى داشتند نیز شناسایى و طى ۹ ماه، ۸۰ شرور آدم ربا در این رابطه دستگیر شدند. در تجسس هاى پلیسى مشخص شد هشت خانه فساد نیز تحت نظر این افراد فعالیت مى کنند. بنابراین کارآگاهان پس از تعقیب و مراقبت هاى نامحسوس ۶۳ زن و دختر جوان را نیز دستگیر کردند که همگى تلفن همراهى در اختیار داشتند که به صورت دائم از سوى گردانندگان خانه هاى فساد کنترل مى شدند. پس از محاکمه متهمان در شعبه ۱۹ دادگاه عمومى مشهد ۹ تن از اعضاى شبکه «باغ آلو» به اعدام و دیگر مجرمان نیز به حبس هاى طولانى مدت محکوم شدند. یکی از افراد این باند به نام احمد فراری بودکه هیچ ردى ازاو در دست نبود. آواخر بهمن امسال دختر جوانى با مراجعه به پلیس آگاهى مشهد از احمد به اتهام آدم ربایى و آزار و اذیت شکایت کرد.با طرح این شکایت پرونده وارد مرحله تازه اى شد و عضو فراری این باند در یک آرایشگاه مردانه دستگیر شد.

۵ اسفند - دختر جوان که از دام مردىکه قصر ربودنش را داشت با تلاش راننده کامیون نجات یافت. دختر جوانى همراه پدرش به دادگاه عمومى بخش رودهن با طرح شکایت از راننده یک پراید مشکى رنگ گفت: مدتى پیش در دانشگاه رودهن پذیرفته شدم اما به خاطر نبود امکانات خوابگاهى مجبور بودم تا مسیر تهران به رودهن را با خودروهاى عمومى طى کنم. ساعت ۱۲ روز دهم دى پس از پایان کلاس ها، نزدیک دانشگاه سوار یک خودرو پراید شدم. اما در طول راه متوجه رفتارهاى مشکوک و غیرعادى راننده شدم. خواستم ماشین را نگه دارد تا پیاده شوم اما او بى توجه به حرف هایم با سرعت به سوى دماوند حرکت کرد وارد جاده فرعى شد. در آنجا با داد و فریاد خودم را به بیرون انداختم و پا به فرار گذاشتم اما راننده پس از تعقیبم مرا مورد ضرب و شتم قرار داد. او سعى داشت با زور و تهدید مرا به داخل ماشین بکشاند که همان موقع یک راننده کامیون به کمکم آمد . راننده پراید پا به فرار گذاشت و من با کمک راننده کامیون به شهر بازگشتم. با طرح این شکایت، پلیس پس از چهره نگارى موفق به ردیابى راننده فرارى شد. مرد فرارى در یک آژانس خودرو مشغول کارو دارای سابقه کیفری است. تحقیقات پلیس درباره فیلم ها و تصاویر موجود در تلفن همراه متهم نیز ادامه دارد.

۱۴ اسفند - مرد چند چهره که به اتهام فریب و اغفال دختران نوجوان تحت تعقیب بود دستگیر شد . حدود دو هفته قبل والدین دختر ۱۷ ساله اى به نام عاطفه با مراجعه به اداره یازدهم پلیس آگاهى تهران اعلام کردند دخترشان از سوى یک مرد جوان ربوده شده است. تلاش کارآگاهان براى یافتن دختر و پسر فرارى آغاز شد. دو روز بعد پدر و مادر عاطفه با مراجعه به پلیس در حالى که عکس فرهاد را در دست داشتند گفتند: زن جوانى که خود را همسر صیغه اى فرهاد معرفى کرده این عکس را در اختیارمان قرار داده است. فریبا - ۱۹ ساله- همسر صیغه اى در شکایت خود گفت: حدود چهار سال قبل در گرمسار با این مرد خوش پوش - متهم- که خود را مهندس و طراح ساختمان معرفى مى کرد آشنا شدم. او سپس با فریب و چرب زبانى وادارم کرد تا همراهش فرار کنم. اوقول داد مرا به عقد خود درآورد. اما پس از مدتى به بهانه این که مهاجر غیرقانونى است و شناسنامه هم ندارد مرا به عقد موقت درآورد. اما مدتى بعد شخصیت واقعى اش را کشف کردم. او مردى هوسران با مشکلات اخلاقى فراوان بود. این اواخر هم زنان و دختران فریب خورده را به خانه مى آورد. وقتى به او اعتراض مى کردم مرا به باد کتک مى گرفت.بعد هم در یکى از اتاق ها زندانى ام مى کرد. من هم به دلیل نداشتن پشتوانه خانوادگى مجبور بودم بسوزم و بسازم. حال آن که او و برادرش براى زنان نیز مزاحمت ایجاد مى کردند. تاکنون بارها از سوى همسران یا برادران زنان و دختران فریب خورده مورد ضرب و جرح قرار گرفته و پرونده هاى زیادى نیز در کلانترى و دادسرا دارند. دختر جوان گفت: او را جلوى مدرسه مان دیدم. فرهاد از من خواست همراهش به گردش بروم. اما نمى دانم چگونه فریبم داد و مرا به بندرعباس کشاند. آنجا به زور مرا مورد آزار و اذیت قرار داد. بعد هم مرا داخل اتاقى زندانى کرد و اجازه نمى داد با خانواده ام تماس بگیرم. چندین بار هم مرا مورد ضرب و شتم قرار داد.

۱۹ اسفند - کشف جسد زن جوانى در حاشیه کانال آب ورامین، به مأموران پلیس اعلام شد. در نخستین بررسى ها مشخص شد ، زن جوان پس از ضرب و شتم شدید و آزار و اذیت به قتل رسیده است. سه روز پس از کشف جسد مردى نگران با مراجعه به کلانترى از ناپدید شدن مرموز همسرش - بهاره - خبر داد. هشتم مرداد ۸۵ جسد زن دیگرى در کانال آب ورامین کشف شد. در تحقیقات پلیسى مشخص شد قربانى ۳۰ ساله ، معصومه نام داشته که به دلایل نامعلوم خفه شده است. جسد این زن در حالى که لابلاى پارچه اى پیچیده شده بود در کانال آب پیدا شد. این پرونده با کشف جسد سومین زن وارد مرحله تازه اى شد. پیکر طناب پیچ «فرح» - ۴۲ ساله - قربانى سوم، در کانال آب کشف شد. ۱۲ فروردین ۸۶ پیکر نسیم - ۲۸ ساله - چهارمین قربانى در حاشیه کانال آب ورامین پیدا شد.با گذشت ۹ ماه از چهارمین جنایت، پلیس سه برادر شرور را به اتهام آزار و اذیت زنان شناسایى و دستگیر کرد. امیررضا - ۲۶ ساله - حمیدرضا -۲۸ ساله - و علیرضا - ۲۳ ساله - در پى اعلام شکایت ۱۱ زن به اتهام آدم ربایى، آزار و اذیت و سرقت طلاهاى زنان دستگیر شدند.تحقیقات از متهمان ادامه داشت که همسر علیرضا با مراجعه به پلیس آگاهى راز تبهکارى هاى همسرش را فاش کرد. او گفت: «حدود یک سال قبل به خاطر مسائل خانوادگى با شوهرم اختلاف پیدا کردم. در جریان جر و بحث ها او تهدید کرد در صورتى که به اختلاف ها پایان ندهم مرا هم مانند فرح - یکى از قربانیان - مى کشد.» سرانجام نیز دو تن از متهمان لب به اعتراف گشوده و به قتل بهاره، نسیم، فرح و معصومه اعتراف کردند. بازپرس پرونده که احتمال مى داد آنها مرتکب جنایت هاى دیگرى نیز شده باشند تحقیقات گسترده ترى را انجام دادند و در تازه ترین بازجویى ها این سه برادر به قتل اکرم پنجمین قربانى اعتراف کرد.

۱۹ اسفند - یکى از ساکنان ساختمانى در خیابان فرشته، هنگام خروج از خانه با یک گونى زردرنگ، کنار پیاده رو ، رو به رو شد. وى بلافاصله با پلیس ۱۱۰ تماس گرفت و از مأموران کمک خواست. مأموران کلانترى ۱۰۱ تجریش پس از حضور در محل حادثه و بررسى گونى، با جسد زنى رو به رو شدند. جسد متعلق به زنى ۴۰ ساله و ناشناس است که آثار جراحت هاى عمیق در سر و همچنین فشار بر قسمت راست گردنش به طور کامل مشخص بود. او بر اثر خفگى در محل دیگرى به قتل رسیده و سپس جسدش در این محل رها شده بود.

۲۳ اسفند - اعضاى شبکه ای پس از آزار و اذیت دختر جوانى، پیکر نیمه جانش را داخل چاهى انداخته بودند، در عملیات ویژه مأموران پلیس شهریار شناسایى و دستگیر شدند. چند شکایت مبنى بر آزار و اذیت، مزاحمت براى زنان و دختران، زورگیرى و شرارت از سوى دادستان شهریار، در دستور کار مأموران پلیس امنیت قرار گرفت. رهگذران هنگام عبور از کنار چاه صداى ناله هاى دخترجوان را شنیده و تقاضاى کمک کردند. دقایقى بعد مأموران آتش نشانى در حضور مأموران پلیس، دختر نیمه جان را از داخل چاه نجات دادند. وى پس از بهبودى در بازجویى ها گفت: در حال رفتن به خانه بودم که سه پسر شرور سد راهم شدند. آنها با تهدید مرا به باغى متروکه کشانده و به آزار و اذیتم پرداختند. بعد هم مرا داخل چاهى انداخته و متوارى شدند. اعضاى این شبکه شناسایى و در عملیات هاى جداگانه اى دستگیر شدند. چندى بعد پسر نوجوانى با مراجعه به پلیس از تبهکاران شکایت کرد. او به مأموران گفت: چندى قبل دو تن از اعضاى شبکه مرا ربوده و مورد آزار و اذیت قرار دادند. آنها پس از فیلمبردارى از صحنه آزار و اذیتم تهدید کردند اگر موضوع را به پلیس اطلاع دهم، فیلم را در شهر پخش مى کنند. تاکنون ۲۰ شاکى با مراجعه به دادسرا از اعضاى این شبکه شکایت کرده اند.

۲۳ اسفند - دو دختر که براى تفریح سوار خودروى سه پسر شدند، نمى دانستند با پاى خود به تله شیطانى مى روند. عصر ۲۳ بهمن دو دختر با مراجعه به یکى از کلانترى هاى غرب تهران از سه پسر به اتهام آزار و اذیت شکایت کردند. یکى از آنها گفت: با دوستم براى خرید به یکى از مراکز تجارى غرب تهران رفته بودیم که هنگام بازگشت به خانه یک خودروى پژو با سه سرنشین سد راهمان شد. آنها سپس ما را به زیرزمین یک ساختمان مسکونى کشانده و به زور ما را مورد آزار و اذیت قرار دادند. یکى از متهمان، کامبیز - ۱۹ ساله - در بازجویى ها گفت: روز حادثه به سراغ دوستانم رفتم تا در خیابان گشتى بزنیم تا این که در یکى از خیابان ها با دو دختر جوان روبه رو شدیم. سپس آنها را به آپارتمانم برده و در زیرزمین ساختمان آنها را مورد آزار و اذیت قرار دادیم. با اعترافات کامبیز، کارآگاهان دو همدست دیگر وى را نیز دستگیر کردند. و پس از اعتراف گفتند: فقط یکى از دخترها را مورد تعرض قرار داده اند.

۲۶ اسفند - بعد از ظهر جمعه ساکنان یکى از خیابان هاى غرب تهران صداى فریادهاى دختر جوانى را شنیدند که از مردم کمک مى خواست. همان موقع مردم پسر جوانى را در حال کتک زدن یک دختر دیدند. ضارب نیز با مشاهده مردم از آنجا گریخت. در این میان دختر جوان که به شدت آسیب دیده بود با پلیس ۱۱۰ تماس گرفت. مینا -۲۵ ساله- که از اهالى همان محل است به مأموران گفت: در پیاده رو خیابان حرکت مى کردم که ناگهان فردى از پشت مرا روى زمین پرت کرد. او قصد آزار و اذیتم را داشت که در برابرش مقاومت کردم. بنابر این مرد ناشناس مرا به باد کتک گرفت. وقتى هم اهل محل به خیابان آمدند او با سرعت فرار کرد. این در حالى است که دختر جوان به دلیل شکستگى دست و پا در بیمارستان بسترى است. متهم کارگر یک ساختمان نیمه تمام پس از دستگیری انگیزه خود را وسوسه هاى شیطانى اعلام کرد. وى هم اکنون با صدور قرار قانونى در اختیار مأموران کلانترى قرار دارد تا تحقیقات از او ادامه یابد.

کشف مواد مخدر از مرزهای کشور تا بند نسوان زندان اوین

سردار حسین ذوالفقارى جانشین فرمانده نیروى انتظامى کشور در همایش رؤساى پلیس مبارزه با مواد مخدر نیروى انتظامى با اشاره به کشف بیش از ۴۰۰ تن مواد مخدر طى سال ۸۶ گفت: ۵۷ درصد کشفیات در شرق کشور، ۲۵ درصد در استان هاى حاشیه مرز و ۱۸ درصد نیز در کل استان هاى کشور به دست آمده است. وى با بیان این که امسال ۱۵ تن از مأموران مبارزه با مواد مخدر در جریان مبارزه با قاچاقچیان کشته شده اند و ۱۲۸ تن نیز زخمى شدند خاطرنشان کرد: ۲۵۱ تن از قاچاقچیان نیز در عملیات هاى مختلف کشته شدند.

اما در ۵ اسفندماه روزنامه ایران خبر داد که کشف مواد مخدر به بند نسوان زندان اوین نیز رسیده و تعدادی از اعضاى شبکه بزرگ توزیع مواد مخدر در بند زنان زندان اوین از سوى مأموران حفاظت اطلاعات قوه قضائیه شناسایى و دستگیر شدند. چندى قبل خانواده یکى از زندانى هاى معتاد بند نسوان زندان اوین، با تسلیم شکایتى به حفاظت اطلاعات قوه قضائیه اعلام کردند دخترشان با وجود این که از مدت ها قبل در زندان به سر مى برد هنوز هم به دلیل اعتیاد شدید به راحتى به مواد مخدر - کراک - دسترسى دارد. پس از این شکایت مأموران در بررسى هاى دقیق و تجسس هاى نامحسوس به راز فعالیت یک شبکه ۲۵ نفرى توزیع مواد مخدر در زندان پى بردند. بدین ترتیب اغلب متهمان که از زنان زندانى بودند شناسایى و براى بازجویى به دادسرا احضار شدند.صبح دیروز دو تن از متهمان از سوى شاملو، بازپرس شعبه اول بازپرسى دادسراى جنایى تحت بازجویى قرار گرفتند.یکى از متهمان که زنى - ۳۰ ساله - است و مدتى قبل به اتهام خرید و فروش ۲۳ گرم کراک به همراه مادرش دستگیر و به ۱۳ سال زندان محکوم شده است در بازجویى ها گفت: هنگام مرخصى از زندان مواد مخدر را از دو زن در جنوب تهران خریده سپس مواد را به داخل زندان منتقل کرده است.متهم دیگر پرونده نیز در اعترافاتش گفت: از طریق دوستانم چند حساب بانکى باز کرده و از زندانیان مى خواستم پول مواد را از طریق خانواده هایشان به حسابم واریز کنند.بازپرس شاملو نیز در این باره گفت: اعضاى این شبکه ۲۵ زن هستند که غیر از سه نفر همگى از زندانیان زندان اوین هستند.به گفته وى این افراد پس از پایان دوره مرخصى، مقدارى مواد مخدر را با روش هاى مختلف از جمله بلعیدن، به داخل زندان منتقل مى کردند. در برخى مواقع نیز مواد مخدر را از طریق اعضاى خانواده هایشان و هنگام ملاقات حضورى دریافت کرده و مواد را به داخل زندان منتقل مى کردند.


کلمات کلیدی:
واردات گوشت ذبح اسلامی از بلاروس به ایران
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸٦  

میری مشاور امور بین الملل سازمان صنایع ، معادن و کشاورزی در این باره به واحد مرکزی خبرگفت: برای سامان دهی بازار گوشت و پس از مطالعات هشت ماهه ، واردات گوشت ذبح اسلامی از بلاروس به ایران آغاز شد.

وی افزود: با هماهنگی های صورت گرفته نخستین محموله این گوشتها روز دوشنبه با پروازی اختصاصی وارد فرودگاه مهرآباد می شود.

به گفته میری، در صورت مساعدت وزارت جهاد کشاورزی، روزانه 60 تن گوشت از بلاروس به ایران وارد می شود.

همچنین گریشوک گیرو گوویچ مدیر عامل شرکت گوشت گرودنو بلاروس با اشاره به هزینه ده میلیون دلاری برای ساخت این کارخانه تولیدی گفت: این مجموعه صنعتی همه استانداردهای بین المللی و اروپایی را دار است و ماهانه بیش از 2500تن گوشت تولیدی خود را به دیگر کشورها صادر می کند.

وی ابراز امیدواری کرد در سایه این همکاری، میزان صادرات گوشت بلاروس به ایران افزایش یابد.

قرار است سالانه 24هزار تن گوشت به ارزش 150میلیون دلار از بلاروس به ایران وارد شود.


کلمات کلیدی:
بیانیه سپاه تروریستی پاسداران به مناسبت 12 فروردین
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٦  

تشکیلات تروریستی سپاه پاسداران بمناسبت دوازده فروردین بیانیه ای صادر کرده است.

در این بیانیه آمده است: مردم قهرمان ایران در یوم ا... دوازده فروردین 58 با برگزاری مهمترین همه پرسی، صفحه زرین و درخشان دیگری را به تاریخ ایران اسلامی اضافه کردند. اکنون ملت ایران با پیروی از رهنمودهای حکیمانه رهبر معظم انقلاب، در آستانه ورود به دهه چهارم انقلاب، با حضور حماسی و هوشیاری سیاسی و تعهد دینی خود در همه عرصه های جدید ضمن شکوفاسازی ظرفیت های بالقوه ،خود را برای تبدیل ایران به الگویی جهانی آماده می کند. ملت شریف ایران با درک صحیح و فهم عمیق از شرایط و مناسبات بین المللی و مسائل داخلی، وفاداری خود را به انقلاب اسلامی و آرمان های امام راحل، رهبر معظم انقلاب، اتحاد ملی و انسجام اسلامی را به نمایش گذاشت. مردم ایران به یمن استقلال و اعتماد به نفس با ارتقای کمی و کیفی فناوری هسته ای به عالی ترین سطوح و پرتاب موفقیت آمیز کاوشگر (موشک دوربرد) به فضا موجب حیرت جهانیان شد. سپاهیان جان بر کف و بسیجیان دریادل ضمن گرامیداشت یوم ا... دوازده فروردین با تأکید بر استفاده از فناوری های روز در عرصه های مختلف آمادگی خود را تحت اوامر فرماندهی معظم کل قوا حضرت آیت الله خامنه ای برای دفاع از دستاوردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی تا تحقق زمینه تشکیل حکومت جهانی اسلام برای استقرار عدل جهانی با ظهور حضرت ولی عصر(عج) اعلام می کند.


کلمات کلیدی:
پخش تصاویر تکاندهنده از جنایات رژیم از تلویزیون فرانسه
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ آبان ،۱۳۸٦  

تلویزیون کانال دو فرانسه تصاویر تکاندهنده ای از جنایات وحشیانه رژیم اسلامی در ایران را پخش کرد و گفت این تصاویر و عکسها نشان از وحشیگری این رژیم دارد.

گزارشگر تلویزیون دو فرانسه با نشان دادن صحنه هایی از سنگسار گفت این تصاویری از سنگسار در ایران است. ملاها سال گذشته لایحه ای را طرح کرده بودند که به مجازات سنگسار پایان دهند، اما احکام مرگ از طریق سنگسار کماکان صادر می شود.

تلویزیون دو فرانسه با نشان دان صحنه های قطع انگشتان دست یک جوان گفت تصاویر دیگری که مخفیانه از ایران خارج شده است، قطع دست متهمین به سرقت را به نمایش می گذارد.

تلویزیون دو فرانسه سپس با نشان دادن تصاویر درآوردن چشم یک مرد در ایران گفت این فرد نگاهی غیراخلاقی داشته و چشم گناهکار او را از حدقه در میاورند.

تلویزیون دو فرانسه در ادامه جسد جوانی را نشان داد که آثار شکنجه بر روی آن دیده می شد. گزارشگر گفت این مرد 27 ساله بمدت سه روز در اسارت ماموران رژیم تهران قرار داشت. جرم وی این است که به مذهب دیگری روی آورده است. این تصاویر بطور مخفیانه در سردخانه توسط خانواده اش گرفته شده اند.

گزارشگر تلویزیون دو فرانسه گفت این تصاویر و این عکسها که نشان از وحشیگیری رژیم دارد کماکان بطور مخفیانه از ایران خارج می شود.


کلمات کلیدی:
انتقاد از پلیس ایران به دلیل 'تجاوز به حریم شخصی'
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ آبان ،۱۳۸٦  

این سازمان در بیانیه ای که روز جمعه منتشر کرد، از مقام های ایران مصرانه خواست این افراد را، که مدعی است در اواخر فوریه دستگیر شده اند، آزاد کنند و اتهام های آنها مبنی بر روابط همجنسگرایانه، نوشیدن مشروبات الکلی و سایر اعمال "غیراخلاقی" را کنار بگذارند.

جو استورک، معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای دیده بان حقوق بشر، گفت: "وقتی پلیس برای اجرای نوعی اخلاقیات دائما درب منازل را می شکند، این بدان معناست که حدود را زیر پا می نهد و در هر لحظه به حریم خصوصی مردم تجاوز می کند."

او که نظام ایران را نظامی سرکوبگر خواند، افزود این نظام "با کنترل لباس، رفتار و زندگی شخصی مردم ناقض حقوق بنیادین است."

ظاهرا منابع داخل ایران به این سازمان که مقر اصلی آن در نیویورک است گفته اند در روزهای 28 و 29 فوریه پلیس در اصفهان به منازل شخصی هجوم برده و بیش از 30 مرد را در یک مهمانی دستگیر کرده است.

سازمان دیده بان حقوق بشر مدعی است این افراد حدود چهار هفته است که بدون دسترسی به وکیل و تفهیم اتهام در حبس بسر می برند و پلیس آنها را برای یافتن "شواهد همجنسگرایی" به پزشکی قانونی ارجاع داده است.

این سازمان در بیانیه ای که جمعه 28 مارس منتشر کرد به موارد دیگری از حمله پلیس به خانه های شخصی و ضرب و شتم مهمانان به اتهام "تسهیل اعمال جنسی و منافی عفت" اشاره می کند.

این سازمان در بیانیه خود درباره مجازات همجنسگرایی در ایران می نویسد: "آخرین احکام مستند شده مجازات اعدام در ایران برای روابط همجنسگرایانه مورد توافق طرفین در مارس 2005 صادر شد. هنوز معلوم نیست آیا این احکام به مورد اجرا گذارده شدند یا خیر. دیده بان حقوق بشر طی مصاحبه های وسیع با مردان و زنان داخل و بیرون از ایران اسنادی از دستگیری و شکنجه های وسیع و خودسرانه بدلیل گرایش های جنسی و یا هویت جنسیتی افراد تهیه کرده است."

منابع غربی گفته اند که در نظام قضایی ایران اتهام رفتارهای همجنسگرایانه مورد رضایت طرفین تبدیل به اتهام تجاوز می شود. اما دیده بان حقوق بشر تاکنون هیچ مدرکی در این باره نیافته است.

جو استورک گفت: "در ایران برای برخی مردم، جاسوس پشت پنجره اتاق خواب و یا صدای در ممکن است به معنای خطر حکم مرگ باشد."

او افزود: "حریم شخصی، آزادی از حبس های خودسرانه و آزادی از شکنجه جزء حقوق بشر محسوب می شوند. پلیس و قضات باید به این حقوق احترام بگذارند."

برخورد با میهمانی ها یکی از مواردی است که از سوی دولت ایران تحت عنوان "مبارزه با فساد" صورت می گیرد و مقام های انتظامی ایران مدعی شده اند این اقدامات امنیت اجتماعی را افزایش داده است.

دیده بان حقوق بشر کمتر از یک سال پیش نیز با صدور بیانیه ای مشابه، از برخورد نیروهای پلیس در اردیبهشت ماه سال گذشته به ویژه با جوانان و تحت پوشش "مقابله با شئون غیراخلاقی" انتقاد کرده بود.


کلمات کلیدی:
دستگیری و شکنجه و صدور احکام سنگین برای خانوادهای که با فرزندانشان دیدار کرده ان
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٦  

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از زندان گوهرداشت کرج خانم زهرا اسدپور کرجی 50 ساله و دختر ایشان خانم فاطمه جوشن 22 ساله در تاریخ 16 بهمن 1386 در میدان ساسان کرج توسط مامورین وزارت اطلاعات ربوده شدند، بعد از ظهر همان روز مامورین وزارت اطلاعات  به منزل آنها یورش بردند و منزل آنها را مورد بازرسی قرار دادند و وسائل منزل آنها را تخریب نمودند آنها کامپیوتر خانواده ،سی دی ،کتابها و مقدار زیادی از لوازم منزل را با خود بردند.خانم اسدپور را به سلولهای انفرادی بند 8 معروف به بند سپاه انتقال دادند( شرایطی این بند مانند بند 209 اوین می باشد و تحت کنترل مامورین وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه می باشد)  و به مدت 30 روز در سلولهای انفرادی زندانی بودند . در سرمای شدید بهمن ماه او را در سلولی قرار داده بودند که فاقد شیشه بود و از امکانات پوششی محدودی برخوردار بودند.در طی مدتی که در سلولهای انفرادی بسر می بردن دائم تحت بازجوئهای طولانی بودند بازجو.ئیها  شب انجام میگرفت که با چشم بند بود و با شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی همراه بود. آنها ابتدا او را مورد شکنجه های جسمی قرار می دادند و بعد شروع به بازجوئی از ایشان میکردند و از ایشان می خواستند که گفته های بازجوی را بپذیرد بازجویان وزارت اطلاعات  شکنجه های روحی مختلفی علیه ایشان بکار بردند از جمله آنها  تهدید به قتل دخترشان ، و یا قتل خودشان ، بازجویان همچنین به ایشان می گفتند که در این سلول انفرادی که هستید ما دختران و زنان زیادی را دار زدیم و مورد هتک حرمت قرار دادیم  و این شیوه در طی 30 روز بارها  در سلولهای انفرادی تکرا رگردید. خانم اسدپوربدلیل  شکنجه های طاقت فرسا چندین روز در اعتصاب غذای خشک بسر بردند و یک بار هم اقدام به خودکشی نمودند. در اثر این شکنجه ها وضعیت جسمی خانم اسدپور به وخامت گرایید وبازجویان وزارت اطلاعات ناچار به آوردن پزشک به سلول انفرادی او شدند. خانم اسدپور در طی دوران زندانی بودن در سلولهای انفرادی از محل نگهداری و و ضعیت دخترشان بی خبر بودند. بازجویانی که در شکنجه خانم اسدپور نقش داشتند بنام های محبی و رضا عارفی هستند که در اداره اطلاعات کرج مستقر هستند همچنین حاج کاظم رئیس زندان گوهر داشت و علی محمدی در شکنجه های آنها مستقیما نقش داشتند 
خانم فاطمه جوشن را به یکی از سللنهای  بند 7 زندان  زنان گوهرداشت که محل نگهداری  زندانیان عادی و خطرناک است انتقال دادند که او بارها توسط زندانبانان و  زندانیان عادی و خطرناک مورد ضرب وشتم قرار گرفتند.
خانواده آقای جوشن از زمان ربودن همسر و دخترشان به دادگاه انقلاب و سایر مراکز مراجعه کردند ولی آنها اظهار بی اطلاعی می کردند و رفتار آنها با این خانواده همراه با توهین وتهدید بود پس از گذشت نزدیک به 2 هفته به آنها اطلاع داده شد که آنها در بازداشت وزارت اطلاعات هستند بازجویان اداره اطلاعات محبی و رضا عارفی پدر و پسر خانواده را تقریبا روزانه به اداره اطلاعات فرآمی خواندن و مورد بازجوئی قرار می دادند و همچنین سایر اعضای خانواده مورد تهدید جانی و اخراج از کار مواجه هستند. این خانواد پس از 33 روز پیگیریهای مستمر توانستند با همسر و دخترشان در زمان کوتاهی و تحت نظارت بازجویان  ملاقات کنند که هر کدام چندین کیلو وزن کم کرده بودند. مراجعات این خانواده به فردی بنام یار محمدی  بازپرسی شعبه 6 دادگاه انقلاب که پرونده این خانواده در دست اوست  و به شعبه سوم دادگاه انقلاب کرج که  فردی بنام میر قفاری و  قاضی پرونده است تا به حال بی نتیجه بوده و با برخوردهای غیر انسانی آنها مواجه هستند و علیرغم صدور وثیقه 25 میلیونی برای هر کدام، از آزادی آنها خوداری می کنندو اخیرا به آنها گفته شده که قصد دارند بعد از تعطیلات عید آنها را مورد محاکمه قرار دهند آنها بدلیل اینکه سال گذشته با فرزندان خود در کمپ اشرف در عراق پس از سالها ملاقات نموده اند تحت  شرایط غیر انسانی قرار گرفته اند .
لازم به یادآوری است که در طی 2 سال گذشته تعداد زیادی از اعضای خانواده به دلیل دیدار با فرزندانشان دستگیر ، مورد شکنجه قرار گرفته اند و به زندانهای سنگینی محکوم شدند از جمله آنها خانم زهرا عیلقلی62 ساله خانم شهلا زرین فر 50 ساله که اخیرا به زندان گوهرداشت تبعید شده آقایان عباس عسگری زاده64، جواد علیقلی 65 ساله،شیرمحمد رضائی در حدود 60 سال زندانی بازمانده از کشتار 1367 اصغر بنازاده زندانی سیاسی سابق حمید بنازاده زندانی سیاسی سابق.


کلمات کلیدی:
بر خلاف نظر احمدی نژاد کارشناسان وضعیت اقتصادی سال جدید را نگران کننده می‌دانند،
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ آبان ،۱۳۸٦  

دویچ وله : محمود احمدی نژاد در اولین جلسه هیئت دولت در سال جدید گفت "به حمدالله آغاز سال نو بسیار زیبا و پرنشاط بود." او در این جلسه بر ضرورت سامان اقتصادی و اصلاح ساختار ها تاکید کرد. کارشناسان اما وضعیت را نگران کننده می‌دانند، نه پرنشاط و بسامان.

 حاصل درآمد کلان نفتی
در آمد نفتی ایران را در پایان سال ۸۶ رقمی نزدیک به ۸۰ میلیارد دلار تخمین زده‌اند، درآمدی که در مقایسه با دولتهای قبلی بی‌سابقه است. دست دولت با داشتن چنین درآمدی بایستی بنابر قاعده برای انجام هرگونه پروژه صنعتی، عمرانی و زیربنایی باز باشد، پروژه‌هایی که برای کاهش بیکاری، تورم و گرانی اجرا شوند و نیز مثلا مانع از این شوند که ظرف دوهفته جان هفتاد نفر در جاده های ایران طعمه حوادث رانندگی گردد.
اگر دولت برای درآمد کلان نفتی برنامه‌ای می‌داشت، قاعدتا می‌توانست با آن حفره‌های درآمدی را پر کند و اقتصاد را به پویش و جهش وادارد. ولی حاصل  درآمد نفتی، بازار داغ کالاهای وارداتی است که سود آن − حتا به نوشته‌های مطبوعات زیر تیغ سانسور در ایران − به جیب تجار بزرگ و واسطه‌ها می‌رود و گرانی گوشت و میوه و مسکن است که جیب های خالی را خالی‌تر می‌کند. حق خواربار یک کارگر ۸۰ تا ۱۰۰ تومان است معادل یک بسته آدامس! حداقل دستمزد یک کارگر ۲۱۹ هزار تومان تصویب شده، با این حقوق محقرترین خانه هم برای یک خانواده چهارنفری در شهرهای بزرگ پیدا نمی‌شود.

افزایش بی‌رویه واردات
رقم واردات در سال گذشته نزدیک به ۶۰ میلیارد دلار برآورد شده است. به عقیده کارشناسان دولت ایران این حجم کالا را به منظور جبران نرخ تورم داخلی وارد کرده، درحالیکه نتیجه آن برعکس تعطیلی تولیدات داخلی و افزایش بیکاری بوده است. دکتر بهمن آرمان در مصاحبه با دویچه وله در این ارتباط به این مورد گویا اشاره می‌کند: علیرغم آنکه ایران یازدهمین کشور تولید کننده محصولات باغی است، دولت در آستانه سال جدید تقاضای ۲/۱ میلیارد دلار میوه وارداتی از محل حساب ذخیره ارزی کرده است.
به گفته‌ی آرمان دولت پیش بینی کرده بود که با این سیاست بتواند نرخ تورم را کنترل کند ولی واقعیت ها نشان دهنده خلاف این است.

 رشد نقدینگی
کارشناسان نرخ تورم را در سال گذشته حدود ۲۵ درصد تخمین می‌زنند. گفته می‌شود در سالی که آغاز شده، امیدی به کاهش آن نیست. کارشناسان اقتصادی می‌گویند تورم در بخش هایی مانند مسکن به ۳۰ درصد هم می‌رسد که خود ناشی از سیاستهایی است که نقدینگی را به سوی بازارهایی مانند مسکن و یا سکه طلا سوق داده، سیاستهایی مانند کاهش نرخ سود بانکی که بارها با مخالفت کارشناسان روبرو گردید، با وجود این تصویب و اجرا شد.
دکتر بیژن بیدآباد در مصاحبه با دویچه وله می‌گوید  اشکال اساسی تورم در اقتصاد ایران مسئله افزایش شدید حجم نقدینگی است و این ناشی از عدم توانایی بانک مرکزی در کنترل آن است:
«بانک مرکزی در طی سه دهه‌ی گذشته توسط قوانین و مصوبات مختلف هر روز از قدرتش کاسته شده است و توانایی آن در کنترل فعالیت‌های بانکی بسیار تنزل یافته است و نتیجتا با ابزارهای بسیار کمی موظف به کنترل حجم نقدینگی شده است.»

اقتصاد مبتلا به جوع
رییس کل بانک مرکزی، طهماسب مظاهری در "اتاق ایران" − بنابر آنچه در روزنامه "دنیای اقتصاد" آمده − گفته است که اقتصاد ایران دچار بیماری جوع شده، که بیماری سیری ناپذیری است. اشاره او به تزریق پول به سیستم مالی ایران است: «ما زمانی سالانه ۱۴ تا ۱۷ میلیارد دلار ارز به بازار تزریق می‌کردیم. این رقم اکنون به ۴۰ میلیارد دلار رسیده است، با این همه بازار ولع بیشتری نشان می‌دهد.» ولعی که منابع مالی را در اختیار دلالان و تجاری قرار می‌دهد، بازارهای داخلی را از کالاهای خارجی پر می‌کند، رشد اقتصادی را متوقف می‌کند، تقاضا را افزایش می‌دهد و همراه با آن گرانی و تورم را.

نقش مؤسسات نقدینگی‌زا
دکتر بیژن بید آباد می‌گوید رقم نقدینگی را حدود ۱۴۵۰ میلیارد ریال در پایان شهریور ماه گذشته گزارش کرده‌اند. تازه این رقمی است که شامل آن نقدینگی پنهانی نمی‌شود که توسط صندوقهای قرض‌الحسنه و موسسات مالی−اعتباری ایجاد می‌شود. این گونه بنگاه‌ها در بازار پول تحت نظارت بانک مرکزی کار نمی‌کنند.  به گفته‌ی دکتر بیدآباد این مؤسسات «نقدینگی‌زا هستند و بخش بزرگ تورمی که در اقتصاد ایران در سالهای گذشته ایجاد شده، توسط این مؤسسات بوده است. و بخش دیگر به دلیل نقص در سیاستهای نظارتی بانک مرکزی از لحاظ کنترل در حجم چک‌­ پولها و شبه‌ پولها بوده است، چرا که بانکها مثل بانک مرکزی عمل کرده‌ و خودشان اقدام به نشر چک‌­پول کرده‌اند و این موضوع بعنوان یک نقیصه‌ی بسیار مهمی بود که در سالهای اخیر تورم را تشدید کرد. بیش از یک‌ونیم دهه است که این پدیده یکی از عوامل پنهان و اصلی افزایش حجم نقدینگی است. نتیجه افزایش سطح قیمت‌ها بوده است.»

رشد بیکاری
دکتر بهمن آرمان می‌گوید اگر شرایط فعلی ادامه پیدا کند و روند تعطیلی کارخانه های داخلی ادامه یابد ایران با بحران شدید بیکاری روبرو خواهد شد. او می‌گوید که شاهد هیچ‌گونه قرارداد جدیدی برای صنایع پتروشیمی، فولاد، ‌آلومینیوم و حتی صنایع پایین تر از ‌آن نیستیم.
نرخ بیکاری را دکتر بیژن بیدآباد بالاتر از آن رقم ۱۰ درصدی می‌داند که منابع رسمی اعلام می‌کنند. او می‌گوید: که رقم اعلام شده «رقم قابل بحثی هست. چون بسیاری از شقوق بیکاری مثل بیکاری پنهان و یا بیکاری‌های سطحی را مدنظر قرار نمی‌دهد و بهرحال یک رقم بیکاری شاخص و پایه را تعریف می‌کند.» او می‌افزاید: «در سال ۸۶ ما براساس آمار بانک مرکزی تولید ناخالص داخلی‌مان در انتهای شش‌ماهه اول چیزی حول و حوش ۷/۸ درصد رشد داشته است، ولی ارقام رشد سرمایه‌گذاری در اقتصاد گزارش نشده است. چیزی که حدس زده می‌شود ازلحاظ افزایش سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و بخش دولتی، به نظر می‌آید این دو قلم که عمده عامل محرک برای اشتغال هستند، آن رشدی را که باید داشته باشند ندارند و نتیجتا نباید توقع داشت که تحولات زیادی را در ارتباط با اشتغال داشته باشیم.»
برای کاهش این نرخ از۱۰ درصد به حد نرخ بیکاری ۴ درصد، حجم عظیمی از سرمایه‌گذاری لازم است و این گذشته از تحولاتی که برای اصلاح ساختار اقتصادی لازم است، مستلزم تغییر در سیاست خارجی ایران است، زمانیکه سرمایه خارجی جرات کنند در ایران فعال شوند. این  فقط در شرایطی ممکن است که ریسک‌های سیاسی اقتصاد ایران را تحت الشعاع خود قرار ندهد. چشم اندازی که به گفته آگاهان هنوز وجود ندارد.
مریم انصاری


کلمات کلیدی:
فراخوان کمک به یک زندانی دو جنسی برای رهایی از زندان
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٦  

مهدی ندامی فرزند عظیم متولد سال 1365 در استان لرستان در حال حاضر در زندان اوین و به دلیل وضعیت خاصش درسلول انفرادی محبوس است. او یکساله بود که پدرش را از دست داد. در سن شانزده سالگی پس از فوت مادرش دیگر اعضای خانواده او را طرد نمودند. او که به دلیل دو جنسی بودن موفق به ادامه تحصیل نشده بود به تهران آمد، دوست دوجنسه ای یافت و با وی در یک منزل اجاره ای همخانه شد. تا اینکه در سال گذشته اتفاقی برای وی رخ داد. مهدی در تشریح این اتفاق می گوید:

« در تاریخ 16/10/1385 محمد و مرتضی آمده بودند تخت طاوس چون می دانستند جای دو جنسه ها آنجاست، آنجا، کریمخان، ونک و پارک دانشجو. گفتم که دو جنسه ام و نمی توانم با شما بیایم ولی می خواهم به من از نظر مالی کمک کنید. من را بردند به منزل مرتضی در را قفل کردند، من را داخل اطاق خواب بردند و تا ظهر من را مورد آزار و اذیت قرار دادند. من تا ظهر زجر می کشیدم، پس از چند ساعت دست و پای من را که بسته بودند باز کردند. لباس های من را در آورده بودند. رفتم تا در را باز کنم دیدم بسته است، خواستم داد و فریاد کنم، یکی از آنها که جثه بزرگی داشت من را کتک زد. یک چاقوی کوچک داشتم، چاقو را نشان دادم و گفتم اگر بیایی نزدیکم و درب را باز نکنی خودم را می زنم. محمد کنار ایستاده بود ولی مرتضی بدتر حمله کرد من نفهمیدم چی شد یک دفعه دیدم سرش را آورد پایین و دیدم سرچاقو خون آلود شده. او به برادرش زنگ زد. برادرش آمد، من را با یک قمه مرا تهدید کرد و گفت که چیزی نگویم بعد مرا بردند کلانتری و دادسرای ارشاد و از آن زمان فرستادند به زندان.

از 23/10/85 وارد زندان شدم. من را در سوئیت انفرادی نگهداری می کنند، اطاقی که من هستم 9 متر است دستشویی و حمام هم داخل همانجاست. برای شام و نهار من را می بردند بیرون، غذا می دهند و در را مجدد می بندند. نه هوا خوری می برند و نه ملاقاتی دارم. رفتار مسئولین با من بد است. اکثر زندانی ها به من توهین می کنند نمی دانم چه کار کنم در زندان به من زیاد اهمیت نمی دهند از زندان خسته شدم هیچ هم صحبتی ندارم .»

مهدی حاضر است به خاطر عمل جراحی و تغییر وضعیت خود کلیه اش را به فروش رساند . وی می گوید: « تا به حال هیچ کس و هیچ انجمنی به من کمک نکرده ، الان تنها هستم، دوست دارم پس از نجات از این گرفتاری کار کنم، پولی تهیه کنم و خودم را معالجه کنم. خیلی دوست دارم ازدواج کنم و مثل یک مادر باشم. اما انگار این آرزوها را باید به گور ببرم. شبها تا صبح بیدارم و فقط فکر می کنم. صبح تا ساعت 10 میخوابم و بعد بیدار می شوم سوئیت را نگاه می کنم، گلهای پرده را می شمارم. ای کاش من را درک می کردند.»

مهدی توسط شعبه 1088 دادگاه عمومی تهران به دوسال حبس و پرداخت دیه در حدود هجده میلیون و پانصد هزار تومان محکوم شده است با درخواست تجدیدنظر شعبه 36 دادگاه تجدیدنظر حبس وی را به ده ماه تخفیف داد. هم اکنون مهدی در زندان است و برای نجات وی از زندان نیاز است مبلغ دیه پرداخت شود.

محمد مصطفایی – وکیل مهدی ندامی

1387/1/4 تهران

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر از کلیه افرادی که قصد کمک به مهدی ندامی در رهایی از زندان را دارند تقاضا می کند با نشانی الکترونیکی Mostafaeilawyer@gmail.com با محمد مصطفایی، وکیل وی تماس حاصل نمایند.


کلمات کلیدی:
تصویب یک قطعنامه برای جلوگیری از توهین به مذاهب
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸٦  

رادیو فردا : شورای حقوق بشر سازمان ملل روز پنج شنبه قطعنامه پیشنهاد شده از سوی کشورهای اسلامی برای جلوگیری از توهین به مذاهب را تصویب کرد.
کاریکاتورهای منتشر شده در یک روزنامه دانمارکی در باره پیامبر مسلمین و همچنین فیلم تازه ای که یک نماینده هلندی علیه قرآن ساخته است، اعتراض مسلمانان را برانگیخته و برخی از آنها خواستار وضع قوانینی علیه توهین به مذاهب شده اند.
متن این قطعنامه که توسط سازمان کنفرانس اسلامی ارائه شده، خواستار توجه شدید جهت تمایز بین اسلام و تروریسم، خشونت و نقض حقوق بشر شده است.
این قطعنامه از کشورها می خواهد که جلو تبعیض را بگیرند و در مقابل تفکرات نژادپرستانه و ترس از خارجی عکس العمل نشان دهند.
گرچه متن این قطعنامه گاه به همه مذاهب اختصاص دارد، اما بیشتر به اسلام و حمله های صورت گرفته به آن می پردازد و بیشتر بر حمایت از مسلمانان اقلیت در کشورهای مختلف بخصوص در شرایط به وجود آمده پس از واقعه ۱۱ سپتامبر متمرکز است.
اتحادیه اروپا ضمن مخالفت با این قطعنامه، اعلام کرد که متن این قطعنامه یکجانبه است و تنها بر اسلام متمرکز شده است.
این اتحادیه می گوید که در متن قطعنامه حقوق بشر آزادی مذاهب و باورها آمده است و لزومی به تاکید بر یک مذهب وجود ندارد.
سخنگوی اتحادیه اروپا گفت که ۲۷ کشور عضو این اتحادیه، آزادی، عدم تبعیض و پذیرش همه مذاهب را  تعهد کرده اند و به جای نگاه یکجانبه بهتر است که یک گفت و گوی دوجانبه توام با احترام صورت گیرد.
فرانسه، آلمان و بریتانیا از جمله کشورهایی بودند که به این قطعنامه رای منفی دادند. پیشتر، دیپلمات های اروپایی گفته بودند که سعی خواهند کرد در حمایت از آزادی بیان جلو قطعنامه هایی از این دست را بگیرند.
عربستان سعودی می گوید شاید اسلام یکی از قربانیان آشکار توهینی است که در لفاف آزادی بیان صورت می گیرد و این قابل تاسف است که برداشت غلطی از آزادی بیان وجود دارد.
۱۵ کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی که در میان ۴۷ کشور شورای حقوق بشر سازمان ملل قرار دارند، به جز گابون و کشورهایی که در جلسه غایب بودند، به این قطعنامه رای مثبت دادند.
هند به این خاطر که این قطعنامه بیشتر بر یک مذهب تاکید دارد، در میان ۱۴ کشوری بود که به آن رای ممتنع داد.
تصویب این قطعنامه در همان روزی صورت گرفت که فیلم جنجالی خیرت وایلدرز، نماینده پارلمان هلند، علیه قرآن در اینترنت منتشر شده است.
این فیلم پانزده دقیقه ای، که «فتنه» نامیده می شود، با این هشدار آغاز می شود که این فیلم حاوی تصاویری تکان دهنده ای است. این فیلم روی وبسایت ویدئویی Live Leak  منتشر شده است.
این فیلم همچنین تصاویری از حمله یازدهم سپتامبر، بمب گذاری های لندن و مادرید به همراه مرور برخی آیات قران را نمایش می دهد.
دولت هلند در حالی که نگران پیامدهای انتشار این فیلم است، کوشیده است تا از این اقدام خیرت ویلدرز فاصله بگیرد.
این در حالی است که پیش از انتشار این فیلم مسلمانان از افغانستان تا اندونزی در تظاهرات هایی خشم خود را نسبت به این اقدام نشان داده اند و دولت های ایران و پاکستان از ساخت و تلاش برای نمایش این فیلم انتقاد کرده اند.
نخست وزیر هلند ماه گذشته اعلام کرده بود که دولت های اروپایی با هلند هم عقیده هستند که مطابق اصل آزادی بیان در قانون اساسی، نمی توان جلو پخش فیلم ضد قرآن آقای وایلدرز را گرفت.


کلمات کلیدی:
دیده بان حقوق بشر : هجوم به منازل شخصی به دلیل "بی عفتی"مسئول
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸٦  

(نیویورک، 28 مارس 2008) – دیده بان حقوق بشر امروز اعلام کرد دستگیری بیش از 30 مرد شرکت کننده در یک مهمانی خصوصی در اصفهان حاکی از از تشدید اقدامات مسئولین برای اجرای قوانین "اخلاقی" است و نشان از شکنندگی حقوق اولیه در کشوری دارد که در آن قدرت پلیس همواره تضعیف کننده حریم شخصی است.
این سازمان از مقام های ایران مصرانه می خواهد این افراد را که گفته می شود در اواخر فوریه دستگیر شده اند آزاد کند و اتهام های آنها مبنی روابط همجنسگرایانه، نوشیدن مشروبات الکلی و سایر اعمال "غیراخلاقی" را کنار بگذارد.
جو استورک معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای  دیده بان حقوق بشر گفت: "وقتی پلیس برای اجرای نوعی اخلاقیات دائما درب منازل را می شکند، این بدان معناست که حدود را زیر پا می نهد و در هر لحظه به حریم خصوصی مردم تجاوز می کند."
وی افزود: "نظام سرکوبگرایانه ایران با کنترل لباس، رفتار و زندگی شخصی مردم ناقض حقوق بنیادین است."
منابع داخل ایران به دیده بان حقوق بشر می گویند در 28 و 29 فوریه پلیس در اصفهان به منازل شخصی هجوم برده و بیش از 30 مرد را در یک مهمانی دستگیر کرده است. این افراد در حدود چهار هفته است که بدون دسترسی به وکیل و تفهیم اتهام در حبس بسر می برند. گزارش شده است که پلیس آنها را برای یافتن "مدارکی" مبنی بر روابط همجنسگرایانه به پزشکی قانونی ارجاع داد.
نیروهای پلیس در مه 2007 و در جریان یک مبارزه ملی برای اجرای قوانین مربوط به پوشش به مهمانی خصوصی دیگری در آپارتمانی در اصفهان هجوم آوردند. آنها 87 نفر را از جمله چهار زن و نیز دستکم هشت نفر را که متهم به پوشیدن لباس جنس مخالف کردند، دستگیر نمودند. قربانیان این هجوم به دیده بان حقوق بشر گفته اند پلیس بسیاری از این افراد را تا کمر لخت کرد و سپس به ضرب و شتم آنها پرداخت تاجائیکه پشت و صورتهایشان پر از خون شد. گزارش شده است که چند تن دچار شکستگی استخوان شده اند. 
در بین دستگیر شدگان، 24 مرد به اتهام "تسهیل اعمال جنسی و منافی عفت" و نیز داشتن و نوشیدن مشروبات الکلی محاکمه شدند. در ماه ژوئن 2007   دادگاهی در اصفهان همگی آنها را بدلیل ارتکاب به برخی از این موارد مجرم شناخت. بیشتر آنها تا 80 ضربه شلاق و پرداخت جریمه هایی بین 10 تا 50 میلیون ریال (1000 تا 5000 دلار آمریکا) محکوم شدند. این احکام تحت تجدید نظر قرار دارند و هنوز به اجرا گذارده نشده اند.
بعضی منابع در ایران به دیده بان حقوق بشر گفته اند از هنگام دستگیری های مه 2007 تاکنون پلیس نظارت و آزار افراد مرتبط با 87 مرد و یا شخص متهم به روابط همجنسگرایانه را تشدید کرده است. برخی از این اشخاص تشریح کرده اند که چگونه پلیس آنها را دستگیر و برای افشای نام دیگران تحت بازجویی قرار داده است.
یکی از دستگیر شدگان مرد می گوید: "پلیس روی سر من آب ریخت. ... آنها مرا تهدید کردند، گفتند "با ما همکاری کن." ... آنها گفتند دنبال همه هستند "تو باند خود را تکمیل می کنی، اعضای جدیدی می گیری، شما کجا تجمع می کنید؟" آنها به من گفتند "برو و با افراد ملاقات کن." به عبارت دیگر، من باید برای آنها جاسوسی کنم."
دیده بان حقوق بشر مطلع شده است که در دسامبر2007 نیز پلیس 16 نفر دیگر را در یک جمع خصوصی دستگیر و به پزشکی قانونی فرستاد. مسئولین آنها را پس از چهار روز حبس آزاد کردند.
برخی گزارش های دیگر حاکی از آن است که پلیس اصفهان در ماه مارس 2008  نیز چند مرد را از طریق اینترنت به دام انداخت. پلیس از طریق پاسخ دادن به آگهی های شخصی بر روی اینترنت این افراد را دستگیر کرد و سپس آنها را برای افشای نام دوستان و سایرین مورد بازجویی قرار داد. پلیس پس از دستگیری یکی از این افراد، تصاویر جنسی چند مرد را بر روی تلفن سیار او پیدا کرد. گفته می شود این فرد محاکمه و به سه سال زندان محکوم شده است.
قوانین ایران مردانی را که برای اولین بار مرتکب اعمال جنسی همجنسگرایانه شده باشند در صورتیکه عمل دخول صورت گرفته باشد، به مجازات های مختلفی و حداکثر به مرگ محکوم می کند. در مواردی که عمل دخول واقع نشده باشد این افراد حداکثر 100 ضربه شلاق می خورند.  زنانی که برای چهارمین بار مرتکب اعمال همجنسگرایانه شده باشند ممکن است به مرگ محکوم شوند. بر اساس قوانین جزایی ایران برای اثبات لواط نیاز به چهار بار تکرار اعتراف فرد و یا شهادت چهار شاهد "مرد عادل" است. اما قضات می توانند شواهد مبتنی بر قرائن را نیز بپذیرند. گفته می شود پلیس برای اثبات وقوع اعمال "منافی عفت" در ماجرای هجوم مه 2007 در اصفهان چهار شاهد آورد.
آخرین احکام مستند شده مجازات اعدام در ایران برای روابط همجنسگرایانه مورد توافق طرفین در مارس 2005 صادر شد. هنوز معلوم نیست آیا این احکام به مورد اجرا گذارده شدند یا خیر. دیده بان حقوق بشر طی مصاحبه های وسیع با مردان و زنان داخل و بیرون از ایران اسنادی از دستگیری و شکنجه های وسیع و خودسرانه بدلیل گرایش های جنسی و یا هویت جنسیتی افراد تهیه کرده است.
منابع غربی گفته اند که در نظام قضایی ایران اتهام رفتارهای همجنسگرایانه مورد رضایت طرفین تبدیل به اتهام تجاوز می شود. اما دیده بان حقوق بشر تاکنون هیچ مدرکی در این باره نیافته است.
جو استورک گفت: "در ایران برای برخی مردم، جاسوس پشت پنجره اتاق خواب و یا صدای در ممکن است به معنای خطر حکم مرگ باشد." او افزود: "حریم شخصی، آزادی از حبس های خودسرانه و آزادی از شکنجه جزء حقوق بشر محسوب می شوند. پلیس و قضات باید به این حقوق احترام بگذارند."

برای اطلاعات بیشتر، لطفاً تماس بگیرید:
درنیو یورک، اسکات لانگ: 5655-641-646-1+ (موبایل)


کلمات کلیدی:
دختران زحمت و امید
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸٦  

عکس پائین تصویری است اکنون معروف از دختر 7 ساله ای که حین کنجدفروشی در پیاده روی یکی از خیابان های دمشق تلاش میکند مشق بنویسد. این عکس دردسامبر سال گذشته جایزه بهترین عکس اتحادیه عکاسان خبرگزاری های عرب را ربود. عکاس 27 ساله که وسیم خیر بک Wasim Kheir Beik نام دارد درباره چگونگی گرفتن این عکس توضیحاتی داده است که به اندازه خود تصویر گیرا و گویاست. وسیم شرح داد که دخترک نمی خواست از او عکس گرفته شود و به همین دلیل تلاش عکاس برای عکس برداری را با پوشاندن چهره خود به کمک دست های کوچکش خنثی میکرد. سرانجام عکاس مجبور شد هنگامی که دختر سخت در دفتر و مشق خود سر فرو برده و متوجه اطراف نبود، از فاصله دور با لنز عکسی از او بگیرد.

دختر کوچک از ,معجزه, عصر اطلاعات و تلاش ,چهره ها,، ,شخصیت ها, و ,ستاره ها, برای ظاهر شدن در مقابل دوربین ها بی خبر بود. عکاس نام عکس را ,چالش, گذاشته است. چالش با فقر به امید فایق آمدن بر آن و دست یافتن به پیشرفت در زندگی.

عکس دختر هفت سین فروش خیابان آذربایجان تهران توضیحی ندارد و نمیدانیم آیا او مدرسه میرود یا نه، اما بی تردید همان نام که عکاس بر تصویر دختر کنجد فروش دمشق گذاشته، زیبنده تصویر این کودک کار نیز هست: چالش با فقر به امید آینده ای بهتر. در کشوری که کودکان را به روی دار میبرند بهتر است عکس کودکان کار بی شرح بماند. در چنین جایی نه میتوان به شرح حال واقعی از کودکان کار دست یافت نه به آمار واقعی. رژیم خودش تعداد کودکان محروم تحصیل را نزدیک دو میلیون نفر ذکر کرده است. چه تعداد کار میکنند؟ چه کار میکنند؟ چقدر کار میکنند؟ چطور کار میکنند؟...

در جهان تعداد کودکان کار را بیش از 125 میلیون نفر ذکر کرده اند. آمار واقعی در اینجا هم بالاتر است. هفته نامه آبزرورسال گذشته به نقل از یونیسف نوشت تنها در هندوستان 25 میلیون کودک 5 تا 14 ساله کار میکنند و کار کودک 20 درصد تولید کلی ملی کشور را تامین میکند. وبسایت فارسی رادیو آلمان از یونیسف نقل کرد ,در مصر سالانه یک میلیون کودک 11 ساعت در روز و در دمای بالای 40 درجه در مزارع پنبه در مصر کار میکنند, و ,کار کودک در مصر یک سوم درآمد خانواده را تامین میکند.,

خبرهای هولناک تر هم هست: بردگی کودکان و تن فروشی کودکان و نوجوانان. بنابر گزارش سازمان جهانی کار 1.2 میلیون کودک در تجارت جنسی به خرید و فروش گذاشته میشوند. در این حوزه ها علاوه بر کشورهای فقیر، ,ابر قدرت ها, وقدرت های غربی هم وارد گود میشوند. بنابرگزارش گروه های حقوق کودک سالیانه بیش از 200000 کودک تنها از کشورهای آفریقایی برای فروش به کشورهای غربی انتقال داده میشود. دو محقق آمریکایی دکتر ریچارد استس و دکتر نیل آلن وینر تخمین زده اند در خود ایالات متحده 162000 نوجوان بی خانمان و 57000 کودک در خانه ها قربانی تجارت جنسی هستند. بنا برتخمین آنها در ایالات متحده 30 درصد نوجوانان در پناهگاه ها و 70 درصد نوجوانان بی خانمان قربانی این تجارت غیرانسانی هستند.

همچنین پژوهش ها نشان داده در مسکو حدود 25 درصد ,کالای جنسی, را خردسالان کمتر از 18 سال تشکیل میدهند.حالا که ,مهندسان اجتماعی, نولیبرال سخت در کارند و برای شکوفایی ,صنعت تن فروشی, و رفع موانع از سر راه آن برنامه ریزی میکنند، میتوان حدس زد کودکانی که جامعه برای آنها میراثی جز ,تن, شان باقی نگذاشته، در مقابل چه هیولایی قرار میگیرند.

در عصر پرشتاب که انسان به کمک تکنولوژی مدرن در ثانیه ها انبوهی گیج آور از ثروت تولید میکند، جامعه بشری نمیتواند به میلیون ها کودک خود غذا، آب سالم، سرپناه و یک نیمکت مدرسه اختصاص بدهد. اما قدرتمندان مستبد و غیر مستبدی که زمین و آدم هایش را مال خود میدانند میتوانند میلیاردهاثروت را صرف نیروهای سرکوب و ایجاد نیروهای نظامی و شبه نظامی و ارتش های مجهز درخدمت حفظ قدرت خود بکنند، و یا زمین و دریا را به انبارهای در حال انفجار اسلحه بکنند که اکنون چند دهه است تقریبا هرروزه در این یا آن گوشه جهان از هوا و زمین مردم را به بمب و توپ و گلوله می بندند و اختراعات شگفت انگیز آنها در صنایع جنگی و آدم کشی هر گونه تصوری از دست یابی به امنیت برای بشر را به توهم تبدیل کرده است.

نفرت انگیزتر اینکه آنها وقتی بر سر تقسیم قدرت و ثروت با هم نزاع میکنند هریک خود را مدافع آن دخترکان هفت سین فروش و کنجد فروش میخوانند و ادعا میکنند برای رفاه و خوشبختی و امنیت آنهاست که به نزاع با رقیب روی آورده اند. در این رابطه سران ,فامیل, های متخاصم مافیا، هم شرم و هم شرف شان بیشتر است که ما را از چنین ادعاهایی مصون میدارند وصاف و پوست کنده قبول میکنند که بر ,تقسیم قلمرو, و افزایش سهم خود از غارت مردم به جان هم افتاده اند.

کودکان کار، هم در جنگ هم در صلح، هم هنگام دوستی غارتگران باهم هم هنگام خصومت شان، هم به هنگام شکوفایی اقتصادی هم در زمان بحران و رکود غارت میشوند. در همین بحران مالی اخیر دولت های آمریکا و اروپا میلیاردها دلار از محل بودجه عمومی را به حمایت از موسسات مالی متقلب که به علت افراط در فساد در حال ورشکستگی قرار گرفته اند، اختصاص دادند. این پول ها و همچنین عواقب کاهش ارزش دلار نه تنها جیب مالیات دهندگان آن کشورهارا می برد بلکه از کیسه اکثریت مردم جهان خرج میشود و بی هیچ تردیدی بر تعداد کودکان کار در سراسر جهان می افزاید.

به امید اینکه دختر هفت سین فروش ماهم مثل آن دختر کنجدفروش از دفتر و مشق غافل یا بهتر است بگوئیم محروم نماند، چرا که وقتی چالش این کودکان برای غلبه بر فقر وقتی با چالش برای غلبه بر بیسوادی و ناآگاهی همراه باشد، نهایتا چالشی برای رهایی از چنگال قدرت های تبهکار و همه تبعات آن برای آزادی و برابری هم هست.


کلمات کلیدی:
تجمع کارگران شرکت ایران صدرا
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ آبان ،۱۳۸٦  

عکس و گزارش از تجمع کارگران شرکت ایران صدرا

تجمع کارگران اخراج شده شرکت ایران صدرا برای سومین روز متوالی در مقابل کاخ استانداری بوشهر ادامه یافت که تا لحظه مخابره خبر ساعت 13:15 دقیقه همچنان کارگران در مقابل ساختمان مذکور به تجمع خود ادامه میدهند و  در حالی که هنوز نیروی انتظامی در محل حضور چندانی ندارد اما با اینحال وجود نیروهای نامحسوس اطلاعاتی در محل بخوبی قابل مشاهده است . از سوی دیگر مسافران نوروزی در حال عبور نیز با بوق زدن های متوالی دست به حمایت از تجمع کنندگان زدند .یک کارگر که به دلایل امنیتی از افشای نامش خودداری کرد در گفتگویی از بی جواب ماندن خواسته های کارگران توسط نهادهای پاسخ دهنده سخن به میان آورد همین فرد افزود شرکت صدرا با حمایت مالی از مجموعه استانداری بوشهر و اداره کل کار این استان نسبت به مطالبات معوقه این قشر ضعیف سیاست سکوت و بی توجهی را پیشه خود ساخته بطوری که بیم آن میرود که با توجه به تعطیلات نوروزی ادارات صدای حق طلبانه آنان بگوش کسی نرسد در حالی که هم شخص استاندار و هم مجموعه تحت فرمان او در استانداری هماهنگ با شرکت صدرا سیاست بی توجهی را ادامه میدهند تا شاید با خسته نمودن کارگران ندای آنان را بطریقی در نطفه خفه نمایند. از آنسوتر نیز مسئله اخراج 400 کارگر که حتی براساس شایعات این تعداد ممکن است به 1000 نیز برسد موجی از ناامیدی به آینده را در میان این قشر محروم بوجود آورده است.


کلمات کلیدی:
نامة جمعی از وکلا در اعتراض به طرح برخورد با «بدحجابی» به مجلس
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٦  

چهل تن از حقوقدانان و وکلای دادگستری، طی نامه‌ای به کمیسیون اصل نود مجلس، نسبت به برخوردهای نیروی انتظامی با زنان در قالب طرح ارتقای امنیت اجتماعی شکایت کردند. در بخش نخست این نامه که در دیدار دو نفر از امضاکنندگان آن با نایب‌رئیس کمیسیون اصل نود به مجلس تحویل داده شد، آمده است: «از ابتدای سال جاری، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در قالب طرحی موسوم به طرح ارتقای امنیت اجتماعی اقدام به ایجاد محدودیت‌ها، ممنوعیت‌ها و وضع و تفسیر قانون و اجرای مجازات نانوشته نموده است.» این نامه افزوده است: «بخشی از این طرح، که بیشترین اصطکاک را با حقوق طیف گسترده‌ای از شهروندان داشته و دارد، مربوط به نوع پوشش افراد و به‌ویژه زنان به‌عنوان نیمی از اعضای جامعه است که طی آن نیروی انتظامی جمهوری اسلامی انواع پوشش‌های بعضاً متعارف و مقبول جامعه را با عناوین مجرمانه، بدون مستند قانونی، ممنوع و از مصادیق جرم تلقی کرده است و بنا بر تشخیص خود، اقدام به برخورد با شهروندان می‌کند. اوج این اعمال فراقانونی نیروی انتظامی را می‌توان در برشمردن پوشیدن چکمه به‌عنوان یکی از مصادیق تبرج که عنوانی فقهی و نه قانونی است، برشمرد.» در بخش دیگری از نامة وکلای دادگستری و حقوقدانان به کمیسیون اصل نود مجلس، آمده است: «بر مبنای اصل ۳۶ قانون اساسی، حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد. همچنان اصل ۱۶۶ قانون اساسی اشعار می‌دارد که احکام دادگاه‌ها باید مستدل و مستند به مواد قانون و اصولی باشد که براساس آن حکم صادر شده است.» این نامه می‌افزاید: «براساس همین دو اصل قانون اساسی است که مادة ۲ قانون مجازات اسلامی، با تأکید بر اصل بنیادین قانونی بودن جرم و مجازات، اعلام می‌دارد: هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد، جرم محسوب می‌شود.» نویسندگان این نامه که خود از حقوقدانان و وکلای دادگستری هستند، با اشاره به اصل ۳۷ قانون اساسی، در ادامه یادآور شده‌اند: «اصل ۳۷ قانون اساسی هیچ‌کس را مجرم ندانسته و اصل را بر برائت قرار داده، مگر هنگامی که عمل ارتکابی جرم تعریف و مجازاتش هم در قانون مجازات اسلامی وجود داشته باشد؛ چرا که در غیر این صورت براساس قاعدة فقهی قبح عقاب بلا بیان، مجازات عملی که جرم بودن آن اعلام نشده، امری است قبیح و مورد ذم شرع و عقل. همچنین اصل ۵۷ قانون اساسی، مبنی بر پذیرش اصل بنیادین تفکیک قوا در نظام جمهوری اسلامی ایران، تصریح نموده که امر خطیر قانونگذاری در صلاحیت قوة مقننه است.» در ادامة این شکایت‌نامه، به برخوردهای نیروی انتظامی با مردم، به‌ویژه زنان، با عنوان مصادیق بدحجابی اشاره شده و آمده است: «طبق مادة ۲ قانون نیروی‌های انتظامی، که این نیرو را سازمانی زیر نظر وزارت کشور (قوة مجریه) می‌داند، این نهاد به‌هیچ‌وجه صالح در تعیین این مصادیق مجرمانه نبوده و به فرض عمل در کسوت ضابط قضایی نیز این موضوع از حیطة مسئولیت نیروی انتظامی خارج است.» این نامه اضافه کرده است: «افزون بر این، موضوع امنیت اجتماعی‌ـ‌اخلاقی امری است که مصادیق آن، بسته به سلیقه‌های شخصی و برداشت افراد، تفاوت قابل توجهی پیدا می‌کند.» نویسندگان این نامه در پایان با اشاره به اصول ۸۴ و ۷۶ قانون اساسی، که نمایندگان مجلس را در برابر تمام ملت مسئول دانسته و حق اظهار نظر و تحقیق و تفحص در تمام موارد را به آنها واگذار کرده، از اعضای کمیسیون اصل نود مجلس خواستار برخورد با فعالیت‌های فراقانونی نیروی انتظامی شده است. نویسندگان نامه تصریح کرده‌اند: «با عنایت به ماده‌واحدة "احترام به آزادی‌های مشروع و حفظ حقوق شهروندی"، از شما نمایندگان محترم خواستار پیگیری و بررسی و رسیدگی به موضوع مطروحه که دخالت آشکار در امر قانونگذاری به‌عنوان حق بلامعارض قوة مقننه است، هستیم تا از این پس بستر مناسبی برای بسته شدن باب چنین اقداماتی توسط نهادهای فاقد صلاحیت فراهم شود.» این نامه در حالی نوشته شد که طی روزهای اخیر و با نزدیک شدن انتخابات مجلس هشتم غلامحسین الهام، سخنگوی دولت محمود احمدی‌نژاد، اعلام کرد که دولت در تهیه و تدوین این طرح دخالتی نداشته است و این طرح حاصل کار مجلس و نیروی انتظامی است. اما اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، در تازه‌ترین اظهاراتش اعلام کرد: «این طرح براساس مصوبات شورای عالی انقلاب و همچنین با حضور رئیس‌جمهور در سه جلسه اجرا می‌شود و اگر لازم باشد می‌توانیم مستندات لازم را ارائه دهیم.»

هیچ فقیهی برخورد با چکمة زنان را تأیید نمی‌کند

احمد قابل، محقق و پژوهشگر دینی، گفت: «همان‌طور که پیامبر مخاطبان عصر خود را به نفی سنن غیرمعقول پیشینیان دعوت می‌کند و بشر را به استفاده از عقل و خرد خویش فرامی‌خواند، امروز نیز هرچه غیرمعقول باشد شریعت پیشاپیش بر آن خط بطلان کشیده است.» به گزارش سایت نوروز، وی که در دفتر جبهة مشارکت ایران اسلامی منطقة فارس سخن می‌گفت، اظهار داشت: «ما وقتی اسم خود را مسلمان می‌گذاریم، فرض را بر این گذاشته‌ایم که متنی الهی وجود دارد که سخن خداست و پیامبر واسطة انتقال آن متن است.»

وی ادامه داد: «در خصوص تفسیر شریعت نیز پیامبر حق افزودن یا کاستن چیزی بر آنچه از جانب خداست ندارد.» قابل در ادامه گفت: «آنچه در قرآن آمده و آنچه پیامبر و امامان در قالب احادیث و روایات بیان کرده‌اند درصورتی‌که انتساب آن سخنان به آنان ثابت شود متن اولیة شریعت نام دارد و می‌توان کلیت این متن را به خداوند نسبت داد. وی در بیان تاریخ تحریف شریعت گفت: «تحریف شریعت هم در متون اولیة اسلام (غیر از متن اصلی قرآن) اتفاق افتاده است و هم در فهم‌ها و برداشت‌های پیروان شریعت که متون ثانویة شریعت را تشکیل می‌دهند.» وی با بیان اینکه اولین تحریف در دین همین است که کسی گمان کند هرچه به نام شریعت و صاحب شریعت در دیروز و امروز تحقق یافته و می‌یابد مورد نظر و رضای صاحب شریعت بوده افزود: «امروز صاحبان تفکر مدرن در برابر فهم نادرست اندیشه‌های فیلسوفان دوران جدید، از قبیل نیچه و کانت و مارکس، واکنش نشان می‌دهند و مدعی می‌شوند آنها چیزهایی غیر از آنچه منتقدان می‌گویند گفته‌اند. همین سخن را می‌توان در مورد فهم‌ها و تفسیرها و برداشت‌هایی نیز که از شریعت در تاریخ شده روا دانست و بسیاری از آنها را فهم نادرست شریعت خواند.» قابل سپس با برشمردن انگیزه‌های تحریف شریعت، گسترش بی‌مبنای دایرة حرام‌ها یا حلال‌های الهی را نیز از مصادیق تحریف شریعت برشمرد و گفت: «قرآن کریم در برخی از آیات به کسانی که بی‌دلیل برخی خوردنی‌ها را حرام کرده بودند می‌تازد و از آنها می‌پرسد: مگر خدا گفته است که این چیزها را نخورید؟» وی با انتقاد از سخت‌گیری‌های اخیری که در پوشش زمستانی زنان اعلام شده گفت: «کسانی که چکمه را علامت تبرج می‌دانند با کدام استدلال فقهی چنین می‌گویند و در این مورد از کدام فقیه سؤال کرده‌اند؟ چرا برخی کاسة داغ‌تر از آش شده‌اند و دین را از مسیر فطرت و عقل خارج می‌کنند؟» قابل در بخش دیگری از سخنانش ترویج دین‌داری ریاکارانه و توسل به خشونت و تکفیر را از حربه‌های تحریف‌کنندگان دانست و تصریح کرد: «در بسیاری حوزه‌های اعتقادات و اخلاق و احکام اسلام، تحریف واقع شده و باید حتی به قیمت خطرات و صدماتی که ما را تهدید می‌کند به پیرایش و تحریف‌زدایی پرداخت.»

رئیس پلیس پایتخت:پوتین روی شلوار تبرج است

احمدرضا رادان گفت: «پوتین بر روی شلوار از لحاظ شرعی نوعی تبرج به‌شمار می‌رود و بر این اساس، با توجه به اینکه تبرج از مصادیق بدپوششی است، با این قبیل موارد نیز برخورد می‌شود.» به گزارش ایسنا، وی که در جلسة توجیهی نیروهای گشت ارشاد سخن می‌گفت، افزود: «قرار گرفتن چکمه بر روی شلوار، به‌دلیل نشان دادن بخشی از برجستگی‌های بدن، از مصادیق شرع است و تبرج به‌حساب می‌آید.» رادان با اشاره به اینکه مصادیق بدپوششی در طرح ارتقای امنیت اخلاقی در ستاد جرایم خاص متشکل از قوة قضاییه، پلیس و سایر دستگاه‌های امنیتی ازجمله سپاه، وزارت اطلاعات و دستگاه‌های فرهنگی بررسی شده است، گفت: «شروع اجرای طرح امنیت اخلاقی و اجتماعی مبنای علمی داشته و انتخاب مصادیق طرح برگرفته از نظرات علمی و نظرسنجی‌های انجام‌شده در مراکز علمی، جامعه‌شناسان و حتی روان‌شناسان بوده و بر این اساس نیروی انتظامی همچنان از راهنمایی و مشاورة این افراد بهره‌مند است.» وی فعالیت نیروها در اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی را هم‌ردیف مجاهدت در دوران جنگ توصیف کرد و روبه آنها افزود: «هر چقدر هم سرزنش کردند، شما مصمم‌تر شوید، منتظر تعریف و تمجید نباشید، باید ناسازگاری‌ها و خبرسازی‌ها را به جان بخریم؛ چون مردم به‌شدت راضی هستند. اما این کافی نیست و نباید قانع شویم، ما باید راهمان را ادامه دهیم.» رادان اظهار کرد: «براساس گزارش‌ها و بررسی‌های اعلام‌شده در مراکز علمی و دانشگاهی مشخص شده که چهرة شهر تغییر کرده و حتی اثر آن را در مغازه‌های مختلف نیز شاهد هستیم، چرا که افرادی که پیش از این در تهیة لباس مناسب مشکل داشتند، هم‌اکنون به‌راحتی لباس دلخواه و مناسب خود را تهیه می‌کنند.»

معصومه ابتکار، در فهرست عاملان نجات کرة زمین

روزنامة گاردین در شمارة 5 ژانویه 2008 اسامی 50 نفری را که می‌توانند زمین را از خطرات زیست‌محیطی نجات دهند اعلام کرد. در میان این اسامی نام دکتر معصومه ابتکار، معاون رئیس‌جمهوری سابق ایران در امور محیط‌زیست، نیز دیده می‌شود. به گزارش ایسنا، این روزنامه با انتخاب هیئت داورانی متشکل از افراد کلیدی در گفت‌وگوهای جهانی زیست‌محیطی مانند باب واتسن، دانشمند برجستة بانک جهانی، مانادا شیوا، فیزیکدان و اکولوژیست برجستة هندی، وانگاری ماتای، برندة کنیایی جایزة نوبل، و لب اولد، رئیس صلح سبز بین‌الملل، از ایشان درخواست کرد تا فهرستی 50 نفره از اسامی افرادی که توانایی نجات کرة زمین را از تخریب و نابودی دارند گردآوری کنند. گاردین خاطرنشان کرد: «خرس‌های قطبی سرگردان، یخ‌های قطبی آب‌شده، رودخانه‌های خشک‌شده، سیل‌ها و طوفان‌های وحشتناک تصاویر تکان‌دهنده‌ای در سال 2007 به‌وجود آوردند و باید دریابیم که چه کسانی بهتر می‌توانند جلو تخریب محیط‌زیست جهانی را بگیرند.» این روزنامه افزود: «بالاخره به فهرستی از افراد رسیدیم با 19 ملیت که اکثرشان پیشینة علمی و تخصصی دارند.» آنجلا مرکل، نخست‌وزیر آلمان، مارینا سیلوا، وزیر محیط‌زیست برزیل، ال گور، معاون رئیس‌جمهور سابق امریکا، محمد ولی موسی، وزیر سابق محیط‌زیست افریقای جنوبی، از دیگر افراد در این فهرست 50 نفره هستند.

نخستین زن ایرانی مسافر قطب جنوب به کشور بازگشت

آیرین شیوایی که در دی‌ماه امسال در یک برنامة علمی دوهفته‌ای به همراه گروهی از محققان و دانشجویان از کشورهای مختلف به سرزمین‌های یخ‌زدة قطب جنوب سفر کرده بود، به تهران بازگشت. ‌به گزارش ایسنا، شیوایی که نخستین زن ایرانی است که از مبدأ ایران به قارة جنوبگان سفر کرده، بامداد دوشنبه 3 دی 1386، تهران را به مقصد پاریس ترک کرد و پس از آن به بوینوس آیرس آرژانتین رفت تا با پیوستن به گروه بین‌المللی در برنامة «دانشجویان بر روی یخ» (Students On Ice) سفرش را به سوی جنوبگان آغاز کند. در سفر امسال این گروه به جنوبگان، 64 دانش‌آموز و دانشجو به همراه 25 دانشمند، کارشناس و راهنما از سراسر جهان شرکت داشتند و انوشه انصاری، نخستین فضانورد ایرانی، حمایت مالی از حضور یک دانشجو از ایران در این سفر را بر عهده گرفته بود. آیرین شیوایی، دانشجوی فیزیک دانشگاه تهران و همچنین همکار تحریریة ماهنامة نجوم و برنامة تلویزیونی آسمان شب است. برنامة «دانشجویان بر روی یخ» (SOI) برنامه‌ای آموزشی برای شناخت شمالگان و جنوبگان و افزایش آگاهی عمومی دربارة این منطقه و جلب توجه جهانیان به موضوع گرمایش زمین است. جنوبگان سردترین، خشک‌ترین، مرتفع‌ترین و بکرترین قارة جهان است که بیش از 90 درصد آب شیرین جهان به صورت یخ در این قاره جمع شده است و نقش حیاتی در اقلیم زمین دارد. به جنوبی‌ترین نقطة این قاره (عرض 90- ) قطب جنوب گفته می‌شود. پیش از این چهار ایرانی دیگر به قطب جنوب سفر کرده‌اند که آخرین آنها حمید جدیری خداشناس و بابک امین تفرشی، منجمان آماتور، بودند.

دو زن کوهنورد «پدر کوه یخ» را فتح کردند

پرستو ابریشمی و شیما شادمان، مربیان درجة سه کوهپیمایی و یخ و برف فدراسیون کوهنوردی، توانستند قلة موستاقاتا (پدر کوه یخ) به ارتفاع 7546 متر را در چین فتح کنند. به گزارش زنان، پرستو ابریشمی 32 ساله که از 1378 کوهنوردی را به‌صورت حرفه‌ای آغاز کرده است، گفت: «از سال 79 عضو باشگاه کوهنوردی دماوند بودم و در این سال‌ها در کوهنوردی فنی مثل صعودهای دیواره و صعودهای یخچال فعالیت می‌کردم. تا اینکه در سال 83 در اردوی اورست تیم ملی شرکت کردم.» وی دربارة شرکت در اردوی اورست توضیح داد: «به‌خاطر گران بودن صعودهای هیمالیا که در حدود 30 میلیون تومان هزینه دارد و من به‌عنوان یک کوهنورد مستقل این پول را ندارم، در اردو شرکت کردم.» ابریشمی افزود: «از 100 نفر خانم، جزو 14 نفر انتخاب شدم. هفت نفر اول برای صعود اورست انتخاب شدند و هفت نفر بعدی برای صعود به خان تانگری در قزاقستان، که من جزو گروه دوم بود. اما فدراسیون اعلام کرد که بودجه‌اش تمام شده است و صعود خان تانگری به مرحلة اجرا نرسید.» پرستو ابریشمی این موضوع را انگیزة پیگیری یک صعود برون‌مرزی با هزینة شخصی عنوان کرد و گفت: «شرکتی در تبریز داشت تیم اردوی خود برای قلة موستاقاتا را می‌بست که من و خانم شیما شادمان موفق به ثبت‌نام شدیم و توانستیم با هزینة خودمان جزو تیم برویم.» وی افزود: «تیر امسال، در یک برنامة 21 روزه در گروهی 20 نفره به این اردو رفتیم. اما برای صعود نهایی فقط 7 نفر از گروه بودند و بقیه در مراحل مختلف از صعود صرف‌نظر کرده بودند. من و خانم شادمان تنها زنان این گروه هفت‌نفره بودیم.» او دربارة هزینة این صعود گفت: «بهترین دوستان کوهنوردان فقط کوهنوردان هستند. برای این صعود هم چون شوهرم که او هم کوهنورد است همزمان با تیم ملی در اردوی پاکستان بود، دوستانم کمکم کردند که وسایلم را جمع کنم. مثلاً دوستی کیسة خوابی به من قیمتش 450 هزار تومان است. داروهای مورد نیاز را خانمی از دوستانم برایم تهیه کرد. بجز این مخارج که می‌توانست هزینة بیشتری داشته باشد، خودم 2 میلیون و 500 هزار تومان پرداختم. دوستان کوهنوردم این کمک‌ها را کردند تا من بتوانم بروم. آنها درک می‌کنند صعود چقدر برای یک کوهنورد ارزش و اهمیت دارد.»

از زری نعیمی تجلیل شد

از زری نعیمی، منتقد ادبی، در چهارمین جشنوارة نقد کتاب در حوزة ادبیات داستانی تجلیل شد. در مراسم معرفی نقدنویسان برتر مطبوعات در سال 1385 که آذر امسال با حضور جمعی از منتقدان و نویسندگان مطبوعات در سرای دائمی اهل قلم برگزار شد، از زری نعیمی برای مقالة «داستان مذهبی مدرن، پدیده‌ای از نوع دیگر» تجلیل شد. «داستان مذهبی مدرن، پدیده‌ای از نوع دیگر» که نقدی است بر آثار مصطفی مستور و ماهنامة جهان کتاب منتشرشده، از میان 93 اثر در حوزة نقد ادبی برگزیده شد. زری نعیمی در گفت‌وگو با زنان بیان کرد: «طبق گفتة مسئولان برگزاری مراسم، از میان کارهای من، 7 نقد انتخاب شده بود که از آن میان "داستان مذهبی مدرن، پدیده‌ای از نوع دیگر" برگزیده شده است.» نعیمی افزود: «چون بیشتر این 7 نقد بررسی‌شده از نقدهای منتشرشده در مجله زنان بوده‌اند، نقد آثار مستور را هم که برای جهان کتاب نوشته بودم به‌عنوان مجلة زنان در همه‌جا اعلام کردند.» زری نعیمی از 1376 نگارش نقد برای روزنامه‌هایی نظیر جامعه و عصر آزادگان و مجلة زنان را آغاز کرد. اولین اثر چاپ‌شده از وی در مجلة زنان «تذکره شاعران مؤنث» دربارة اثری از پوران فرخزاد بود. وی دربارة چگونگی شروع فعالیتش در زمینة نقد ادبی گفت: «از سال 1368 با سردبیری نشریة عروسک سخنگو در حوزة ادبیات کودک فعالیت می‌کردم. همزمان در این حوزه به تدریس نیز مشغول بودم. پس از آن وارد حوزة ادبیات بزرگسال و نقد شدم که نقد کتاب راز شهریار مندنی‌پور اولین کارم در این حوزه بود.»

جلوه جواهری و مریم حسین‌خواه آزاد شدند

مریم حسین‌خواه و جلوه جواهری، روزنامه‌نگار و وب‌نگار و فعال حوزة زنان، عصر چهارشنبه 12 دی امسال از زندان اوین آزاد شدند. این دو فعال حقوق زنان که از حدود دو ماه پیش به خاطر مطالب منتشرشده در سایت‌های زنان و با اتهاماتی نظیر... در بند عمومی زنان زندان اوین به‌سر می‌بردند، با ارائة ضمانت‌نامة بانکی به مبلغ پنج میلیون تومان، آزاد شدند. برای این دو فعال زنان ابتدا وثیقه‌ای معادل 100 میلیون تومان در نظر گرفته شده بود که آنها به علت ناتوانی در پرداخت این مبلغ در بند عمومی زنان زندان اوین ماندند تا در نهایت قاضی پرونده مبلغ وثیقه را تغییر داد. گروهی از فعالان حقوق زنان، اعضای کمپین یک میلیون امضا و خانواده‌های این دو فعال حوزة زنان، زمان آزادی آنها، مقابل زندان اوین حضور داشتند.

فاطمه بداغی:دفترچة راهنمای شروط ضمن عقد تعبیه شود

نمایندة قوة قضاییه در شورای فرهنگی و اجتماعی زنان یکی از مشکلات موجود را نبود منبع مشخص برای شروط ضمن عقد برای دفترخانه‌ها دانست و گفت: «خوب است براساس تحقیقات و بررسی‌های انجام‌گرفته، دفترچة راهنمای شروط ضمن عقد برای اعلام شروط قانونی و مشروع تعبیه شود تا زوجین براساس این دفترچه شروط را انتخاب کنند.» فاطمه بداغی، معاون آموزشی و پژوهشی مرکز امور مشاوران حقوقی وکلا و کارشناسان قوة قضاییه، در گفت‌وگو با ایونا گفت: «در زمان حال، توجه جامعه به‌ویژه زنان به شروط ضمن عقد و درج آن در سند ازدواج افزایش یافته و علت آن بالا رفتن آگاهی‌های حقوقی مردم، همچنین بی‌کفایتی قوانین موجود است.» بداغی با بیان اینکه شروط ضمن عقد بیشتر متوجه حمایت از حقوق زنان است و در کنکاش تاریخی آن نیز به همین مورد می‌رسیم، توضیح داد: «پس از انقلاب اسلامی، تعدادی از زنان انقلابی که همسرانشان مانع از فعالیت اجتماعی‌شان می‌شدند و نمی‌توانستند براساس قانون مدنی به حقوق خود برسند، به خدمت حضرت امام خمینی رفتند و خواستار رسیدگی به حقوق ضایع شده‌شان شدند. حضرت امام بحث شروط ضمن عقد را بیان کردند و شورای عالی قضایی و مشخصاً شهید بهشتی در سال 1361 این شروط را برای حمایت از زنان به عقدنامه‌های ازدواج اضافه کرد.» بداغی با اشاره به اینکه مردان نیز می‌توانند از شروط ضمن عقد استفاده کنند، گفت: «بحث مهریة اقساطی یا شرط پرداخت نفقه در حد استطاعت می‌تواند از طرف آقایان به‌عنوان شروط ضمن عقد ازدواج مطرح شود و به‌طورکلی طرفین می‌توانند شرطی را که خلاف شرع و قانون نباشد به شروط موجود در سند ازدواج بیفزایند.»

الهام: مردان مجازند همزمان چهار همسر داشته باشند

غلامحسین الهام، سخنگوی دولت و وزیر دادگستری، درحاشیة‌ همایش «خانوادة کلان، راهبرد نظام اسلام» از لایحة اخیر حمایت از خانواده دفاع کرد. به گزارش خبرگزاری انتخاب، الهام با اشاره به وضع مالیات برای مهریه‌های سنگین در این لایحه گفت: «قصد ما برای دادن این لایحه پایبندکردن افراد به تعهداتی است که در اول ازدواج می‌دهند.» وزیر دادگستری با بیان اینکه بسیاری در زمان بررسی میزان مهریه ارقام و قیمت‌های نامعقولی پیش‌بینی می‌کنند، گفت: «این قانون نیز راه‌حل کاملی نیست، اما تا اندازه‌ای می‌تواند جلوی بروز مشکلات ناشی از مهریة سنگین را بگیرد.» غلامحسین الهام همچنین با اشاره به مجاز بودن ازدواج مجدد برای مردان در لایحة پیشنهادی دولت گفت: «ازدواج مجدد از طریق قانون جدید وضع یا لغو نشده است و ریشة شرعی دارد.» وی با اشاره به اینکه مردان مجازند همزمان تا چهار همسر اختیار کنند، به شرط آنکه بتوانند عدالت را بین آنان رعایت کنند، افزود: «اجرای عدالت که دو شکل عدالت معنوی و توانمندی مالی دارد وظیفة شرعی است. در مورد نخست، دادگاه توان احراز آن را نخواهد داشت، اما در مورد دوم دادگاه می‌تواند آن را درک یا احراز کند. در قانون جدید، مردان برای ازدواج مجدد باید حکم دادگاه مبنی بر توانمندی داشته باشند تا بتوانند ازدواج خود را در دفاتر ثبت کنند.» مادة 23 لایحة حمایت از خانواده اذن همسر اول برای ازدواج مجدد مرد را حذف کرده است. الهام گفت: «دولت تأکید دارد در ازدواج مجدد باید احراز توانمندی صورت گیرد و اجازة ازدواج مجدد را دادگاه به مردان بدهد.» سخنگوی دولت با بیان اینکه این لایحه هم‌اکنون به مجلس تقدیم شده است و، در صورت تصویب مجلس، آیین‌نامه‌ها و شرایط آن مشخص خواهد شد، گفت: «این مسئله هم‌اکنون به "دار است، اما به بار نیست" و شرایط آن بستگی به شرایط و عرف جامعه دارد.»

سرپرست شورای حل اختلاف خانواده در تهران:اگر حق طلاق را به زنان بدهیم، همة مردها مجرد می‌مانند

سرپرست شورای حل اختلاف خانواده در تهران که در برنامة «بحث روز» رادیو تهران شرکت کرده بود، گفت: «با توجه به اینکه زنان هشتاد درصد متقاضیان طلاق را تشکیل می‌دهند، اگر حق طلاق را به آنها بدهیم، همة مردها مجرد خواهند ماند.» به گزارش سایت برنا نیوز، فریدون امیرآبادی علت اصلی همة اختلافات خانوادگی را «توقعات نابجای زن» دانست و ده سال اول زندگی را دوران شناخت طرفین از یکدیگر خواند. وی تأکید کرد: «زنان امروز حتی توانایی پختن یک تخم‌مرغ را هم ندارند و اگر حق طلاق را به آنها بدهیم هیچ مردی روز خوش نخواهد دید.» سرپرست شورای حل اختلاف خانواده در تهران صدور حکم طلاق به خاطر اعتیاد مرد را «یک اصل منسوخ‌شده» دانست و گفت: «در کشور چهار میلیون معتاد داریم، درصورتی‌که بسیاری از اعتیادها به زندگی لطمه نمی‌زند، بهتر است زنان با این مسئله کنار بیایند تا مردها هم بتوانند با خیال راحت اعتیاد خود را ترک کنند.»

عضو شورای مرکزی جامعة روحانیت مبارز:زنان را به ورزشگاه‌ها راه ندهیم، حتی اگر محروم شویم!

عضو شورای مرکزی جامعة روحانیت مبارز گفت: «اگر بنده کاره‌ای بودم، در هیچ شرایطی اجازة ورود زنان را به ورزشگاه‌ها صادر نمی‌کردم. حتی اگر این امر باعث می‌شد فوتبال ایران از حضور در مجامع بین‌المللی محروم شود.» سیدرضا اکرمی در واکنش به نامة فدراسیون بین‌المللی فوتبال (فیفا) به ایران دربارة لزوم لغو هرگونه تبعیض با زنان در مجامع ورزشی، در گفت‌وگو با سایت آفتاب، گفت: «مجامع غربی به دنبال رفع تبعیض نیستند به دنبال بهانه‌گیری الکی هستند.» اکرمی با بیان اینکه «نگاه کردن زن به اندام و بدن برهنة مرد حرام است»، گفت: «هرگز نمی‌توان اجازه داد که یک زن در ورزشگاه‌ها حاضر شود و به بدن برهنة مردها نگاه کند. همان‌طور که یک مرد هم حق این کار را ندارد. تعارف که نداریم.» عضو شورای مرکزی جامعة روحانیت مبارز ادامه داد: «این مسئله نه‌تنها تبعیض نیست که حتی تکریم زن است.» وی اضافه کرد: «تبعیض در خود غرب بیداد می‌کند. چرا غربی‌ها به کشیش‌ها، کاردینال‌ها، اسقف‌ها و زنان راهبة خود اجازه ازدواج نمی‌دهند؟ مگر ازدواج حق طبیعی هر انسانی نیست؟ آیا این تبعیض نیست؟»

احساس ناامنی در زنان کم‌تحرک بیشتر است

پژوهشگران گفتند: «زنان کم‌تحرک که بیشتر شامل زنان خانه‌دار می‌شوند، اغلب اوقات به‌ویژه شب‌ها احساس ناامنی و ترس می‌کنند.» به گزارش ایسنا، بر پایة مطالعه‌ای که نتایج آن در نشریةPublic Library of Science Medicine به چاپ رسیده، 80 درصد این دسته از زنان در طول شبانه‌‌روز می‌ترسند و فقط 37 درصد آنان شب‌ها احساس امنیت می‌کنند. این در حالی است که مردان معمولاً دچار چنین حسی نمی‌شوند. در این تحقیق، از 127 زن شهرنشین خواسته شد فهرستی از فعالیت‌های شبانه‌روزی خود تهیه کنند. محققان همچنین برای اندازه‌گیری میزان تحرک این زنان به آنان گام‌شمار وصل کردند.

زنان، 80 درصد تماس‌گیرندگان با خط 148

مدیرکل دفتر مشاورة سازمان بهزیستی، با اشاره به اینکه اکثر تماس‌گیرندگان در سنین 25 تا 35 سال هستند، گفت: «بیش از 80 درصد تماس‌گیرندگان با خط تلفن صدای مشاور را زنان تشکیل می‌دهند.» دکتر مینو رفیعی در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر با اشاره به اینکه در مقایسه با سال گذشته تعداد مردانی که با خط تلفن 148 تماس گرفته‌اند افزایش یافته است، افزود: «براساس آخرین آمار به‌دست‌آمده، طی 6 ماهة اول سال جاری 140 هزار نفر با خط تلفن صدای مشاور (148) تماس گرفته‌اند که مشکلات بین‌فردی در زندگی زناشویی و داخل خانواده بیشترین علت تماس این افراد بوده است.» وی ادامه داد: «مشکلات زناشویی، رابطة فرزندان و والدین، مشاورة تحصیلی و شغلی و پیش از ازدواج ازجمله مواردی بوده که تماس‌گیرندگان مطرح کرده‌اند.» وی با اشاره به اینکه خط تلفن 148 در بسیاری از موارد به رفع مشکل تماس‌گیرندگان منجر می‌شود، خاطرنشان کرد: «درمواقعی که مشکل افراد حاد باشد با چندین بار تماس گرفتن تا حدودی از مشکلات آنان کاسته می‌شود.»

مدیرکل امور بانوان و خانوادة استانداری تهران:دورة مشاوره و تحکیم بنیان خانواده قبل از ازدواج ارائه شود

فرحناز قندفروش گفت: «در صورت موافقت دادگستری و قوة قضاییه، جوانان قبل از ازدواج باید، همچون الزام به طی دوره‌های بهداشتی، دورة آموزشی تحکیم بنیان خانواده را نیز طی کنند.» به گزارش ایسنا، وی به آموزش کارکنان شوراهای حل اختلاف استان تهران دربارة نحوة برخورد با متقاضیان طلاق و مراجعه‌کنندگان به شوراها اشاره و خاطرنشان کرد: «هم‌اکنون 300 زوج برای طی دوره‌های تحکیم بنیان خانواده اعلام نیاز کرده‌اند.» مشاور استاندار تهران در امور بانوان برگزاری سه دورة تحکیم بنیان خانواده به زوج‌های جوان، بخصوص زوج‌های در آستانة جدایی را، تجربة بسیار مغتنمی برای اشاعه و توسعة این دوره‌ها و جلوگیری از جدایی زوج‌های جوان دانست. وی گفت: «شورای تحکیم بنیان خانوادة استان تهران در صدد است، با آموزش مشاوران به‌طور گسترده، ضمن ایجاد همسویی در ارائة مشاوره‌ها، نتایج مثبت این دوره‌های آموزشی را به کل استان تهران تسری دهد.» وی یادآور شد: «موفقیت دورة آموزشی زوج‌های طلاق مؤید این نکته است که بسیاری از علل طلاق اساس و بنیان درستی ندارد و مداخله در این امر، ضمن جلوگیری از گسترش آن، زوج‌های جوان را به زندگی آینده امیدوار می‌کند.» قندفروش مستمر بودن ارتباط این زوج‌ها با مربیان و مشاوران را از ویژگی‌های این دوره‌ها اعلام و تصریح کرد: «این زوج‌ها در هر زمانی می‌توانند با مشاور خود در تماس باشند و آموزش‌های تفاهم در زندگی را طی کنند.»

واگذاری کارهای سخت و زیان‌آور به زنان، ممنوع

رئیس سازمان کار و امور اجتماعی استان قزوین گفت: «کارفرمایان مجاز به واگذاری کارهای سخت و زیان‌آور به زنان نیستند.» به گزارش کانون زنان ایرانی، علیرضا مظهری در جشنوارة زنان نام‌آور استان قزوین افزود: «هم‌اکنون 560 هزار نفر از جمعیت استان را زنان تشکیل می‌دهند که از این عده 88 هزار و 374 نفر شاغل‌اند.» وی خاطرنشان کرد: «نرخ اشتغال زنان در استان طی دهة گذشته دو برابر شده و از 9 درصد به 18 درصد افزایش یافته است.» مظهری گفت: «هم‌اکنون بیش از 18 هزار و 500 نفر از زنان شاغل در بخش‌های عمومی و 61 هزار نفر در بخش‌های خصوصی مشغول فعالیت‌اند.» رئیس سازمان کار و امور اجتماعی استان قزوین ادامه داد: «نرخ بیکاری زنان این استان 9 درصد است و بیش از 9 هزار زن در استان قزوین جویای کارند.»

احمد قابل:سرطان دهانة رحم، دومین علت مرگ زنان در کشورهای درحال‌توسعه

فاطمه قائم‌مقامی، متخصص زنان، زایمان و نازایی، سرطان دهانة رحم را دومین علت مرگ زنان در کشورهای درحال‌توسعه دانست، درحالی‌که این بیماری در کشور‌های پیشرفته ریشه‌کن شده است. دکتر فاطمه قائم‌مقامی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران با بیان اینکه سرطان دهانة رحم صددرصد قابل پیشگیری است، در گفت‌وگو با ایسنا، گفت: «این نوع سرطان در زنانی که سن ازدواج آنها پایین است و خود یا همسرشان اعتیاد به سیگار دارند، شایع‌تر است.» وی ادامه داد: «همچنین تعدد ازدواج‌ و حاملگی نیز در بروز این بیماری تأثیرگذار است.» دکتر قائم‌مقامی عامل ایجاد این نوع سرطان را وجود ویروس پاپیلومای انسانی دانست و گفت: «این ویروس از طریق روابط زناشویی منتقل می‌شود و دورة نهفتگی آن طولانی است.»

الازهر: سقط جنین مجاز برای زنان قربانی تجاوز

دانشگاه الازهر، عالی‌ترین مرجع مسلمانان اهل تسنن، یکشنبه 9 دی امسال اعلام کرد: «سقط جنین برای زنانی که مورد تجاوز قرار می‌گیرند مجاز است.» به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از خبرگزاری فرانسه، کمیتة پژوهش‌های اسلامی دانشگاه الازهر مصر، با انتشار بیانیه‌ای، اعلام کرد: «زنانی که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، به محض آگاهی از بارداری، می‌توانند با گرفتن مجوز یک پزشک مطمئن جنینشان را سقط کنند.» متن بیانیه تصریح کرده است که این سقط‌ها به حفظ ثبات جامعه کمک می‌کند. این در حالی است که بر پایة قانون اساسی مصر، به جز موارد خاص، مانند مواقعی که سلامت یا زندگی زن در خطر باشد، یا زمانی که جنین دچار نقص باشد، سقط جنین ممنوع است. بنا بر اعلام مرکز حقوق زنان مصر که نهادی مستقل است، در هر ساعت، به دو زن مصری تجاوز می‌شود.

هیلاری کلینتون از مونیکا لووینسکی سخن گفت

ده سال بعد از رسوایی رابطة بیل کلینتون، رئیس‌جمهور وقت امریکا، و منشی‌اش، مونیکا لووینسکی، سناتور هیلاری کلینتون در این‌باره لب به سخن گشود. به گزارش سایت زمانه و به نقل از خبرگزاری فرانسه، هیلاری کلینتون، نامزد حزب دموکرات که تاکنون دربارة رابطة همسرش با مونیکا لووینسکی سکوت کرده بود، در گفت‌وگویی با شبکة تلویزیونی فکس، گفت: «هرگز به عشق بیل کلینتون نسبت به خودم شک نکرده بودم، ولی پس از این واقعه روزهای سختی را تجربه کردم.» وی که هم‌اکنون در حال رقابتی سخت با باراک اوباما برای فتح مسند ریاست‌جمهوری ایالات متحدة امریکاست گفت: «سرانجام تصمیم گرفتم تا به ندای درونم گوش فرادهم.» وقتی تیرا بانک، مجری این برنامه، از وی پرسید که آیا در زمان تحقیقات قضایی دربارة این رسوایی جنسی همسرش احساس شرم می‌کرد، هیلاری کلینتون پاسخ داد: «بله، به معنای واقعی.» بانوی اول پیشین امریکا گفت: «در یک آن، احساس جنون، پریشانی و ناامیدی شدید کردم، ولی دریافتم که نباید درست در همین لحظه تصمیم بگیرم.» همسر بیل کلینتون که پس از یک دهه سکوت دربارة این رسوایی سخن می‌گفت، افزود: «زنان دیگر همواره از من پرسیده‌اند که با شوهران خیانتکار چه باید کرد و من به آنها گفته‌ام: شما باید با خودتان صادق باشید، ماجرای هرکسی خاص خودش است، من نمی‌توانم در این باره به‌جای شما قضاوت کنم.» یک دهه پیش، ماجرای رابطة جنسی بیل کلینتون، رئیس‌جمهور امریکا، و منشی سابق کاخ سفید، مونیکا لووینسکی، پس از انتشار بر روی یک سایت خبری، امریکایی‌ها را شوک‌زده کرد. مونیکا لووینسکی که مدتی در کانون توجه رسانه‌ها بود به‌زودی فراموش شد و به لندن رفت، تحصیلاتش را در رشتة روان‌شناسی اجتماعی در دانشگاه اقتصاد و علوم سیاسی لندن (LSE) به پایان رساند و در یکی از آخرین گفت‌وگو‌هایش گفت: «من برای چیزی مشهور شده‌ام که شهرت به آن خوب نیست.»■


کلمات کلیدی:
گفت و گو با پروین اردلان برنده جایزه اولاف پالمه
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ آبان ،۱۳۸٦  

کانون زنان ایرانی -ترانه بنی یعقوب :پروین اردلان یاد آور کوششهای بی پایان زنی است که نمی ایستد و با تمام مشکلات و تناقض ها هرگز از کار کردن در حوزه زنان دست بر نمی دارد .آن چنا ن که طی این سالها با فعالیتهایش موفق شده به همه زنان گفته معروفش را که گاه گاهی از زبانش می شنویم در عمل ثابت کند ": زن بودن یعنی مبارزه همیشگی ".

هر جا که دربارهء وضعیت زنان درایران سخن به میان می آید نمی توان پروین اردلان و فعالیتهایش را نادیده گرفت. او آهسته و آرام حرکت می کند و کمتر نا امید می شود.

چند هفته ای بیشتر نیست که جایزه معتبر بنیاد اولاف پالمه را به خاطر فعالیتها و و تلاشهای سرسختانه اش در جنبش زنان به خود اختصاص داده است.

کارش را با فعالیت مطبوعاتی شروع کرد اما خیلی زود فهمید که به موضوع زنان علاقه مند است به همین دلیل در مجله زنان به فعالیتهایش ادامه داد.کار با مرکز فرهنگی زنان در ادامه فعالیتهای او بود که بعدها با فعالتیهای دیگرش در نشریات جنس دوم؛ نامه زن و سردبیری سایت تریبون فمینیستی همراه شد.او همچنین از پایه گذاران اولیه کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز محسوب می شود.

" نمی توانم نقطه شروعی را برای علاقه مندی ام به فعالیت در حوزه زنان نام ببرم اما تجربه عملی زندگی ام به تدریج مرا با مساله زنان آشنا کرد "

او با لحنی رسا و محکم این حرفها را به من می گوید و بعد با چند لحظه مکث ادامه می دهد :"نمی توانستم نسبت به اوضاع دور و برم بی تفاوت باشم .موضوع زنان ابتدا به صورت مساله در ذهنم شکل گرفت و بعد به مرور زمان برایم تبدیل به یک امر اجتماعی شد. مسائلی که ابتدا به نظرم شخصی می آمد اما خیلی زود فهمیدم مسائلی اجتماعی است در نتیجه زندگی عملی ام را هم تحت تاثیر قرار داد."

کتاب "سناتور "کار مشترک او با نوشین احمدی خراسانی از دیگر فعالان جنبش زنان نیز در کارنامه اش ثبت شده هر چند با این همه او خودش را آدم خیلی پرکاری در حوزه نوشتن نمی داند.

پروین چای اش را آرام آرام می نوشد و با آرامش از دوران تحصیلاتش می گوید ":در دوران فعالیتم در حوزه زنان جامعه آکادمیک به شدت با خلا ادبیات زنانه همراه بود.من این خلا را به شدت حس می کردم ."

او با آگاهی به این مساله و اینکه فضای آکادمیک در آن زمان به شدت خشک و مردانه بود به دانشگاه علامه رفت تا به عنوان اولین زنان علاقه مند به تحصیل در رشته مطالعات زنان فضای دانشگاهی را تجربه کند.

او معتقد است :" آن زمان که ما به دانشگاه رفتیم مباحث مربوط به جنبشها و نظریات فمینیستی خیلی جایی نداشتند.آن موقع بیشتر از آنکه در دانشگاه بیاموزیم سعی می کردیم فضای دانشگاه را متاثر کنیم ."

آن سالها اوج فعالیت پروین در جنبش زنان بود می خندد و می گوید :" دانشجوی خیلی خوبی نبودم و همیشه اولویت را به فعالیتهای اجتماعی ام می دادم .اما اکنون فضای دانشگاهی هم تغییر کرده وفضای پویائی در حوزه تئوریک ایجاد شده است "

مقابلش مجموعه ای از مقا لاتش دیده می شود بر عنوان جلد آن حک شده زن بودن یعنی مبارزه همیشگی". آیا پروین اردلان از این مبارزه خسته نشده است .؟ "

او در پاسخ به این سوال می گوید "اگر بدانی چه می کنی و چه می خواهی با همه مشکلات هم کنار می آئی و راهی برای حلشان پیدا می کنی .هیچوقت در این حوزه به مسائل از بعد کلان نگاه نکرده ام و تصورم این است که اگر راهی را انتخاب کردی نباید کوتاه بیائی . به همین خاطر است که می گویم اگر زنی همیشه باید مقاومت کنی ."

به عقیده او زنان در ایران در حاشیه اند بنابراین برای خروج از آن باید تلاش کنند و شکستها برایشان تجربه ای جدید باشد.دریک جامعه پر تناقض وقتی راهی را بر می گزینی باید سختی هایش را هم قبول کنی .

پروین که جثه کوچکی دارد می خندند و ادامه می دهد ": یکی از دستاوردهای فعالیت در حوزه زنان کم شدن وزنم بوده است. " اما همه اطرافیان او به خوبی می دانند که هر گز بیماری یا هر مشکل دیگری او را از فعالیت در این حوزه دلسرد نکرده است.

پروین 40 ساله از مهمترین مشکلات زنان ایرانی حرف می زند :"مشکلات زنان در ایران تلفیقی از موارد متعدد است . قانون مردسالارانه از یک سو زنان را از حقوق انسانی شان دور می کند و عرف از سوئی دیگر ."

اما با این همه او مشکلات حقوقی را ملموس تر می داند :"اگر این مشکلات حل شود فرهنگ هم به نوعی تغییر می کند . این اتفاق تا حدودی هم رخ داده است تا چند وقت پیش درباره قوانین مطلق نگری خاصی وجود داشت اما کنش های حقوقی زنان این مطلق نگری درباره قوانین را از بین برد. با فعالیتهای این گونه و تغییر فرهنگ ؛مردان برابری خواه به وجود می آیند که مطالبات حقوقی جدیدی را شکل می دهند."

چقدر کار در حوزه زنان زندگی و سرنوشت پروین اردلان را تغییر داده است ؟ سری تکان می دهد و می گوید :"کار در حوزه زنان همه زندگی ام شده است و بر سبک زندگی ؛ دوستی هایم و ... تاثیر گذاشته و هر چند مرا در یک حوزه نگه نداشته اما به همه زندگی ام جهت داد ه است."

او هر چند معتقد است که در حوزه زنان از افراد بسیاری تاثیر گرفته اما نمی تواند تاثیری را که از نسل جوان فعال در این حوزه گرفته نادیده بگیرد :"من از نسل پیشین و هم نسلی هایم بسیار آموخته ام اما در برخورد با نسل جوان فهمیدم که تصور کلیشه ای را که معتقد است فقط از گذشته بیاموزید را می توان شکست و از آینده هم آموخت."


کلمات کلیدی:
این فراخوان نیز به اخر رسید؟
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ آبان ،۱۳۸٦  

سنت فراخوان در تبعید و  نیز در داخل کشور تازگی ندارد. این سنت ریشه در حاکمیت استبداد و سرکوب و در حمایت از  جریانات یا مجموعه هائی اجتماعی ست که در نبود دمکراسی و ازادی بیان  و محرومیت از حقوق ابتدائی  انسانی خویش تحت  ستم و اجحاف حکومتی، جبر و بی عدالتی قرار میگیرند. فراخوان بمثابه  اعتراض  به نظم غیر انسانی موجود  در اشکالی بسیار ساده و رایج صورت میپذیرد.  

بدرستی میتوان گفت که این شیوه اعتراضی توان گردهمائی افراد و طیفهای بسیار متنوع  با افق های گوناگون فکری  را از خود نشان داده است و بازتابی از گرایش همگن نیروهای  اپوزیسیون  میباشد. واکنشی در برابر  تفرقه و پراکندگی در دفاع از جنبش های عمومی مردم کشورمان است.  

دیروز بازداشت و شکنجه احمد باطبی. خطر دیپورت پناهجوی ایرانی در ترکیه ، دستگیری وسیع دانشجویان و خطر اعدام  عدنان حسن پور ما را به این اقدام واداشت و امروز  وضعیت وخیم جسمانی  پیمان پیران و سایر دانشجویان دربند و این  تلاشها تا زمانی که  در بر همین پاشنه بچرخد، ادامه خواهد داشت.    

فراخوانها از جمله نادر ترین اهرم های بروز و نمایش همبستگی و اتحاد عمل موردی است که از دیوارهای روش و  منش گروه گرایانه و سکتاریستی عبور میکند و صفات فردی را خارج از تمایلات سازمانی انتشار و در کنار یکدیگر قرار میدهد.  

هم از اینروست که  نهادی انتشاراتی و معترض به نظم موجود همانند گزارشگران که خود را نیز قربانی سانسور و مثله شدن  حق ازادی بیان از سوی سرکوبگران اسلامی حاکم میداند، هر از گاهی و متناسب با توانائی های خویش اقدام به فراخوان میکند. این فراخوانها  از ابتدا تا کنون مبتنی به درخواست فعالین سیاسی و یا خانواده های قربانیان ستم و سرکوب و متناسب با شرایط ناهنجار وقت بوده است.      

فراخوان اخیر ما بر طبق زمانبندی اعلام شده پایان یافت و اکنون پس از  گذشت 2 هفته  و جمع آوری امضاء ها و پشتیبانی های گسترده رسانه ای و تجمع های سیاسی اجتماعی و فرهنگی  قرار گرفت و بسیاری از دوستان و همراهان سایت از آن پشتیبانی کردند همانطور که جای اسامی طیفی از آنان در کمال شگفتی در لیست معترضین یه اقدامات وحشیانه جمهوری اسلامی در برابر دانشجویان مزبور خالیست.

به هر رو هم اکنون برای انعکاس وسیع و سراسری آن در کشورهای مختلف نیازمند همیاری دوستانی هستیم که پیش از این حمایت خود را از فراخوان اعلام داشته اند.      

دوستانی بسیار عزیز در ترجمه متن فارسی به زبانهای فرانسه، انگلیسی و آلمانی  فراخوان ما را همراهی کرده اند و  این متون  همراه با ذکر اسامی حامیان آن به 4 زبان رایج در اختیار همگان میباشد. امیدواریم که پشتیبانی شما عزیزان همچنان در انعکاس هر چه گسترده این فراخوان اعتراضی، ادامه یابد.

این فراخوان تا آزادی تمامی دانشجویان زندانی باز خواهد ماند.

بدینوسیله از همه دوستان و همراهان سایت  در کشورهای مختلف که طی  سالها با گزارشگران بوده اند و رسانه خود را هدایت و به پیش برده اند درخواست داریم که متون ارائه شده  را که در فورم  ورد منتشر شده است،  در کشورهای محل سکونت خود به نهادهای  مربوطه ارسال نمایند و ما را در جریان ماوقع برای ارائه گزارش نهائی این اقدام،  بگذارند.  

با سپاس فراوان

 

بهروز سورن

 

25 / 3 / 2008


کلمات کلیدی:
حذف تیم فوتبال بانوان ایران از جام ملت‌ها
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٦  

تیم فوتبال بانوان ایران در دومین دیدار خود در مرحله مقدماتی جام ملت های آسیا مقابل میانمار مغلوب شد و از راهیابی به مرحله بعد بازماند.

به گزارش فارس در این دیدار که عصر چهارشنبه در شهر هوشی‌مینه ویتنام برگزار شد، تیم ایران مقابل حریف خود با نتیجه دو بر یک شکست خورد.

ملی پوشان ایران که در نخستین بازی مقابل ویتنام نیز با نتیجه چهار بر یک مغلوب شده بودند، با کسب این شکست از صعود به دور بعدی بازماندند.

تک گل تیم ایران را همانند بازی نخست، مینا هاشمی به ثمر رساند، ضمن اینکه ملی پوشان ایران یک ضربه پنالتی را نیز از دست دادند.

این تیم روز جمعه هفته جاری سومین و آخرین بازی خود را مقابل چین تایپه برگزار می کند.


کلمات کلیدی:
ایران به مصوبات شورای امنیت اعتراض کرد
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ آبان ،۱۳۸٦  

روز چهارشنبه، 26 مارس (7 فروردین)، وزارت خارجه ایران اعلام داشت که محمد خزاعی، نماینده دایم ایران در سازمان ملل متحد، نامه وزیر خارجه در اعتراض به صدور سه قطعنامه شورای امنیت و وضع تنبیه های بین المللی علیه جمهوری اسلامی را به بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل، تسلیم کرده است.

به گزارش خبرگزاری دولتی ایران - ایرنا - دبیرکل سازمان ملل ضمن استقبال از همکاری ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی، گفته است که به اعتقاد وی این موضوع تنها از راه مذاکره و به شکلی صلح آمیز قابل حل خواهد بود.

منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران، در این نامه، که متن آن توسط خبرگزاری های ایرانی انتشار یافته، موضع جمهوری اسلامی در مورد برنامه های هسته ای را تشریح کرده و با تاکید بر صلح آمیز بودن این برنامه ها، اقدام شورای امنیت را توجیه ناپذیر خوانده است.

آقای متکی صدور قطعنامه های شورای امنیت را ناشی از "تلاش چند کشور برای سیاسی کردن موضوع فعالیت هسته ای صلح آمیز" ایران دانسته و به اظهار نظر حقوقی در مورد بندهای مختلف این قطعنامه ها پرداخته است.

وی در این نامه با اشاره به همکاری اخیر ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی برای پاسخ دادن به ابهام های آژانس در مورد برنامه های اتمی این کشور، اظهار داشته که این همکاری به "حل و بسته شدن تمامی مسایل باقیمانده" منجر شده است.

 اینک بیش از گذشته بر همگان آشکار شده که ارجاع [پرونده هسته ای ایران] به شورای امنیت سازمان ملل از همان ابتدا در نقض آشکار و تخلف از مقررات و رویه های مرسوم آژانس و اساسنامه آن صورت گرفته است
 
منوچهر متکی وزیر خارجه ایران


آقای متکی با اظهار اینکه گزارش های آژانس بین المللی حکایت از صلح آمیز بودن برنامه های اتمی ایران دارد، گفته است که ارجاع پرونده هسته ای این کشور به شورای امنیت "از ابتدا حرکتی صرفا سیاسی" بوده است.

وی با تاکید براینکه شرایطی که، طبق اساسنامه آژانس بین المللی، باعث ارجاع پرونده اتمی یک کشور به شورای امنیت می شود در مورد ایران مصداق نداشته، می افزاید که ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت "در نقض آشکار و تخلف از مقررات و رویه های مرسوم آژانس و اساسنامه آن صورت گرفته است."

طبق اساسنامه آژانس بین المللی انرژی اتمی، در صورتی که بازرسان آژانس به تخلف احتمالی یکی از کشورهای عضو از تعهدات آن کشور در قبال پیمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای پی ببرند، در مرحله نخست، موضوع توسط مدیرکل آژانس در شورای حکام این نهاد مطرح و هشدار لازم توسط این شورا صادر می شود.

 


هرگاه کشور مورد نظر خواست شورای حکام برای تصحیح رفتار خود را به اجرا نگذارد، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی موضوع را به شورای امنیت سازمان ملل "که مسئول حفظ صلح و امنیت بین المللی است" گزارش می کند و ممکن است به اقداماتی مانند قطع کمک های فنی به کشور مورد نظر مبادرت ورزد.

پیش از ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت، شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی با صدور قطعنامه هایی خواستار اقداماتی از سوی ایران به خصوص تعلیق غنی سازی اورانیوم شده بود که ایران این قطعنامه ها را مورد قبول قرار نداد که تعلیق کمک های فنی آژانس به جمهوری اسلامی را در پی آورد.

وزیر خارجه ایران در بخش دیگری از این نامه به تحریم های شورای امنیت علیه برخی از شهروندان و شماری از موسسات جمهوری اسلامی اشاره کرده و به خصوص محدودیت های وضع شده در مورد تعدادی از نظامیان ایرانی را ناشی از انگیزه های سیاسی دانسته است.

 برخی کشورها با اهداف سیاسی این قهرمانان ملی را به خاطر اینکه طی جنگ تحمیلی هشت ساله از تمامیت ارضی ایران اسلامی دفاع کردند مورد تحریم قرار داده اند و این درحالی است که همین شورای امنیت طی جنگ تحمیلی صدام علیه ایران هیچ اقدامی علیه متجاوز انجام نداد
 
منوچهر متکی


به گفته آقای متکی "برخی کشورها با اهداف سیاسی، این قهرمانان ملی را به خاطر اینکه طی جنگ تحمیلی هشت ساله از تمامیت ارضی ایران اسلامی دفاع کردند مورد تحریم قرار داده اند و این درحالی است که همین شورای امنیت طی جنگ تحمیلی صدام علیه ایران هیچ اقدامی علیه متجاوز انجام نداد."

وزیر خارجه ایران برخورداری از فن آوری صلح آمیز هسته ای را حق تمامی کشورها دانسته و افزوده است کسانی که چنین حقی را نقض کنند در برابر ملتی که به این ترتیب زیان دیده و همچنین جامعه بین المللی مسئول هستند.

آقای متکی در نامه خود به دبیرکل سازمان ملل با استناد به مفاد این نامه، صدور قطعنامه های شورای امنیت علیه ایران را غیرقانونی و مغایر اصول و اهداف سازمان ملل متحد خوانده و گفته است که "ایران به هیچوجه تصمیمات مربوطه را در زمره موارد مطروحه در ماده 25 منشور ملل متحد تلقی نکرده و تعهدی نسبت به رعایت و اجرای آنها نخواهد داشت."

ماده 25 منشور ملل متحد کشورهای عضو سازمان ملل را متعهد می سازد که تصمیم های شورای امنیت را بپذیرند و به اجرا بگذارند.

مسئولین جبران خسارات ایران

وزیر خارجه ایران کشورهای غربی عضو گروه 1+5 را مسئول تصویب قطعنامه های شورای حکام آژانس بین المللی و شورای امنیت سازمان ملل معرفی کرده و می نویسد "آمریکا و سه کشور اروپایی پیوسته سعی کرده اند تا از شورای حکام و شورای امنیت به عنوان ابزاری جهت پیشبرد اهداف سیاسی و تبلیغی خود بهره برداری نمایند."

منوچهر متکی در این نامه این کشورها را مسئول زیان های وارده به ایران دانسته و می نویسد "این کشورها تخلفات عمده ای را مرتکب شده و سبب وارد آمدن خساراتی بر جمهوری اسلامی ایران شده اند و لذا چون این خسارات برخلاف اصول و موازین بین المللی و کاملا ظالمانه و ناروا بر ملت ایران تحمیل شده است، لاجرم همان کشورها مسئول جبران این خسارت ها خواهند بود."

 آمریکا و سه کشور اروپایی پیوسته سعی کرده اند تا از شورای حکام و شورای امنیت به عنوان ابزاری جهت پیشبرد اهداف سیاسی و تبلیغی خود بهره برداری کنند و در این راستا تخلفات عمده ای را مرتکب شده و سبب وارد آمدن خساراتی بر جمهوری اسلامی شده اند
 
منوچهر متکی


در عین حال، آقای متکی در مورد نحوه جبران خسارت می نویسد که "حداقل کاری که این کشورها باید برای جبران خسارت وارد شده به ملت ایران انجام دهند، اعتراف به اشتباهات گذشته، تصحیح رفتار نادرست قبلی، جبران خسارات و عذرخواهی از ملت بزرگ ایران است."

شورای امنیت از پنج عضو دایم - آمریکا، روسیه، چین، بریتانیا و فرانسه - و ده کشور از قاره های مختلف جهان تشکیل یافته که به طور دوره ای به عضویت غیر دایم این نهاد پذیرفته می شوند.

از مارس 2006 تاکنون، شورای امنیت سازمان ملل متحد یک بیانیه و چهار قطعنامه حاوی درخواست از ایران برای کنار گذاشتن بخشی از برنامه های هسته ای این کشور، به خصوص غنی سازی اورانیوم، را صادر کرده اما جمهوری اسلامی از پذیرش این درخواست خودداری ورزیده است.

روند مداخله شورای امنیت در پرونده هسته ای جمهوری اسلامی پس از خودداری ایران از قبول قطعنامه های شورای حکام آژانس بین المللی برای توقف غنی سازی اورانیوم و اقدام مدیرکل آژانس در ارسال این پرونده به شورای امنیت به جریان افتاد.

پیگیری موضوع برنامه های هسته ای ایران توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی در سال 2000 و در پی گزارشی آغاز شده بود که جمهوری اسلامی را متهم می کرد فعالیت های اتمی خود را بدون آگاه ساختن آژانس دنبال کرده است.


کلمات کلیدی:
وضعیت نامعلوم احمد دانش پذیر، یک زندانی سیاسی در بند ۲۰۹
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ آبان ،۱۳۸٦  

احمد دانش پذیر، فعال و نظریه پرداز مسائل سیاسی که بهمن ماه در منزلش در تهران بازداشت شده بود، همچنان در بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری می شود.
به گفته خانواده این فعال سیاسی، وی از زمان بازداشت تاکنون هیچ گونه ملاقاتی نداشته است و نسبت به شرایط سلامتی او اطلاعی در دست نیست.
لازم به ذکر است، ماموران امنیتی روز ۲۳ بهمن، با حضور در منزل احمد دانش پذیر، علاوه بر بازداشت وی اقدام به ضبط لوازم شخصی او از قبیل کتاب ها، دست نوشته ها و کامپیوتر او نمودند.


کلمات کلیدی:
گزارشی از دیدار با خانواده های ۳ دانشجوی زندانی پلی تکنیک به مناسبت تحویل سال نو
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ آبان ،۱۳۸٦  

خبرنامه امیرکبیر: ده ها نفر از دانشجویان در مشهد و شیراز به مناسبت حلول سال نو با خانواده سه دانشجوی در بند، احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری دیدار کردند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان دانشگاه های مشهد و دیگر دانشگاه های شرق کشور به همراه جمعی از دانشجویان ساکن مشهد با حضور در منزل احمد قصابان، با خانواده این دانشجوی زندانی دیدار و گفت و گو کردند.
در این دیدار که دانشجویانی از دانشگاه های فردوسی، خیام، سجاد، آزاد و پیام نور مشهد به همراه دانشجویانی از دانشگاه های بیرجند، شاهرود، امیرکبیر، تهران و… حضور داشتند، ابتدا پدر احمد قصابان شرحی از اتفاقاتی که در یک سال اخیر افتاده ذکر کرد. پدر این دانشجو با اشاره به هفته های نخست بازداشت فرزندش، گفت: «ما اصلا تصور نمی کردیم چنین برخوردی با یک دانشجو انجام شود. البته می دانستیم که در مدت بازداشت افراد را ناز و نوازش نمی کنند، اما خطاب کردن یک دانشجو با الفاظ بسیار زشت، شکنجه، ضرب و شتم، توهین به خانواده فرد، انواع و اقسام شکنجه ها و آزارهای روانی و… چیزی نبود که حتی در مخیله ما بگنجد.»
پدر احمد قصابان در ادامه به روزهایی که نخستین ملاقات با وی انجام شد، اشاره کرد و گفت: «بعد از دو ماه که احمد را دیدیم اصلا نشناختیمش. آن قدر حالش بد بود که ما با دیدن او مریض شدیم و گفتیم کاش این ملاقات اصلا انجام نشده بود. احمد به ما گفت حتی او را تهدید به آزار جنسی هم کرده اند.»
وی در ادامه با اشاره به فعالیت خانواده دانشجویان پس از آزادی ۵ دانشجوی دیگر افزود: «فرزندان ما برای این که ما نگران نشویم خیلی چیزها را به ما نمی گفتند. اما ما اصل ماجرا را از زبان ۵ دانشجویی که اول مرداد از زندان آزاد شدند شنیدیم و تصمیم گرفتیم رنجنامه ای بنویسیم و شرح شکنجه هایی که فرزندمان شده بود را به مقامات شرح دهیم. با مقامات مختلفی دیدار کردیم، آقای جمشیدی، آقای آوایی، آقای مرتضوی، نمایندگان مجلس، مسئولین حقوق شهروندی و… همه قول پیگیری دادند.»
پدر این دانشجو به دیدارشان با سعید مرتضوی، دادستان تهران، اشاره کرد و با انتقاد از نحوه برخورد و طرز صحبت کردن این مقام قضایی گفت: «ایشان حرف های زشتی جلوی مادران دانشجویان زد. خیلی ها می گفتند ملاقات با ایشان اشتباه است، اما ما چه می دانستیم؟! مرتضوی گفت شیرش دست من است بخواهم بازش می کنم نخواهم می بندمش. گفت باید هم خودتان و هم بچه هایتان را ادب کنم.»
پدر احمد قصابان در ادامه با اشاره به روند دادگاه های دانشجویان گفت: «پیگیری های ما ادامه پیدا کرد تا دادگاه انقلاب برای این سه نفر حکم دو-سه سال حبس صادر کرد، ولی بچه ها در دادگاه عمومی تبرئه شدند وثیقه هم برایشان صادر شد. ما از چند جا شنیدیم به خاطر حکمی که این قاضی صادر کرده آن قدر او را تحت فشار گذاشته اند و اذیت و آزار کرده اند که حد و حساب نداشته است. وقتی وثیقه ها را به دادگاه سپردیم قاضی به ما گفت از نظر من کار این پرونده تمام است و بچه های شما باید آزاد شود، اگر مشکلی پیش آمد بروید دادگاه انقلاب! که اتفاقا مشکل هم پیش آمد، بچه های ما آزاد نشدند، دادگاه انقلاب هم جواب درستی به ما نداد، تا بهمن که دادگاه تجدیدنظر تشکیل شد. این دادگاه که دادگاه نهایی هم هست حکمش را هنوز صادر نکرده است.»
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در ادامه این دیدار دبیر انجمن اسلامی دانشگاه بیرجند با اشاره به حکم تبرئه صادره برای این دانشجویان گفت: «حکم تبرئه دستاورد بسیار بزرگی بود. در دانشگاه بیرجند پس از اعلام این حکم چند روز به صورت خودجوش جشن برگزار شد. بسیجی ها همه خجالت زده بودند و دانشگاه در یک شادی عجیبی به سر می برد. آن ها با سیاست غلطشان این سه دانشجو را واقعا تبدیل به نماد جنبش دانشجویی کرده اند و الان خودشان در اشتباهی که مرتکب شدند، مانده اند. آن ها باید هم از آزاد کردن این سه دانشجو ناراحت باشند و برای ماندنشان در زندان فشار بیاورند.»
پس از آن عباس حکیم زاده، یکی از ۸ دانشجویی که در خرداد ۸۶ به اتهام دست داشتن در انتشار نشریات موهن بازداشت شد، توضیح مختصری در خصوص سیر تحول پرونده این سه دانشجو ارائه کرد. وی گفت: «در شهریورماه از سوی دادستانی برای این دانشجویان قرار مجرمیت صادر شد و کیفرخواست آن ها آماده شد. در مهرماه دادگاه انقلاب به بخشی از اتهامات که در صلاحیت خودش بود رسیدگی کرد، دانشجویان را مجرم دانست و برای آن ها احکام حبس صادر کرد. پرونده برای ادامه رسیدگی به اتهاماتی که در صلاحیت دادگاه عمومی بود به شعبه ۱۰۴۳ ارجاع شد. این دادگاه در ۲۸ آذرماه اعلام کرد دانشجویان از اتهام انتشار نشریات موهن مبرا هستند.»
حکیم زاده در ادامه افزود: «این دادگاه برای پرونده دانشجویان که در دادگاه انقلاب منجر به صدور حکم شده بود و با اعتراض آن ها در مرحله تجدیدنظر بود وثیقه صادر کرد و از زندان خواست آن ها را آزاد کند. زندان از این دستور سر باز زد. نماینده دادستان نسبت به حکم تبرئه اعتراض کرد و هر دو بخش این پرونده، یکی با اعتراض دانشجویان و دیگری با اعتراض نماینده دادستان، به شعبه ۴۴ دادگاه تجدیدنظر ارسال شد. دادگاه تجدیدنظر اواخر بهمن ماه تشکیل شد و قانونا می بایست حداکثر تا چند روز مانده به تعطیلات عید حکم خود را صادر نماید. اما این امر محقق نشد.»
این دانشجو در ادامه با اشاره به شروع این غائله گفت: «ما دقیقا نمی دانیم که این غائله در کجا طرح ریزی شده و از کجا مدیریت شده است. اما شواهد و قراینی که انجمن اسلامی امیرکبیر در این خصوص جمع آوری کرده و تحت عنوان بیانیه تحلیلی شماره ۵ منتشر کرد کاملا نشان می داد که این غائله توسط ۴ تا دانشجوی ساده بر پا نشده و قطعا کارگردان های پشت پرده بزرگتری دارد. این که به یک باره چند سایت و خبرگزاری و روزنامه وارد قضیه شوند، نشان می دهد که برای برخورد با دانشجویان تا چه حد هماهنگی از پیش انجام شده بود. در اصل این توطئه از زمانی علیه دانشجویان پلی تکنیک آغاز شد که احمدی نژاد با اعتراض دانشجویان علیه حضور وی در پلی تکنیک مواجه شد و دانشجویان عکس های وی را به آتش کشیدند.»
حکیم زاده با اشاره به ایام بازداشتش در بند ۲۰۹ گفت: «کسانی که به رفتارهای غیرانسانی خود افتخار می کردند و مدعی بودند هیچ کس در حدی نیست که بر آن ها نظارت کند و خود را فراتر از هر قانونی می دانستند، امروز در پی این هستند که اگر شده چند روز صدور حکم دادگاه را به تعویق بیاندازند. به دنبال این هستند که هیچ فرصتی را برای ادامه فشار بر این سه دانشجو از دست ندهند، ولو چند روز یا چند ساعت.»
این عضو انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر در ادامه خاطرنشان کرد: «از روز نخست ما گفتیم این پروژه سوخته است. اما عده ای اصرار داشتند که به هر قیمت ممکن آن را به پیش ببرند. اما از همان ابتدا جز این که آبروی خود را بردند و آبروی نظامی که برای آن کار می کنند به خطر انداختند، هیچ دستاوردی نداشتند. پس از این هم به همین صورت خواهد بود، هر چه بیشتر بگذرد طراحان اصلی این غائله هزینه بیشتری خواهند داد و بیشتر رسوا خواهند شد. ما، دانشجویان، چیز زیادی از دست نمی دهیم. ما از ابتدایی که وارد فعالیت دانشجویی شدیم، رنج تعلیق، اخراج، زندان، شکنجه را بر خود هموار کرده ایم. آن ها هستند که دارند روز به روز هزینه می دهند و هیچ چیز هم جز بی آبرویی نصیبشان نمی شود.»
عباس حکیم زاده در پایان گفت: «صبر ما زیاد است. همان طور که صبر کردیم و دوستانمان از انفرادی به اتاق های عمومی آمدند، همان طور که صبر کردیم تا ملاقات ها و تلفن زدن شان آزاد شد، تا به بند عمومی رفتند، صبر کردیم تا حکم تبرئه صادر شد و حتی دادگاه تجدیدنظر برگزار شد….همچنان تا آزادی آن ها صبر می کنیم. هیچ کس تا ابد در زندان نمانده است. حتی اگر فشارهای وارده بر قاضی دادگاه تجدیدنظر باعث شود بر خلاف آن چه که حق است حکم کند، از نظر افکار عمومی دوستان ما از هر گناه و اتهامی مبرا هستند. فقط تنها دغدغه ما درد و رنج این سه خانواده است، ما آن چه تاکنون از دستمان برآمده برای کاستن از درد و رنج خانواده احمد، احسان و مجید انجام داده ایم. امیدوارم تلاش های ما مرهم کوچکی باشد بر زخم های بزرگ خانواده ها.»
در پایان این دیدار علی صابری، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر، با اشاره به بی مسئولیتی مسئولین، گفت: «امروز اگر چه ما برای همدردی با خانواده احمد قصابان به اینجا آمده ایم، ولی بی مناسبت نیست که از خانواده دانشجویانی یاد کنیم که امروز داغدار از دست دادن فرزندان خود در سانحه رانندگی در جنوب کشور هستند. دانشجویانی که به علت شدت سوختگی اجسادشان حتی دیگر قابل تشخیص نیستند و مسئولین اصرار دارند هر چه سریعتر همگی با هم و بدون رضایت خانواده هایشان به خاک سپرده شوند.»
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در شیراز نیز جمعی از فعالین دانشجویی و اعضای انجمن اسلامی شیراز و علوم پزشکی به همراه تعدادی از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر به دیدار خانواده های منصوری و توکلی رفتند. گفتنی است خانواده احسان منصوری در ایام نوروز به شیراز سفر کرده بودند و میهمان خانواده مجید توکلی بودند.
در ابتدا این دیدار یکی از دانشجویان حاضر در جلسه ضمن تبریک عید نوروز به خانواده دانشجویان در بند و فرستادن سلام و درود بر کلیه دانشجویان زندانی از آخرین وضعیت پرونده این سه دانشجو از خانواده آن ها سوال کرد.
پدر احسان منصوری در پاسخ گفت: «پرونده دانشجویان در مرحله نهایی است و دادگاه تجدیدنظر باید در مورد پرونده آن ها اظهارنظر کند. علیرغم آن که چند روزی هم از مهلت قانونی دادگاه برای صدور رای گذشته، همچنان رای صادر نشده است. در مراجعات مکرری که به دادگاه داشتیم به ما گفتند ابهاماتی از سوی نماینده دادستان مطرح شده است که باید برطرف شود. ما به قاضی گفتیم اگر ضرب العجل زمانی برای رفع این اتهامات برای نماینده دادستان تعیین نشود ممکن است هرگز این ابهامات رفع نشود و دانشجویان در بازداشت بمانند.»
وی در ادامه افزود: «همان طور که اکنون حدود ۴ ماه از زمان استعلام ما برای آزادی فرزندانمان پس از صدور حکم برائت می گذرد و پاسخی به آن داده نشده است، لذا مسئولین الزامی برای پاسخگویی ندارند. گویا همان طور که چند ماه پیش آقای مرتضوی در دیدار ما با ایشان اعلام کردند که شیر این قضیه دست ایشان است گویا به واقع نیز چنین است و بقیه مقامات در قوه قضاییه، از رئیس این قوه گرفته تا بقیه مقامات در مقابل اراده ایشان کاره ای نیستند.»
پدر این دانشجو در ادامه با اشاره به عدم آزادی ایشان پس از صدور حکم تبرئه و تعیین قرار وثیقه گفت: «وقتی حکم برائت وجود دارد و وثیقه نیز تودیع شده است، باید ابتدا دانشجویان آزاد شوند و بعد از آن به پرونده رسیدگی شود. چرا که در غیر این صورت ممکن است زمان محکومیت دانشجویان به سر برسد و هنوز دادگاه تجدیدنظر به اقناع نرسیده و حکم را صادر نکند.»
آقای منصوری در ادامه با انتقاد از عدم وجود وحدت رویه قضایی در رسیدگی به پرونده های مختلف امنیتی گفت: «پرونده فرزندان ما گویا از پرونده هاله اسفندیاری و ملوانان انگلیسی و… خیلی سنگین تر است که با وجود کار کردن ۴۰ قاضی در دادگاه تجدیدنظر بر روی آن هنوز به نتیجه ای نرسیده است. رئیس دادگاه های تجدیدنظر به ما گفته اند که ۴۰ قاضی روی پرونده کار می کنند. این پرونده مگر چه دارد که این همه کار می برد؟ غیر این است که تحت شکنجه چهار خط اعتراف دروغ از بچه های بیگناه ما گرفته اند؟! همه شواهد بر بیگناهی فرزندان ما دلالت دارد. چرا یک سال بدون هیچ دلیلی این سه دانشجو را بازداشت کرده اند؟!…»
در ادامه یکی از دانشجویان حاضر در این دیدار گفت: «من فکر می کنم چون نتیجه ای که قاضی دادگاه تجدیدنظر به آن رسیده و حکمی که در نظر قاضی است به نفع دانشجویان است، دست هایی مانع از اعلام آن می شود.»
سپس مادر مجید توکلی به دانشجویان حاضر در جلسه گفت: «امید من تنها به شماست و همه شما برای من مانند مجید هستید. من از تمام دانشجویان تقاضا می کنم که آن چه از دستشان برمی آید انجام دهند. چون من الان یک سال است که مجید را ندیده ام، از ۱۵ فروردین سال پیش که با ما خداحافظی کرد و از شیراز رفت هنوز او را ندیده ام. به خاطر بیماری و وضعیت جسمی ام نمی توان مسافرت کنم و در این مدت یک ساله نتوانستم به ملاقات او بروم.»
پس از آن مقداد خلیل پور، که خود از مدیران مسئول بازداشت شده در اردیبشت ماه ۸۶ بود، گفت: «حکم ۴ ماه حبس صادر شده در دادگاه عمومی در خصوص انتساب اتهام به بسیج ناعادلانه است. چرا کسانی که به ما تهمت زدند و می گفتند این نشریات را ما منتشر کردیم، مجازات نشدند؟! چرا کسانی که ما را بازداشت کردند و ضرب و شتم کردند، مجازات نشدند؟!»
این دانشجو سپس افزود: «دانشجویی که خود به این اتهام بازداشت می شود، شکنجه می شود و در نهایت تبرئه می شود به این علت که به کسی همین اتهام را وارد کرده محکوم و مجازات می شود، اما کسانی که او را متهم کردند و هزار بلا سرش آوردند، نباید مجازات شوند؟! آن ها هنوز هم در نشریاتشان در دانشگاه امیرکبیر، نشریات موهن را منسوب به دانشجویان می دانند در حالی که این دانشجویان تبرئه شده اند. این در حالی است که مدیریت دانشگاه هم با آن ها همراهی می کند و برخوردی با آن ها نمی کند ولی با دوستان ما برخورد می کند.»
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در ادامه این دیدار مادر احسان منصوری ضمن نقد عملکرد علیرضا رهایی و با توجه به اینکه مدیریت دانشگاه از همان ابتدا دانشجویان را عامل انتشار نشریات می دانست خاطرنشان کرد: «دکتر رهایی بر خلاف سخنان خود نه تنها برای آزادی این دانشجویان تلاشی نمی کند، بلکه تمام تلاشش برای جلوگیری از آزادی این دانشجویان است. او همین یک ماه پیش اجازه نداد مسئله فرزندان ما در شورای دانشگاه مطرح شود، بهانه آورده بود که جای دیگری در حال مذاکره در همین خصوص است و اگر این مسئله آن جا مطرح شود، آن مذاکرات خراب می شود. در حالی که ایشان از ابتدا با هیچ کس مذاکره ای نکرده و اگر هم کرده تلاشش بر محکومیت دانشجویان بوده است. ما در هیچ کجا اثری از کمک های ایشان ندیدیم و هر چه دیدیم سنگ اندازی از سوی ایشان بود. آقای رهایی حتی از این که اساتید به رئیس قوه قضاییه نامه ای نوشته اند و از ادامه بازداشت دانشجویان ابراز نگرانی کرده اند، ناراحت و عصبانی است، این را خودش بارها به افراد و اساتید مختلف گفته است.»
در پایان دیدار با خانواده دانشجویان در بند، نامجو، عضو انجمن اسلامی دانشگاه شیراز و علوم پزشکی، ضمن ابراز همبستگی کلیه دانشجویان با دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و خانواده دانشجویان در بند گفت: «گویا قرار است سرنوشت همه دانشجویان منتقد زندان و شکنجه باشد. چرا که بعد از پروژه نشریات موهن در دانشگاه امیرکبیر مدام بر تعداد دانشجویان بازداشتی افزوده شده و ما آخرین نمونه را در دانشگاه خودمان، شیراز، شاهد بوده ایم.»


کلمات کلیدی:
وضع حقوق بشر در ایران نگران کننده است
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ آبان ،۱۳۸٦  

لندن، 7 فروردین، خبرگزاری «نووستی»/ انگلستان نگران وضعیت نهادهای دموکراتیک در روسیه، سیاست مقامات کشور در رابطه با سازمان های غیر دولتی و جنبش های اپوزیسیونی است.

این مطلب در گزارش وزارت امور خارجه انگلستان گفته می شود که طی آن روسیه هم ردیف با افغانستان، کوبا، عراق، ایران، بلاروس و ازبکستان در شمار 22 کشوری قرار گرفته که وضعیت دموکراسی در آنها بسیار نگرانی برانگیز است.

در این گزارش گفته می شود: "18 ماه اخیر کاهش فضای دموکراسی را در روسیه نشان دادند. در درجه اول صحبت درباره سازمان های غیر دولتی ، قانون مبارزه با افراط گرایی و محدودیت برای فعالیت احزاب اپوزیسیونی است".

طبق این گزارش، محدودیت آزادی مطبوعات، افزایش اقدامات متجاوزانه در رابطه با خبرنگاران و نیز عدم تسامح دینی و نژادی انگلستان را نگران می کنند.

بعقیده مولفین این گزارش، خبرنگاران روسیه با محدودیت های بسیاری مواجه هستند. وزارت خارجه خاطر نشان می کند که شبکه های دولتی تلویزیونی روسیه "طیف محدودی از نگرش های سیاسی درباره مشکلات حساس را نشان می دهند" و "دسترسی به رسانه های اپوزیسیونی اغلب بسیار دشوار است".

علاوه بر این در انگلستان خاطر نشان ساختند که فشار بسیاری نیز بر سازمان های غیر دولتی وارد می شود و قانون مربوط به "اتحادیه های اجتماعی" که سال 2006 تصویب شد، بعنوان ابزاری برای پیگرد بویژه مدافعین حقوق استفاده می شود.


کلمات کلیدی:
برخوردهای غیر انسانی حسن زارع دهنوی و ناصریان با خانوادهای زندانیان سیاسی قتل عا
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٦  

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران : برخوردهای غیر انسانی حسن زارع دهنوی و ناصریان با خانوادهای زندانیان سیاسی قتل عام 1367
بنابه گزارشات رسیده در طی هفته های اخیر فشار بر خانواده های زندانیان سیاسی قتل عام شده در سال 1367 شدت یافته است.آنها خودسرانه دستگیر و زندانی می شوند و یا اینکه به دادگاه فرا خوانده می شوند و مورد محاکمه قرار می گیرند و یا تهدید به اخراج از محل کار خود می شوند. همچنین آقایان علی صارمی، محمد علی منصوری و ناصر سوداگری همچنان در زندان بسر می برند و از آزادی آنها خوداری می کنند.
آقای علی صارمی که 11 شهریور 1386 پس از شرکت در مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی 1367 با یورش مامورین وزارت اطلاعات در منزل دستگیر و به بند مخوف 209 اوین منتقل گردید. او بیش از 4 ماه در سلولهای انفرادی و نزدیک به 7 ماه که در شکنجه گاه 209 اوین بسر می برد، و در طی این مدت دائم مورد بازجوئی و در حین بازجوئی تحت شکنجه های وحشیانه قرار داشت . آقای صارمی بیش از 1 هفته است که در قرنطینه زندان اوین بسر می برد،او از نارسائی شدید در غده تیروئید رنج می برد و می بایست روزانه داروهای  خود را مصرف نماید. بازجویان وزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن او تا به حال 2 بار داروهای او را قطع نمودند بار اول هنگام انتقال به بند 209 و در حال حاضر که در قرنطینه بسر می برد از روز گذشته به دلیل قطع دارو هایش بیش از یک هفته  وضعیت جسمی او رو به وخامت گراییده و به سختی  قادر به تکلم است. تلاشهای خانواده او برای انتقال به مراکز درمانی تا به حال بی نتیجه بوده زارت اطلاعات از انتقال او به مراکز درمانی ممانعت می کند.
خانم مهین صارمی همسر آقای صارمی هفته گذشته به اجرای احکام دادگاه انقلاب شهر ری برای آزاد کردن سند منزلشان مراجعه کرد ند او به دستور فردی بنام معصومیان قاضی این دادگاه بازداشت شد و قصد انتقال او را به زندان اوین داشت ولی با اخاذی از این  خانواده ایشان را پس از ساعتها بازداشت آزادکرد. خانم صارمی قبل از این به دلیل پیگیری حقوقی همسرشان بدستور راسخ دستگیر و چندین هفته در سلولهای انفرادی بند 209 بازداشت شده بود.
آقای محمد علی منصوری نزدیک به 7 ماه در بند مخوف 209 اوین بود که بیش از 4 ماه آن را در سلول انفرادی و تحت شکنجه قرار داشت او اخیرا به بند عمومی منفقل  شده .آقای منصوری  چند هفته پیش به دادگاه انقلاب برده شد و توسط فردی بنام مقیسه معروف به ناصریان از دست اندکاران اصلی قتل عام زندانیان سیاسی 1367 می باشد و اخیران به عنوان قاضی، زندانیان سیاسی را مورد محاکمه قرار میدهد. رفتار او با زندانیان وحشیانه است و برخوردهای او بیشتر به بازجویان شباهت دارد تا قاضی و در مواجه با زندانیان سیاسی بازمانده از قتل عام 1367 گفته است که چرا شما زنده ماندید ؟ و چرا شما را نکشتند؟
خانم معصومه منصوری از دانشجویان امیر کبیر، بدلیل پیگیری وضعیت پدرش آقای منصوری در آبان ماه 1386 بدستور راسخ  دستگیر و چندین هفته در سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین بازداشت بود. بازجویان وزارت اطلاعات و راسخ برای او پرونده سازی کرده اند خانم منصوری هفته گذشته به شعبۀ 15 فراخوانده شد و توسط فردی بنام صلواتی قاضی این شعبه مورد محاکمه قرار گرفت . صلواتی در بدو شروع کارش خطاب به خانم میرزائی وکیل خانم منصوری چنین گفت : می دونی که گرفتن چنین پرونده ای چقدر برای سوابق کاری تو ضرر دارد، برو پرونده  مواد مخدریها را بگیر توی آن پول بیشتر است . صلواتی در حین محاکمه با داد و فریاد و پرخاشگری برخورد می کرد و به خانم منصوری اجازه مشورت با وکیلش نمی داد و خانم منصوری را از کنار وکیلش جدا کرد و وادار رد که در  نقطه دیگری بنشیند. رفتار صلواتی با وکیل تحقیر آمیز و غیر انسانی بود.
آقای ناصر سوداگری 11 شهریور 1386 دستگیر و به بند 209 اوین انتقال داده شد او  ماه گذشته مورد محاکمه قرار گرفت و به صرف شرکت در نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی 1367 به 1 سال زندان محکوم شد. پدر آقای سودگرای هفته گذشته در گذشتند .حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد هنگامی که پدر آقای سوداگری در آستانه مرک بود اجازه آخرین وداع با پدرش به او داده نشد. ، همچنین وقتی که پدر آقای سوداگری در گذشتند به او اجازه شرکت در مراسم خاکسپاری داده نشد .حسن زارع دهنوی ابتدا به خانواده سوداگری گفته بود که اگر سندی را بعنوان وثیقه قرار دهند به او اجازه خواهد داد  که در مراسم خاکسپاری پدرش حضور یابد ولی پس از چند روزدوندگی و متحمل شدن هزینه های سنگین از حضور او درمراسم پدرش ممانعت کردند. این یکی از شیوه های غیر انسانی حسن زارع دهنوی است که با وعده دادن و دواندن خانوادها و نهایتا عمل نکردن به آن  سعی بر وارد کردن حداکثر  فشار روحی  برآنها است.
لازم به یادآوری است که سازمان عفو بین الملل طی فرآخوانی که در تاریخ 2 نوامبر 2007 صادرکرد زندانی کردن خانواده های قتل عام 1367 را محکوم نمود.و در این فرآخوان در مورد قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367چنین ادامه مید هد: عفو بین الملل بر این گمان است که این اعدامها یک جنایت علیه بشریت محسوب می شود. طبق قانون بین المللی که در سال 1988 معتبر بوده جنایت ها علیه بشریت عبارتند از حملات گسترده یا سیستماتیک علیه شهروندان، بنا به دلایل تبعیض آمیز, از جمله سیاسی باید یک تحقیقات مستقل و بی طرفانه دربارة اعدام های 1988 صورت گیرد و تمامی مسئولان (آن) می بایست در برابر عدالت قرار گیرند و مجازات های مقتضی دریافت کنند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، محروم کردن زندانیان سیاسی برای آخرین دیدار با بستگانشان و یا  شرکت در مراسم خاکسپاری، قطع داروهای آنها ،پرونده سازی و محاکمه خانواده آنها و ادامه بازداشت اعضای خانوادهای قتل عام زندانیان سیاسی 1367 و پرونده سازی و  مورد محاکمه قرار دادن آنها بدلیل شرکت در مراسمی که بستکانشان بدستور این رژیم به قتل رسیده اند را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری خواستار مداخله برای آزادی فوری آنها است.


کلمات کلیدی:
اکبر اعلمی : تعداد کسانی که از رهبری تبعیت کردند و در انتخابات شرکت کردند در تهر
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٦  

واقعیت های هشتمین دوره انتخابات مجلس؟! 

وبلاگ شخصی اکبر اعلمی، نماینده تبریز در مجلس ششم و هفتم از تبریز :  بالاخره پس از حرف و حدیث های فراوان و قلع و قمع داوطلبان شاخص نمایندگی هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی توسط هیات های اجرائی منصوب دولت و هیات های نظارت منصوب شورای نگهبان و شورای نگهبان (6 نفر منصوب رهبری و 6 نفر منصوب مجلس همسو با نهادهای انتصابی که حداقل سه نفر آن عضو هیات دولت و تابع احمدی نژاد است ) درستی گفته باهنر که پیشاپیش صادقانه اعلام کرده بود که اصلاح طلبان خواب مجلس را ببینند را ثابت کرد و این انتخابات هم کم و بیش مانند اغلب انتخابات آنگونه که اقلیت تمامیت خواه و برخی از نهادهای انتصابی دوست دارند به پایان رسید و البته کماکان از آن به عنوان یک فتح الفتوح عظیم و حماسه بی نظیر ملی یاد شد! با این وصف بنظر می رسد که بررسی نتایج این انتخابات از جهاتی خالی از لطف نیست:
الف – آتش تهیه برگزاری انتخابات:
1-
مجلس در آخرین روز کاری خود در سال 86، ماده 19قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی شورای را اصلاح و یک تبصره به ذیل این ماده الحاق کرد تا برای نخستین بار در جمهوری اسلامی حتی آرای ناخوانا، آرای سفید ریخته شده به صندوق، آرایی که کلا حاوی اسامی غیر از نامزدهای تایید شده می باشند، با تایید هیات نظارت حوزه‌ی انتخابیه مربوطه(این مصوبه دست هیات های نظارت را باز می گذارد تا بدلخواه خود آنجا که مصلحت می داند این قبیل آرا را تائید و یا رد نماید و از اینطریق زمینه راهیابی برخی از داوطلبان به مجلس را هموار و مسدود نماید!) برگه های رای باطل اما جزو آرای ناخوانا و آرای ماخوذه محسوب شوند و البته بموجب تبصره الحاقی آرای باطل ماخوذه در حد نصاب انتخاب نماینده محاسبه نمی شود! (1) از اینرو با این مصوبه بخش وسیعی از آرای باطله کسانی که صرفا با هدف ممهور شدن شناسنامه در پای صندوق های رای حضور می یافتند و در دوره های قبلی جزء آرای ماخوذه محسوب نمی شد، از این پس جزء آرای ماخوذه تلقی خواهد شد. مخبر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هفتم در توجیه این طرح گفته بود:"یعنی حدود 3 الی 4 میلیون نفر در انتخابات شرکت می‌کردند که یا آرایشان ناخوانا بود و یا سفید بود، در حالی که حضور آنها در انتخابات به معنای آن است که نظام را پذیرفته‌اند، اما فرد مناسب خود را در میان کاندیداها نیافته‌اند!" (2)
 اگر 3-4 میلیون مورد ادعای مخبر کمیسیون امنیت صحیح باشد لاجرم در مقایسه آماری انتخابات مجلس هشتم با دوره های قبلی باید رقم مذکور از آمار رای دهندگان مجلس هشتم کم شود(برای ارائه تحلیل دقیقتر،امیدوارم که وزارتکشور برای رفع هرگونه ابهامی آمار دقیق و کامل مربوط به انتخابات را همراه با همه جزئیات آن و به تفکیک مناطق شهری و روستائی هر یک از حوزه ها و آراء باطله صحیح و غیر صحیح ، در پایگاه اطلاع رسانی خود قرار دهد). 
2- چند هفته پیش از انتخابات شایعاتی مبنی بر بررسی ممهور شدن شناسنامه ها به مهر انتخابات در هنگام استخدام و یا ثبت نام در دانشگاهها در برخی از نقاط کشور منشر شد و گفته می شود ،برخلاف اصل 62 تعرفه هایی که در رای گیری روز جمعه به کار رفت دارای بارکد بودند!(3)
3-مقام رهبری ضمن تاکید بر لزوم مشارکت گسترده مردم در انتخابات از آنان خواستند که" نمایندگانی انتخاب شوند که راه را برای خدمت دولت هموارتر کنند."
 4- ائمه جماعات و مراجع تقلید نظیرآیات عظام : نوری همدانی ،مکارم شیرازی ومدرس یزدی شرکت در انتخابات را فریضه الهی واجب شرعی اعلام کردند.
 5-خاتمی رئیس جمهور سابق اعلام کرد که "با همه وجود در انتخابات مظلومانه اما با نشاط شرکت می‌کنیم".(4) و اغلب جریانات سیاسی با بسیج هنرمندان از مردم برای شرکت در انتخابات دعوت به عمل آوردند.
6-  فرمانده سپاه پاسداران خیلی صریح و صادقانه از همه بسیجیان خواست که در انتخابات از اصولگرایان حمایت کنند!(5)
 7- صدا و سیما از طریق شبکه های سراسری و دهها شبکه استانی با همه قوا و امکاناتی که در اختیار داشت ،بصورت سرسام آوری بطور شبانه روزی مردم را به حضور در پای صندوق های رای تشویق کرد، بنحویکه  بر اساس آمار اعلام شده ای که در اختیار است ،همزمان با روز انتخابات تنها شبکه بین المللی خبر با پخش هزار و 671 آیتم به مدت  1090 دقیقه ، گروه های تولیدی شبکه خبر با تهیه 237 دقیقه برنامه (6)، صدا و سیمای مرکز گلستان 15 هزار دقیقه (7)  صدا و سیمای اصفهان بیش از 2 هزار دقیقه خبر، 6 هزار دقیقه برنامه رادیویی و 4 هزار دقیقه برنامه تلویزیونی (8) و صدا و سیای مرکز آذربایجانشرقی بیش از هفت هزار و 600 دقیقه برنامه انتخاباتی شامل دو هزار و 700 دقیقه برنامه سیما و چهار هزار و 900 دقیقه برنامه صدا تولید و پخش کرده اند.(9) حال اگر این اعداد و ارقام در تعداد شبکه های سراسری و محلی ضرب شود حجم گسترده تبلیعات صدا و سیما و هزینه صرف شده در این زمینه معلوم خواهد شد.
ب-نتیجه تمهیدات فوق:
ب-1–در انتخابات کل کشور
براساس سرشماری سال 1385 جمعیت کل ایران 70495782 نفر بوده است.از این میان 21064537 نفر زیر 17 سال سن داشته اند و 1790656 نفر نیز 17 ساله بوده اند که در پایان سال 86 هنگام رای گیری 18 ساله شده اند. در اینصورت افراد 18 سال ببالای واجد شرائط برای رای دادن  در کشور 49431245 می باشد.نظر به اینکه در سال 85 نرخ مرگ و میر در کشور بطور متوسط حدود  6/0 در صد بوده است اگر در سال 86 نیز نرخ مرگ و میر را همین عدد فرض کنیم ،در اینصورت حدود 297764 نفر از افراد واجد رای دادن فوت شده اند که با کسر آن از تعداد جمعیت بالای 18 سال در کشور،حدود 49133481 نفر واجد شرائط رای دادن در کل کشور باقی می مانند. با توجه به اینکه بر اساس سرشماری انجام گرفته حدود 1594628 نفر از کل جمعیت ایران ، از اتباع خارجی(15) بوده و نمی توانند در انتخابات شرکت کنند(با فرض اینکه همه آنها بالاتر از 18 سال سن داشته اند) ،در اینصورت با کسر آن از کل جمعیت 18سال ببالا در ایران، 48835717 نفر ایرانی واجد شرائط برای رای دادن در هشتمین دوره انتخابات مجلس هستند.  حال چنانچه ادعای مسئولان مبنی بر اینکه کل آراء ماخوذه در کشور 22میلیون و 832 هزار نفر می باشد(16)، صحت داشته باشد ، در اینصورت  75/46درصد از واجدین شرائط در انتخابات اخیر شرکت کرده اند که در مقایسه با دوره قبل که میزان مشارکت 21/51 درصد بوده است، 46/4 درصد کاهش مشارکت داشته ایم! حال اگر 3-4 میلیون مورد ادعای مخبر کمیسیون امنیت صحیح باشد با توجه به اینکه طبق مصوبه اخیر مجلس در این دوره بر خلاف دوره های قبلی آرای باطله نیز جزء آرای ماخوذه محسوب شده است لاجرم در مقایسه آماری انتخابات مجلس هشتم با دوره های قبلی باید رقم مذکور از آمار رای دهندگان مجلس هشتم کم شود. با فرض اینکه آرای باطله در کل کشور حدود یک میلیون یعنی 5 در صد کل آرای ماخوذه و یک چهارم رقم مورد ادعای مخبر کمیسیون امنیت ملی باشد (طبق اعلام مسئولان امر در تبریز حدود 8/6 درصد(17) ، در مشهد و کلات 5/6 درصد(18) و در تهران حدود 9/8 درصد کل آرای ماخوذه(19) جزء آرای باطله بوده است که در این دوره جزء آرای ماخوذه شمارش شده است) در اینصورت آرای ماخوذه کل کشور در هشتمین دوره انتخابات مجلس قابل مقایسه با آرای ماخوذه دوره قبلی انتخابات مجلس ، حدود 21832000 که است که 7/44 درصد واجدین شرایط را شامل می شود.

ب-2–در حوزه انتخابیه تهران ،اسلامشهر ،ری و شمیرانات
بر اساس سرشمارس سال 85 حاصل جمع کل جمعیت تهران،اسلامشهر،ری و شمیرانات 8760565 نفر می باشد که از این تعداد 2007337 نفر در زمان سرشماری کمتر از 17 سال سن داشته اند لذا در هشتمین انتخابات مجلس واجد شرائط رای دادن نبوده اند.از این تعداد 177510 نفر در زمان سرشماری 17 ساله بوده اند که در هنگام رای گیری واجد شرائط برای رای دادن شده اند، بنابراین در تهران و حومه حدود 6753228 نفر بیش از 18سال سن داشته اند.طبق سرشماری به عمل آمده حدود 1594628 نفر از جمعیت ایران یعنی نزدیک به 26/2 درصد کل جمعیت جزء اتباع خارجی هستند که حق رای ندارند، از اینرو اگر فرض کنیم که 26/2 درصد جمعیت تهران و حومه نیز (حدود 197988 نفر ) جزء اتباع خارجی محسوب میشوند، با کسر این تعداد تقریبا 6555240 نفر از جمعیت تهران و حومه تبعه ایران و واجد شرایط برای رای دادن می باشند.اما نظر به اینکه نرخ مرگ و میر در استان تهران در سال 85 حدود 67/0 درصد بوده است ، بنابراین بصورت تخمینی 43920 نفر از اتباع ایرانی واجد شرایط نیز فوت کرده اند که با کسر آن از اتباع واجد شرایط حوزه انتخابیه تهران و حومه ،حدود 6511320 نفر در این حوزه برای رای دادن در هشتمین انتخابات مجلس واجد شرایط بوده اند،حال چنانچه 1740941 آرای ماخوذه صحیح تهران و حومه صحت داشته باشد(حتی 239617 نفر کمتر از مجلس هقتم و 463906 نفر کمتر از مجلس ششم) در اینصورت 74/26 درصد از کل واجدین شرایط حوزه انتخابیه تهران،ری،اسلامشهر و شمیرانات در هشتمین انتخابات مجلس شرکت کرده اند که نسبت به هفتمین انتخابات مجلس با 75/2 درصد کاهش مواجه شده است !
ب-3-در آذربایجانشرقی:
 
بر اساس سرشماری سال 1385جمعیت کل آذربایجانشرقی حدود3603456 نفر بوده است(10).از این میان 992569 نفر کمتر از 17 سال سن داشته اند که فرض می کنیم بدلیل نرسیدن سنشان به 18 سال هیچیک نمی توانستند در این دوره از انتخابات رای بدهند.اما جمعیت 17 ساله ها که در آبانماه سال 85 حسب سرشماری به عمل آمده 85210 نفر می باشند ،در سال 86 واجد شرایط رای دادن بوده اند، در اینصورت 2696097=85210+992569 -3603456 نفر واجد شراط رای دادن در آذربایجان بوده اند.از آنجا که طبق سرشماری به عمل آمده نرخ مرگ و میر در آذربایجانشرقی در سال85 حدود 6/0% برآورد شده است ، با فرض تداوم همین نرخ مرگ و میر در سال 86 حدود 16176 نفر میزان مرگ و میر جمعیت واجدین برای رای دادن خواهد شد که با کسر آن از رقم 2696097،جمعیت واجد شرایط آذربایجانشرقی برای رای دادن در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی حدود 2679921 نفر خواهد بود.اگر فرض کنیم که گفته مسئولین مبنی بر 1250607 آراء ماخوذه(حاصل جمع آراء ماخوذه صحیح باطله و غیر باطله در همه حوزه های انتخابیه استان به نقل از ستاد انتخابات کشور 25/12/86) در حوزه انتخابیه مورد نظر کاملا درست است، در اینصورت درصد مشارکت مردم استان آذربایجانشرقی در هشتمین دوره انتخابات مجلس 67/46 درصد بوده است که با در نظر گرفتن اینکه در دوره قبل از 2670062 نفر واجد شرایط از تعداد 1373467 نفر(11) یعنی 4/51 در صد واجدان شرایط شرکت کرده بودند بنابراین میزان مشارکت 73/4 درصد نسبت به دوره قبل و 53/20 درصد نسبت به انتخابات مجلس ششم کاهش داشته است( در ششمین دوره انتخابات مجلس 2/67 درصد واجدان شرائط شرکت کرده بودند یعنی 1511816 کل آرای ماخوذه بوده است).این در حالیست که در برخی از حوزه ها تا 110 درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت کرده اند!! چنانچه آرای باطله ای که با مصوبه اخیر مجلس در این دوره بر خلاف دوره های قبلی ،جزء آرای ماخوذه محسوب شده است را از کل آرای ماخوذه کسر نمائیم، در اینصورت نتیجه مربوط به مشارکت مردم آذربایجانشرقی در انتخابات مجلس هشتم بیش از این کاهش نشان خواهد داد.
ب-4–در حوزه انتخابیه تبریز،آذرشهر و اسکو
بر اساس سرشماری سال 1385جمعییت کل حوزه انتخابیه تبریز،آذرشهر و اسکو حدود 1766289 نفر بوده است. از این میان 449244 نفر در سال 1385 کمتر از 17 سال سن داشته اند. قهرا این اشخاص در سال 86 هم نمی توانند رای دهند .اما جمعیت 17 ساله که تعداد آن 37321  بوده است ، در سال 86 جزء واجدین شرائط رای دادن هستند، لذا افراد واجد شرایط برای رای دادن در حوزه انتخابیه مذکور 1317045 = 1766289-449244 می باشد.نظر به اینکه نرخ مرگ و میر سالانه در آذربایجانشرقی 6/0 درصد بوده است که با فرض اینکه همین نرخ در حوزه انتخابیه مورد بحث نیز صدق می کند، در اینصورت 7902 نفر از واجدین شرایط فوت شده اند که با کسر این تعداد افراد واجد شرایط برای رای دادن در حوزه انتخابیه تبریز،آذرشهر و اسکو 1309143 نفر می باشد.با وجود اینکه در تبریز تا واپسین لحظات روز رای گیری اکثریت شعبات اخذ رای کاملا خلوت بود (علیرغم اشتهای فراوان صدا و سیما به پخش
تصاویر مردم در پای صندوقهای رای در سراسر کشور، حتی یک تصویر هم از تبریز در تلویزیون پخش نگردید اما پس از تمدید مهلت رای گیری و خرید هر رای به قیمت 5000 تا بیست هزار تومان توسط برخی از داوطلبان و توزیع فرم های اشتغال توسط یکی از داوطلبان ،در برخی از شعبات رای گیری تبریز صف های 30-40 نفره ایجاد شد!)،اگر فرض کنیم که گفته مسئولین مبنی بر 382480 آراء ماخوذه (12)در حوزه انتخابیه مورد نظر کاملا درست است(13) در اینصورت مشارکت مردم تبریز،آذرشهر و اسکو و توابع آن در انتخابات اخیر 2/29 % بوده است که در مقایسه با دوره قبل 59/2 درصد کاهش مواجه شده است(دوره هفتم 79/31 درصد مشارکت داشتند) و اگر دهها هزار آرائی که بصورت تک رای بنام اینجانب یا سفید در صندوق ها ریخته شده و باطله محسوب اما بموجب مصوبه اخیر مجلس برخلاف دوره های قبلی برای بالا نشان دادن میزان مشارکت مردم جزء آراء ماخوذه محسوب می شود کسر نمائیم ،در اینصورت درصد مشارکت مردم این حوزه انتخابیه کمتر از 2/29 درصد خواهد بود  و چنانچه تعرفه هائی که به بهانه نوشتن نام اینجانب نام پزشکیان و چند تن دیگر از داوطلبان را هم در آن نوشته اند(بگفته چند منبع موثق در نزدیک به صد هزار تعرفه رای نام اینجانب و یکی دو تن از کاندیداها  بعنوان اعتراض نوشته شده بود و البته قانونا بنام داوطلبان مذکور منظور شده است) را کسر نمائیم، سهم مشارکت از این رقم هم کمتر خواهد شد؟(گفتنی است که از دو هفته قبل از زمان رای گیری تا آخرین لحظات رای گیری از طریق اس ام اس و روش های دیگر در سطح  بسیار وسیعی در آذربایجان و حوزه انتخابیه تبریز،آذرشهر و اسکو شایع کرده بودند که صلاحیت اینجانب تائید شده است و به محض اینکه دو روز مانده به انتخابات مراتب را در وبسایت شخصی ام تکذیب کردم، بکمک امداد های غیبی این وبسایت تا پایان انتخابات مسدود شد !). نکته در خور توجه اینکه رئیس ستاد انتخابات آذربایجان برای توجیه کاهش حضور مردم در تبریز مدعی شده است که:" به هنگام انتخابات مجلس ، شهرستانی های مقیم تبریز همواره به مناطق خود مراجعه کرده و در حوزه های مربوط به خود رای می دهند لذا این مسئله موجب شده است که میزان مشارکت رای دهندگان تبریز در انتخابات مجلس همواره کمتر از دیگر شهرستان ها است."!!(14) گفتنی است که در ششمین دوره انتخابات مجلس در سال 78 در همین حوزه بالغ بر ۵۶۶۱۰۳ رای صحیح غیر باطله به صندوق ها ریخته شده بود که علیرغم تقلبات وسیع صورت گرفته و نخواندن بسیاری از آرای اینجانب حدود 200 هزار رای به راقم این سطور تعلق داشت.
 
ب-5- در حوزه انتخابیه مشهد و کلات
 
در انتخابات اخیر حوزه انتخابیه مشهد و کلات نیز که یکی از مناطق مذهبی ایران است با کاهش مشارکت مردم مواجه شد، بنحویکه 82/33 درصد از واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند(53/40 درصد مورد ادعای وزارتکشور!) که در مقایسه با دوره قبل 28/13 درصد کاهش داشته است.سایر حوزه های انتخابیه و بویژه مراکز استان ها و کلانشهر ها نیز کم و بیش گرفتار همین سرنوشت شده است که در این نوشتار مجال پرداختن به همه آنها نیست.
ج- نتیجه گیری
امام جمعه تبریز گفته است که "شرکت گسترده مردم در انتخابات لبیک به مقام عظمای ولایت بود"(20) و استاندار آذربایجانشرقی نیز اعلام کرد که
"انتخابات هشتم مجلس شورای اسلامی رفراندوم مشروعیت نظام بود" !(21) از آنجا که استفاده از چنین تعابیری جزء شعارهای مرسوم بسیاری از مسئولین است، لذا حتی اگر چنین ادعاهائی را هم مبنای داوری قرار دهیم ،در اینصورت مفهوم مخالف استدلال فوق این خواهد شد که نظام جمهوری اسلامی در میان 25/53 در صد مردم کشور،26/73 مردم تهران،33/53 درصد مردم آذربایجانشرقی،8/70 درصد حوزه انتخابیه تبریز و حومه و حوزه انتخابیه...فاقد مشروعیت می باشد!؟ و با توجه به توصیه مقام رهبری مبنی بر اینکه " نمایندگانی انتخاب شوند که راه را برای خدمت دولت هموارتر کنند" ، میزان تبعیت مردم از مقام رهبری در این خصوص در انتخابات اخیر در حالت خوشبینانه آن معادل با حاصلجمع آرائی است که در هریک از حوزه های انتخابیه آگاهانه به داوطلبان مدافع دولت ریخته شده است که این رقم در تهران و حومه بین 500-400 هزار نفر است ! اگر آمار بسیجیان و سپاهیان و ...در کشور و بویژه تهران و توصیه فرمانده کل سپاه را مد نظر قرار دهیم ، نتایج حاصله بسیار معنا دار خواهد شد! از طرفی با توجه به سیر نزولی کاهش میزان مشارکت مردم در هر دوره، نتیجه دیگر پذیرش ادعای فوق این خواهد شد که مشروعیت نظام هم سیر نزولی دارد!؟ اما واقعیت این است که در بسیاری از حوزه های انتخابیه کوچک و خصوصا روستا ها و حتی در شهرها و کلانشهرها،مردم  فارغ از  گرایشات سیاسی داوطلبان و نوعا با انگیزه ها و علائق بخشی، عاطفی، قومی و قبیله ای و خانوادگی و نظایر آن به داوطلبان مورد نظر خود رای می دهند،چنانکه در رژیم گذشته نیز با توجه به همین علائق و تقریبا با همین درصد به داوطلبان دلخواه حزب رستاخیز و حکومت رای می دادند. لذا تجربه نشان داده است که در ایران حدود 40 تا 65 درصد از آرای ماخوذه فارغ از نوع رژیم حاکم با توجه به همین علائق و مناسبات در صندوق ها ریخته می شود و ارتباطی با نظام سیاسی حاکم ندارد. در تهران با توجه به آرای داوطلبان موسوم به اصولگرا، می توان گفت که حدود 12-10 درصد از آرای واجدین شرایط برای رای دادن، با توجه به علائق حکومتی و بصورت سنتی در صندوق ها ریخته شده است و همین درصد کم و بیش در سایر نقاط ایران نیز حاکم است و یک طیف خاص از قدرت های انتصابی، با تکیه بر همین بخش از آراء بر اکثریت مردم اعمال اقتدار و حکومت می کنند.
ماخذ:
(1)ایسنا 1/12/86(2)روزنا 30/11/86(3) (رونامه اعتماد)(4)ایسنا 16/12/86(5) 18 بهمن 1386در دانشگاه تربیت معلم تهران(6)ایسکانیوز24اسفند1386(7)مدیر کل صدا و سیمای گلستان پنجشنبه
۲۳ اسفند ۱۳۸۶ (8)مدیرکل صدا و سیمای اصفهان خبرگزاری فارس24/12/86(9)مدیر کل صدا و سیمای آذربایجانشرقی در گفتگو با ایسنا آذربایجانشرقی 26/12/86(10) ماخذ پایگاه اینترنتی مرکز آمار ایران – جدول2-17 جمعیت بر حسب جنس و تابعیت(11) پورمحمدی افزود: کد ملی ‌22 میلیون و ‌832 هزار نفر ـ نزدیک به
23میلیون نفر ـ روز جمعه ثبت شده است.جام جم آنلاین 25 اسفند(12)قائم مقام ستاد انتخابات آذربایجانشرقی در گفتگو با ایسنا منطقه آذربایجانشرقی 27/12/86 (13)خبرگزاری مهر 26/12/86(14) تابناک 27/12/86(15)جدول 26 نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1385(16)24 اسفند 86 ایرنا(17) رئیس ستاد انتخابات آذربایجانشرقی در گفتگو با ایسنا و مهر آذربایجانشرقی– 26/12/86 و فارس 26/12/86 بنقل از فرماندار تبریز،(18)مسئولان امر از فرط دستپاچگی آمارهای ضد و نقیض ارائه دادند. بنگرید:(فرماندار تبریز) فارس مورخه25/12/86، ایسنا 26/12/86 بنقل از اطلاعیه وزارتکشور،رئیس ستاد انتخابات آذربایجانشرقی در گفتگو با فارس 24/12/86 و 27/12/86 خبرگزاری ایرنا و ایسنا به نقل از نایب رییس‌ستاد برگزاری‌انتخابات آذربایجان‌شرقی(19)خبرگزاری مهر 25/12/86 (20)ایسنا 28/12/86(21)ایسنا 28/12/86 در جمع اعضای شورای تامین استان


کلمات کلیدی: